شعرهایی از تی . اس . الیوت / برگردان : حسین خلیلی

نویسنده : حسین خلیلی
تاریخ ارسال : بیست و یکم مهر ماه ١٣٩٣


تی . اس . الیوت

به ترجمه ی حسین خلیلی

 

صبح در پنجره

 

در آشپز خانه های زیر زمینی

آنها بشدّت مشغول بشقابهاي صبحانه اند

همراه با حاشيه هاي پایمال شده ی خيابان

من آگاهم از رطوبت روح خدمتکار ها

به شكل محزونی می شکفند در آستان دروازه ها

 

امواج قهوه گون مه شیر یا خط می کنند برايم

چهره هاي مچاله شده از انتهاي خيابان

واز پارگي دامن گل آلود رهگذري

لبخندي بي اراده معلق است در هوا

که محو ميشود بر امتداد سطح طاقها .

 

 

چشمها آن آخرين منظرم در اشك

 

چشم ها آن آخرين منظرم در اشك

ميان شقه شقه شدن

در سلطه ی رویای مرگ اينجا

بازمنظري زراندود ميبينم اما با چشمهاي بي اشكم

اين شكنجه ي من است

 

شكنجه ي من است

اينكه نبايد دوباره ببينم با چشمها

 

چشمهاي مصمم

دوباره نبايد ببينم من

جز بر درگاه سلطه ي دگر باره ي مرگ

 

آنگونه كه آندم

چشمها كمي بيشتر پايند

 

در آندم

كه كمي بيشتر پايند اشكها

 

و به سخره بگيرندمان .


بازگشت