شعری از فرهنگ روشنی
6 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | فرهنگ روشنی شعری از فرهنگ روشنی
حالا تو مرده‌ای و زمان می‌رود عقب
با نبش‌قبر خاطره، طوفان به پا نكن
تنها شدی، شبيه شبی پابه‌ماهِ بغض
ديگر به شانه‌های كسی اعتنا نكن ...

ادامه ...
شعری از فرهنگ روشنی
6 مهر 04 | قوالب کلاسیک | فرهنگ روشنی شعری از فرهنگ روشنی
شبیه آس دلی، لا به لای دستانم
که می‌درخشی و من جز تو را نمی‌خوانم
تو حکم هستی و جز تو کسی نباید هم
در این قمار شبانه بپاشدم از غم ...

ادامه ...