بررسی "شورش علیه بیْ بی ام بود " سروده علی فتحی مقدم/ منصور خورشيدي

نویسنده : منصور خورشيدي
تاریخ ارسال : سیزدهم بهمن ماه ١٣٩٠


حروف شكسته ي باران

منصور خورشیدی

 

 "شورش علیه بیْ بی ام بود

 علی فتحی مقدم

نشر الكترونيكي هشتاد "

كتاب با دو فصل :

الف : شورش علیه بیْ بی ام بود

ب : حروف شكسته ي باران

با بيست و يك شعر در پنجاه و يك صفحه به بازار كتاب عرضه شده است .

 

شعر هايي با بيان صريح در انتقال مفاهيم ودر ساده ترين بيان ، اما -  هر جا ضرورتي پيش آمد به زبان استعاره يا در مفهوم كنايي درون مايه ي شعر خود را متحول كرده است . و در بلند ترين نقطه از شعر ايستاده است . تا نظري به پايين بيندازد . و خود را ببيند . – فتحي مقدم – را به تماشا بنشيند . و تجربه هاي خود را عرضه كند .

 

فتحی مقدم های متفاوتی را به بند کشیده

اینجا فقط امکان مبارزه از خواب هایم دیوار بلندی بود

 که پاورچین پاورچین

پ

ا

ی

ی

ن

دربلندترین نقطه ازشعرایستاده ام.

 

توانایی شاعر در کاربرد زبان ، جهت بر قراری ارتباط با خواننده شعر ، زمينه را براي بروز خلاقيت هاي او فراهم كرده است .تا تجسمي از واقعيت هاي ملموس را سهم خود كند .

 

وقتی که زادگاهم را

 به بستر دیگری ترک گفته ام

 تا معطوف به رنگین کمانی در عمق آب های دور- شوم –

 

 

گاه در ساده ترين نوع بيان از كار كرد کلمه وتركيب هاي كلامي بهره برده است تادر يك بيان تصویری كه حاصل تجربه های دیداری و شنیداری در محیط او محسوب می شود .تفكر خود را در يك قطعه شعر بيان كند .

 

 

و فرقی نمی کند سبز گردنم جنگل به هم ریخته ای باشد

 یا به تحرک چند کلمه

 به همین سادگی برسینه هایم چنگ بزنی

آبستن از وطن گریخته باشم .

 

 

 

و " نا برابری رنگ ها را تجربه " ي تنهايي خود در شكل شعر كند .و با تني كه ظاهر بهم ريخته اي دارد سازگاري ايجاد نمايد . و با تاكيد ،  بيان كند كه :

- سلول هایی انفرادی که صورتم را شکل می دهند – شكل تن و تمناي تن و تنهايي باشد كه تمام او را در محاصره ي خود دارد تضاد دروني ايجاد كند .

 

مزاج من در جمله نویسی عاشقانه سرد است   -  درست ؟

دست و دلم به پوست تو درسطر بعد نمی رود  -  درست ؟

اما چقدر می یو می یو به فتح تو آمدم نفهمیدی؟

 

اين مجموعه داراي شعر هایی است که به ظاهر مضمون واحد دارند ،   و قصد بیان حرفی را دارند كه ساده تر دریافت شوند . و سریع تر مخاطب را به درک همان موضوع واحد كه منظور شاعر، در خلق شعر است می رسانند.  اما ناگفته هايي در همين نوع از بيان در اين مجموعه وجود دارد كه نياز مند سپيد خواني است . - که از تصرف ناشناخته ها – صادر مي شوند . و هر تلاش ديگري به اين نتيجه مي رسد كه :

 

همیشه ي خوابهایم

 محیط زیست مناسبی

 براي واقعیت تلخ ِ قورباقه هایی سمی بود

 اما دریغ از عبور حشره اي پلاستیکی

که دل به حقیقت مرگ بسته باشم وُ

 او نیز

 - دل به واقعیت پنهان در زبان خودش

 

تصور می شود نیاز شعر امروز کشف همين ناشناخته ها و نادیده ها است ، اشیا ی ناشناخته ای که باید تصویری از آن ترسیم شود و نام بگیرد تا نمای رابطه شود . موضوعی که باید در نگاه نخست رجعتی باشد تا انسان شاعر به اصل خود مباهات کند . و ارجاعی به بیرون از خود داشته باشد .

 

از غروب یک تابلوی رئالیستی گرفته

 تا پستان های سورئالیستی یک درخت

 ذهنم را باز می گذارم

 برای روزهایی که از باغچه خالی ام

 

چند توصيه براي شاعر جوان جنوبي علي فتحي مقدم.

 

1 - پرهيز ازاطناب در شعركه شاعر را از نیت اصلی در ارائه ی معنا دور می کند . و شاعر باید زبان را به سمت ایجاز حرکت دهد . به سمت فشرده ترین نوع بیان یعنی مجاز که عصاره ی استعاره محسوب مي شود .

 

2 - دستور زبان راه را برای ورود به سمت ایجاز در کلام آماده می سازد همه ی فاصله ها را کوتاه می کند . مکثر را به وحدت می رساند . اسم جای صفت می نشیند و صفت جای اسم . فعل کارکرد خود را به مصدر می دهد . و اسم مصدر کار فعل را انجام می دهد .

