اولین نشانه ی جنون / رحیم رسولی
29 اسفند 90 | اندیشه و نقد | رحیم رسولی اولین نشانه ی جنون / رحیم رسولی
یک نوشته زمانی یک اثر محسوب می شود که تاثیرگذار باشد و یک اثر زمانی تاثیرگذار است که شناسنامه دار و پدر و مادر دار باشد . گیرم فرزند ادبیات ، سیاست ، تکنولوژی ، اقتصاد و حتا بهداشت ،‌درمان و آموزش پزشکی ! مهم این است که «موجود» باشد ولو در بازار آزاد . اما طنز فرزند خلف و تقریباً ته تغاری و همچنین نمک این خانواده است که البته شیرینی اش هم جای خود دارد . ...

ادامه ...
نگاهي به مجموعه شعر
29 اسفند 90 | اندیشه و نقد | داریوش معمار نگاهي به مجموعه  شعر
عليرضا عباسي در شعر هايش بهره بسياري اين وضع گرفته: در حالت كلي اگر بخواهم مشخصه هايي براي اين وضع بيان كنم؛ صراحت عاطفي و حسي، بي پرده بودن، به دنبال طرح مسائل مهم و شگفت انگيز نبودن، توجه به جزئيات دم دست امور، و ظرايف آن را مي توانم بخشي از استعدادي بدانم كه اگر در دسترس شاعر باشند شعر هايي از اين نوع خلق مي شوند. ...

ادامه ...
گفت‌وگو با مهرداد فلاح پيرامون جايگاه شعر در دهه 80 / سعيد ابراهيمي
29 اسفند 90 | گفتگو | سعيد ابراهيمي گفت‌وگو با مهرداد فلاح پيرامون جايگاه شعر در دهه 80 / سعيد ابراهيمي
مهرداد فلاح متولد 1339 در لاهيجان است. از اين شاعر و منتقد تاكنون آثاري چون «تعليق ـ يادآوري ها» (مجموعه شعر/ دونفره با جعفر خادم)، «در بهترين انتظار» (شعر)، «چهار دهان و يك نگاه» (گزينه اشعار)، «دارم دوباره كلاغ مي شوم» (شعر)، «از خودم» (شعر)، «بريم هواخوري» و... منتشر شده است. پيرامون شعر دهه 80 با ايشان به گفت وگو نشسته ايم كه از نظر مي گذرانيد. ...

ادامه ...
بررسی "درجستجوي آن لغت تنها" سروده یداله رویایی/ منصور خورشیدی
29 اسفند 90 | بررسی کتاب | منصور خورشیدی بررسی
معذالک فکر نمی کنم که رویایی در این کتاب با همه ی تلاش چهل ساله اش به آن "لغت تنها" رسیده باشد ! او هنوز درجستجوی خود باقی است، وتصور می کنم که تا همیشه منتظرآن لغت تنها می ماند. مگرمخاطبان حرفه ای شعر درادامه ی " واریاسیون ظهر بردار " رویا را به یافتن آن "لغت تنها" یاری کنند . به " امید آمدن لغتی ، لغتی که نمی آید " ...

ادامه ...
داستان هایی از بهاره ارشد ریاحی
23 اسفند 90 | داستان | بهاره ارشد ریاحی داستان هایی از بهاره ارشد ریاحی
چراغ گردان آمبولانس یکی در میان روشن می شود و نور قرمز رنگ در تاریک روشن غروب، گم..چرخ های کم باد ماشین، روی چوبهای بادکرده پل معلق به طرز خطرناکی تکان می خورند. سیل و طوفان، نیمی از دهکده را با خود برده است و اجساد متحرک لا به لای گل و لای ویرانه ها به دنبال تکه نانی..گوشه ی دیوار فروریخته ی ساختمان قدیمی شهرداری، کنار تابلوی رنگ و رو رفته ی سردر، سگ خشمگینی استخوان بازوی کودکی را بین دندان گرفته و بزاق چسبنده اش روی زمین می چکد. سگ، پاهایش را روی زمین می ساید و با غرولند ...

ادامه ...
داستاتی از سارا حاجی پور
23 اسفند 90 | داستان | سارا حاجی پور داستاتی از سارا حاجی پور
چشمانی خیس از زندگی جداگانه ای ونگاهی ملتمسانه به شاخ وبرگ خشکیده ی درختان.
گاهی سکوت آدم ها مرا به وجد می آورد ویه یاد اتفاقی می افتم که سالیانی است ، مانند میخی به سرم کوبیده می شود، اتفاقی ناخوشایند و پردغدغه ...... .
وقتی میان انبوهی از جمعیت گام بر می دارم، تمامی نگاه ها را در اندک فرصتی می نگرم. گاه نگاهی پریشان و گاه نگاهی پر تلاطم ..
...

ادامه ...
معرفی کتاب "شکل چندم از منی" سروده جواد قاسمی
21 اسفند 90 | معرفی کتاب | جواد قاسمی معرفی کتاب
" شکل چندم از منی " مجموعه ای از جواد قاسمی است که در برگیرنده 43 قطعه از شعرهای آزاد او در 51 صفحه می باشد که انتشارات بوتیمار آن را به نحوی شایسته در ادامه سری جدید انتشار مجموعه های شعرش تحت عنوان " مجموعه شعر معاصر " به زیور چاپ آراسته است . ...

ادامه ...
نگاهی به مجموعه شعر "مادر" سروده کورش همه خانی / منصور خورشیدی
17 اسفند 90 | بررسی کتاب | منصور خورشیدی نگاهی به مجموعه شعر
روزی که تابستان در پوست گندم جوانه می زد ، شبنم زدی بر صورتم ، تورا به نام صدا زدم ، سوگند به آب ، به هجوم بی دلیل نور به کوچ بی دریغ آفتاب ، به دامن چین خورده ی باد ، به گیسوی بلند کوه ، به اسم بهار ، به ساقه های باریک ِ پا های باران در صلابت ِ ظهر ِ یک منظره ی غریب ،شعر با یک قطعه ی ادبی که شاعر آن را به نام مادر ، معمای هستی ، افسر الملوک شعر ، کلانتر زنی با زندگی ساده ، آغاز شده است .
...

ادامه ...
غزل هایی از سید مهدی نژادهاشمی
17 اسفند 90 | قوالب کلاسیک | سید مهدی نژادهاشمی غزل هایی از سید مهدی نژادهاشمی
پلنگ وار
چکیده است
اشک و آهی که ...
دلش گرفته
برای تو و نگاهی که ...
دوباره قصه ی چاه و
طناب پوسیده ... ...

ادامه ...
چند رباعی از اسدالله مظفری
17 اسفند 90 | قوالب کلاسیک | اسدالله مظفری چند رباعی از اسدالله مظفری
یک عــمر پــر از تــرانه
دسـتم دادی
عمری شب عاشقانه
دستم دادی
می خواستم از تو دور باشم
اما
خندیدی و هـی بهانه
دستم دادی ...

ادامه ...