شعر افغانستان : شعری از قاسم قاموس

نویسنده : قاسم قاموس
تاریخ ارسال : چهاردهم دی ماه ١٣٩١


آدمیتم زیر سوال رفته

 

سه هزاره جنگ و كمی بيشتر 

هوایی برای نفس کشیدن نیست

گرفته ام

احساسم ترک برداشته است

می ترسم

بشکند

کسی مرا فکر نمی کند

آوارها

آواره ام می کند

می دانم

کسی شبیه من نیست

همزادم را کشتم

درونم غوغایی ست

می شنوی؟

گوشهایت را وام می گیرم

آنسوی دنیا خبرهایی ست

نگرانم می کند

عقب مانده نیستم

ذهنم را پس بدهید!

شبیه کابوسهایم فکر می کنم

شبها طولانی می شود

یلدایم در بستر افتاده است

نگرانم می کند

آه!

رنگ پریده اش را می بینم هر شب

نفس می زند

زندگی همین است

نفسهایم تنگی می کند

دلم هوای یک دم نیستان کرده است

امشب

جهانی را دل تنگی می کنم

این هزاره

فرجی نخواهد کرد

گشایشی در کار نیست

آدمیتم زیر سوال رفته است

شک نکیند

آدمم

آدم.

 

قاسم قاموس

کابل 11/9/1391


بازگشت