امکانات گسترده ای که  دستور زبان در کاربرد کلمه ، برابر شاعر قرار می دهد . راه رسیدن به درک شعر را آسان می کند . اين دونكته براي همه ي شاعران جوان ضروري به نظر مي رسد . به نمونه اي كه داده ام توجه شود .

 

در پوست خود کم آورده ام که بگویی نمی گُنجی

 نمی گُنجی که بگویی پرتاب سنگ،

 غریزه ي عمیقی ست

 که از روبروي سکوت می آید

 و هرچه بیشتر شتاب می گیرد

دوباره ي برگشتن به سمت است!

 

در اين نوع از كاركرد نحوي زبان ، شايد – تعمدي – در كار باشد كه من از آن بي خبرم . نيت چيزي در سر باشد كه در جاي ديگر سر ، باز كند !

 

و مورد ديگر تن دادن به ساده نويسي است كه در برخي از قطعه ها ي اين مجموعه ديده مي شود و حالت نثر گونه به خود گرفته اند  :

كه پيش تر در اين مورد گفته بودم " ساده نويسي ضد شعر مدرن است .

 

تصرف شاعر در واقعیت کلمه مانور او را برای ارائه ی تغییر و خلق واقعیت تازه آماده می کند . زيرا پدیده های پیرامون جهان شاعر حضور دیگری دارند که با ساده نویسی امکان بروز و ظهور آن وجود ندارد .

 

شعر ساده ضد فرم و تکنیک زبانی است . چرا که ساده نویس آن چه را در جهان اطراف خود می بیند و حس می کند می نویسد ، بی آن که تصرفی در آن ها داشته باشد . به همان شکل آن را در سطر هاي سپید منتقل می کند ."

 

نمونه اي از نوع ساده نويسي در اين مجموعه :

 

و لاک

 چقدردلم می خواست می زدی

 به ناخن هایت

 به دریا

 به هر چه توی سرات می گذشت وُ

 به من نمی رسید

 واق واق هایی که

 مرا از  اضلاع کودکیم دور می کردند

 

 

اين نوع از بيان عمل كرد شاعراني است  که با شگرد های زبانی وارد قلمرو شعر نمي شوند.تفاوت بين شكل و ساختمان و مفهوم حاصل از آن رابه خوبي درك نمي كنند. وتن به بازي هاي زباني مي دهند . اگر چه مي دانم ، كه قصد فتحي مقدم بازي با كلمه و كاركردهاي كلامي نبوده است . اما دانستن آن براي شاعر امر حتمي است .

 

اما شما

 مرا فقط از پشت شیشه نگاه کنید

 وَ کف کنید از اینکه این شعر

 بوی مرا به اندام خود گرفته است.

 

پرداختن به درون مايه ي شعر که روان شاعر در آن مستتر است ، برتر از ملاک های ظاهری شعرمحسوب می شود  . و رسیدن به چنین درک انتقادی ، نیاز به شناخت گونه های متفاوت از شعر است . كه بايد مورد مطالعه قرار بگيرد . تا به كسب تجربه هاي زباني برسد .

 

به پیاده رویی که در بی بی ام وول میخورد

 و حلالیت کلمه هایی را می طلبد

 که علیه خودم شورش کرده اند.

 

از شعرهاي خوب اين مجموعه نيز . نمونه اي بياورم كه شاعر با انتخاب آگاهانه ی لغت در چنین فضائی خواننده را دچار حیرت می کند . و این اتفاق در فضائی می افتد . كه فصل اول آن به نثر شباهت بيشتري دارد .

 

 

همیشه ی بغل کردن هایت

 کرگدنی که در آغوشم بیدار می شود

شکل تف کردن تجربه ای ست

 که با دایره ها در میان می گذاری.

 

تناسب هايي كه ميان تف كردن و كرگدن و دايره هاي بسته ديده مي شود . زمينه را براي نگاه تازه  به پدیده ها ي  موجود در اطراف شاعرباز مي گذارد، و موجب تحول در زبان شاعر می شود . تا بستری تازه در میان رابطه ها باز کند و نمود و بود خود را آشکارنمايد . اين امر به سادگي ميسر نمي شود . مگر با كسب تجربه از آن چه ذهن شاعر را در گير موضوعات متنوع كند تا نتيجه ي حاصل از آن شورشي عليه بي بي اش باشد .  

تحرک، علیه تشنگی تحریک می­کند

 و در عجبم که از تو مجسمه ای زیر ناخن­هایم

 چرا نساخته­اند!؟

 

هماهنگی و تناسب واژگان در مصراع ارتباط کلامی را محکم. وحرکت شعر را بیشتر می کند . و جستجوی شاعر را در رسیدن به معانی دلخواه سرعت می بخشد .

 

 

سنگی

 که سال­ها

 گوشه­ی ابروهایت

 قبرستان قدیمی من بود

 

 

در توضيحات شناسنامه

نام كودك من مرگ است

و نام خانوادگي

انار كوچكي­ست در حاشيه­ ي رود


بازگشت