نگاهی به « پروانه ای از متن خارج می شود » سروده علیرضا عباسی/علیرضا فراهاني

نویسنده : علیرضا فراهاني
تاریخ ارسال : دوم شهریور ماه ١٣٩٠


 نگاهی به مجموعه شعر « پروانه ای از متن خارج می شود »

سروده علیرضا عباسی

 

علیرضا فراهاني

 

یکی از خصوصیات و نشانه های مدرنیسم در هنر ، خطر کردن است . این خطر کردن به معنای آن نیست که به کاری محیرالعقول دست زده شود و یا کاری خارج از موازین عقلانی صورت گیرد . بلکه خطر کردن در هنر مدرن را می بایست در دو زمینه جستجو كرد . نخستين زمینه خطر کردن در هنرحرکت به سمت مقولات غیرمتعارف در بستر آن نسبت به خصیصه ها و مشخصه های قابل پذيرش از سوی جامعه در یک برهه زمانی است . این حرکت در نهایت  به آوانگاردیسم تعبير شده و موجب می شود تا هنر نسبت به جامعه و ارتباط برقرار کردن با آن فاصله بگیرد . اما دومین زمینه  خطر کردن در هنر حرکت به سمت آن بخشی از هنر است که در جوامع با انسداد و موانع متعدد از سوی صاحبان قدرت مواجه می باشد .

این انسداد و موانع در جوامع بسته نسبت به هنرهای مختلف شکل های متفاوتی به خود میگیرد . براي نمونه در مورد هنرهای نوشتاری از جمله شعر که والاترینشان است حرکت به سمت پرداخت سوژه ها و مضامینی که در جامعه بصورت دغدغه هاي عمومي و اجتماعي مطرح مي باشند امکان بروز سانسور و ضربه پذیری را بشدت افزايش مي دهد. در چنین وضعیتی است که استمرار و تاکید شاعر بر پرداخت سوژه ها و مضامین یاد شده در واقع پذیرفتن یکی از مهمترین مولفه های پيشرو و انتقادي و از طرفي خطرپذير در هنر است .

یکی از مجموعه شعرهایی که اخیرا از سوی موسسه انتشارانی آهنگ دیگر روانه بازار کتاب شده «پروانه ای از متن خارج می شود» دفتري از سروده هاي علیرضا عباسی است . مجموعه شعری که در همان نخستین برخورد و خوانش ، مهمترین نکته ای که در ذهن خواننده متبادر می شود برجستگی لایه های معنایی و مفهومی آثار عباسی است که با نگاهی منتقدانه نسبت به حوزه های متعدد در جامعه به آنها پرداخته شده است . نگاه منتقدانه ای که بی پروا سعی در به چالش کشاندن مسائل و اتفاقات متفاوت در حوزه های سیاسی ، فلسفی ، اجتماعی و... دارد  و در این مسیر با بهره گیری درست از وجوه زیباشناسانه هنر شعر در دنیای مدرن توانسته هم به لحاظ ارائه ی شاعرانه معانی و مفاهیم مدنظرش در شعر موفق عمل کند و هم از جهت وجه ساختاری شعر به مشخصه های فردی در آثارش دست پیدا کند .    

بارزترین مشخصه  شعرهای عباسی معناگرایی در مقوله هاي اجتماعي است حتي هنگامي كه وي از مايه هاي تغزل در آثارش بهره مي برد  .

خطوط عجيبي / تو را به ياد شعر مي آورند / زيبايي پريشانت / به تاريخ من مي ماند.

هربار كه دستم را / مي فشاري / پرنده ديگري آزاد مي شود/ و ماهي كوچكي / به دريا برمي گردد.

شاعر این مجموعه بطور مستقیم و بی هیچ حاشیه ای به سراغ پرداخت دغدغه هايي رفته كه  ذهن او و جامعه پيرامونش را فرا گرفته  و برای آنکه بتواند راه ارتباطی درستی بسوی مخاطبانش براي ورود به جهان شاعرانه اش باز كند از زبانی ساده اما نه سطحی بهره مي گيرد که از وجوه زیباشناسانه شعر امروز در عمق لایه های معناگرایانه زبان برخوردار است . در این مسیر استفاده از تصویرپردازی عینی و وجه استعاری زبان به خوبی توانسته در پرداخت مضامین و سوژه های معناگرایانه شعرهای عباسی نقش داشته باشد . تصاویری که در ارتباط با مخاطب قابل دریافت و درک هستند و این چه به لحاظ وجه حسی و چه به لحاظ وجه تفکری امیال خواننده را نسبت به خوانش شعر ارضاء می کند و حس همذات پنداری را در او بوجود می آورد . شاید این مسئله بدان جهت است که عباسی به سمت پرداخت دغدغه های مشترک در جامعه می رود و آنها را پس از عبور دادن از مسیر حس و اندیشه ی خود وارد آثارش می کند .

با چشم باز / روی مورچه های کارگر پا گذاشت / جامعه کارگری / بهم ریخت / چشم که بست / مورچه های کارگر / استخوان هایش را به لانه بردند .

بن بست ها / راه به جايي نمي برند / شبيه جامعه اي كه به دلايلي / پنجره هايش را بايد بست / چشم هايش را بايد بست / و كتاب هايش را ...

نکته ای دیگری که می بایست بدان اشاره کرد این است که اگرچه عباسی با خطر کردن به سمت پرداخت  مضامین  و سوژه های اجتماعی میرود و با نگاهی منتقدانه سعی دارد آنها را به چالش بکشد اما با هوشیاری توانسته برای تلطیف اینگونه فضاها از وجوه حسی کلمات در شعر امروز استفاده کند و در واقع نوعی تلفیق فضایی را در شعرش بوجود آورد . بدین صورت که خواننده در هنگام خوانش یک شعر با مضمون اجتماعی با نوعی صمیمیت در کلمات و سطور مواجه می شود که در نحوه ارتباط برقرار کردن و درک شعر بسیار تاثیرگذار است .

می توانیم / دیوارها را / تعمیر کنیم / برای آویختن تفنگ /  و چسباندن عکس های یادگاری .

گونه ات را پاك كن / وطنم خيس است.

هر روز صبح / گنجشكي روي بند رخت / نشانم مي دهد / چگونه بايد پشت به آفتاب / به زندگي فكر كنم.

از نکات قابل توجه دیگر درمجموعه شعر « پروانه ای از متن ... » چگونگی شكل گيري ساختار آثار این مجموعه است . ساختاری که در اغلب شعرها از بندهای منقطع تشکیل شده و در هر بند خواننده با فضا و تصویری مستقل روبرو می شود كه این فضاها و تصاویر مستقل نهايتا در كليت شعر با نخ نامريي ارتباط روايي شكل ساختاري منسجمي را بوجود می آورند . بندهای مستقل اما مرتبط با كليت و محتواي مورد نظر آثار، با توجه به حفظ و انسجام محور اندیشه در شعر هر کدام با ایجاد فضا و تصویری متنوع سعی در نشان دادن زوایای مختلفی از آن اندیشه را دارند . در این بین خواننده هوشیار با ارتباط و درک هر کدام از این بندهای مستقل و همچنین دریافت نخ ارتباطی موجود میان آنها می تواند از کلیت یک اثر لذت ببرد . برای نمونه می توان به شعرهای صفحات 15 ،23 ، 28 ، 34 و ... رجوع کرد .  


بازگشت