شعری از لوئی آراگون / برگردان : ماندانا حسنلو
14 دی 91 | ادبیات جهان | ماندانا حسنلو شعری از لوئی آراگون / برگردان : ماندانا حسنلو
به رغمِ ِخویش،
مقصودِ من از خدا تویی
در آغوش گرفتنِ تمام دوست داشتنی ها
و باقی،
تاسی است که می ریزند ...
...

ادامه ...
شعرهایی از شراره کامرانی
14 دی 91 | شعر امروز ایران | شراره کامرانی شعرهایی از شراره کامرانی
به هر دری
می زنم
پنجره ای
بسته می شود
من مانده ام و
دستی کوتاه
که به رویاهای دور
نمی رسد ...
...

ادامه ...
شعری از انسیه موسویان
14 دی 91 | شعر امروز ایران | انسیه موسویان شعری از انسیه موسویان
به جز تو
محبوب من !
مردان بی شماری را
دوست داشته ام
بر شانه های بی شماری گریسته ام
و بوسه ها و لبخند هایم را
با لبان بسیاری
در میان نهاده ام
...

ادامه ...
شعر افغانستان : شعری از قاسم قاموس
14 دی 91 | ادبیات جهان | قاسم قاموس شعر افغانستان : شعری از قاسم قاموس
آوارها
آواره ام می کند
می دانم
کسی شبیه من نیست
همزادم را کشتم
درونم غوغایی ست
می شنوی؟
...

ادامه ...
پنجاه‌وسومین سالروز درگذشت «آلبر کامو»
14 دی 91 | و ... | پیاده رو  پنجاه‌وسومین سالروز درگذشت «آلبر کامو»
او در جایی گفته بود: مضحک‌ترین و بی‌معناترین نوع مُردن در اثر تصادف رخ می‌دهد؛ و دست تقدیر برای او مرگی این‌چنین رقم زد. بعدازظهر چهارم ژانویه‌ی 1960، ماشینی که کامو یکی از سرنشینان آن بود، به درختی در حاشیه‌ی بزرگراه می‌کوبد و تکه‌تکه می‌شود. ...

ادامه ...
پیاده رو : گفت و گوي آرش نصرت اللهي با شمس لنگرودي
27 آذر 91 | گفتگو | آرش نصرت اللهي پیاده رو : گفت و گوي آرش نصرت اللهي با شمس لنگرودي
- ببينيد ، شعر ما اندوهگين است و علت هاي زيادي هم دارد . اما چند تا علت برجسته تر به نظر مي رسد كه من خدمت شما عرض مي كنم : يكي برمي گردد به قبل از مدرنيته . پيش از مدرنيته ، عمومن اندوه مقدس شمرده مي شد . وقتي شرح حال بزرگان را مي خوانيم چه در غرب و چه در شرق يكي از نكات برجسته اي كه معمولن ذكر مي شود اين است كه هرگز كسي خنده ي او را نشنيد و اين ارزش شمرده مي شد . انگشت شمار بودند كساني كه از خنده و شادي صحبت ...

ادامه ...
پیاده رو : گفت و گوي آرش نصرت اللهي با اكبر اكسير
27 آذر 91 | گفتگو | آرش نصرت اللهي پیاده رو : گفت و گوي آرش نصرت اللهي با اكبر اكسير
جهان پر است از توطئه‌ي نام‌ها. در جهاني با اين همه نام، لطفن فرانو را نيز تحمل كنيد! آن چه مورد نظر من است، كيفيت شعرها است. در اين شعرها اگر مي بينيم تلخي طنز به شادمانه‌گي خيامي آميخته و خبري از يأس و نااميدي و سياه‌نمايي‌هاي محفلي و شعارهاي معدني در آن نيست، به خاطر اين است كه از زبان كودكي معصوم اما هوشمند بيان مي شود. نوستالژياي خاصي دارد كه هم‌زاد پنداري و هم‌ذات پنداري را در مخاطب تقويت مي‌كند. از كليشه مي‌گذرد و به ريشه مي‌پردازد، بومي نگر است و جهاني‌انديش. محصول مشترك حواس پنجگانه‌ي زمان و زبان ...

ادامه ...
غزلی از علیرضا بدیع
24 آذر 91 | قوالب کلاسیک | علیرضا بدیع غزلی از علیرضا بدیع
اگر سنجاق مویت وا شود
از دست خواهم رفت
که سربازی چه خواهد کرد
با انبوه جنگاور؟
دلم را پیشتر از این
به کف آورده ای؛ حالا
زلیخایی کن و
پیراهنم را هم به چنگ آور ...
...

ادامه ...
غزلی از سیامک بهرام پرور
24 آذر 91 | قوالب کلاسیک | سیامک بهرام پرور غزلی از سیامک بهرام پرور
به روی جادهء واژه
بیا قدم بزنیم
نگو که: «خسته ام
آخرچرا قدم بزنیم ؟!»
تمام هستی «من» را
گرفته این دنیا
بیا که تا ته دنیا
«تو» را قدم بزنیم ...

ادامه ...
شعری از بهزاد خواجات
21 آذر 91 | شعر امروز ایران | بهزاد خواجات شعری از بهزاد خواجات
مثلن میکی موس ها
به دنیا می آیند
و کیک های تولد
سیگار از پس سیگار ،
این کوه ایستاده باشد تا
بر آن تُف کنند و ...
یعنی که سیماب جاده ها بودی ،
سیماب جاده ها بودم ... ...

ادامه ...