نگاهی به مجموعه شعر « حفره ها » از گروس عبدالملکیان /علیرضا فراهانی

نویسنده : علیرضا فراهانی
تاریخ ارسال : سی ام تیر ماه ١٣٩٠


حفره ها را پر می کنم

علیرضا فراهانی

نگاهی به مجموعه شعر « حفره ها » از گروس عبدالملکیان

 

شاید یکی از مهمترین مراحل سیر شکل گیری شعر امروز طراحی و چگونگی پرداخت دو وجه حس و تفکر در قالب کلمات باشد . شاعر امروز می بایست با استفاده از تجربیات درونی خود در بکارگیری از واژه ها ، حس و اندیشه ای را که در ضمیرش برای رسیدن به شعر لبریز شده به گونه ای در پیکره کلمات تزریق کند تا بتواند به شکل دلخواهش از شعر دست یابد . این شکل دلخواه در دو جهت موازی که در نهایت همدیگر قطع خواهند کرد بوجود می آید . نخست جهت محتوایی و معنایی اثر است که از کنار هم قرار گرفتن کلمات در دو محور همنشینی و جانشینی میسر می شود و دوم جهت ساختاری و فرمی اثر که از چگونگی کاربرد زبان و ویژگی های آن و همچنین انطباق جهت معنایی اثر با چگونگی نحوه کاربرد از زبان نقش می گیرد . ناخودآگاه شاعر با توجه به آموخته ها و تجربیات قبلی خود و همچنین تحرک و حساسیت همیشگی اش به اتفاقات پیرامون این دو جهت را در ذهن شاعر همسو می کند . این همسویی در نهایت در یک نقطه همدیگر را قطع می کنند و منجر به شکل گیری و به تحریر درآمدن شعر می شوند . در این میان چگونگی همسو کردن این دو جهت موجد طراحی ذهن شاعر در برخورد با دو وجه حس و تفکر و نحوه پرداخت این دو وجه در قالب کلمات برای حضور در شعر است . هر قدر طراحی حس و تفکر در ذهن شاعر منطبق بر وجوه مشترک در جامعه زمانه اش باشد نوع ارتباط پذیری آثارش با مخاطب نیز بیشتر خواهد بود .

با توجه به موضوعی که در سطور فوق اشاره شد مجموعه شعر « حفره ها » از گروس عبدالملکیان را می بایست یکی از مجموعه شعرهای موفق در طراحی وجوه حس و تفکر و نوع پرداخت آنها در آثارش دانست . « حفره ها » چهارمین مجموعه شعر گروس عبدالملکیان است که اخیرا توسط نشر چشمه منتشر شده است . وقتی به عنوان خواننده با آثار حفره ها برخورد می کنیم احساس می شود یک چیزی درون این آثار وجود دارد که مخاطب را در همان مواجهه نخست به سمت خود جذب می کند . حال اگر بخواهیم آن (( چیز )) را با توجه به مولفه های نقد ادبی مشخص کنیم یکی از نکات قابل اشاره همان چگونگی طراحی دو وجه حس و تفکر در آثار اوست . وجوه حس و تفکر بگونه ای در ساختار و فرم آثار عبدالملکیان چه به لحاظ شکل معنایی و محتوایی و چه به لحاظ شکل بیرونی آثار طراحی و پرداخت شده اند که با وجوه مشترک خواننده به عنوان عضوی از جامعه همسو است . نقش زبان در این همسویی با توجه به عینیتی که از یکسو در نوع پرداخت تصاویر وجود دارد و از سوی دیگر صمیمتی در نوع شیوه های بیانی شعرها بکار رفته بسیار پررنگ و تاثیرگذار بوده است .

باد که می آید / خاک نشسته بر صندلی بلند می شود / می چرخد در اتاق / دراز می کشد کنار زن /

فکر می کند / به روزهایی که لب داشت . 

یکی دیگر از نکاتی که باید نسبت به مجموعه شعر « حفره ها » به آن اشاره کرد حضور مستقیم راوی در اغلب آثار این مجموعه است . با توجه به آنکه اکثر شعرهای گروس عبدالملکیان با شیوه روایی نوشته شده اند با مرور آنها می توان به وجود تجربه های متعدد و مختلف شیوه های بیانی و روایی در این مجموعه پی برد و حضور ملموس و جدی راوی را در اکثر آثار حس کرد . احساس می شود شاعر با توجه داشتن به حضور راوی در آثار خود قصد دیالوگ با خواننده اش را داشته  است . شاید یکی مشخصه هایی که منجر می شود تا مخاطب نیز در همان برخورد اول با آثار این مجموعه احساس نزدیکی و صمیمیت داشته باشد همین وجود دیالوگی است که راوی اکثر شعرهای عبدالملکیان با خوانندگان دارد .

برای نمونه شعرهای ص 14 ، 20 ، 22 ، 27 و  ...

استفاده از ظرفیت و گستره های معنایی و آوایی کلمات و حروفی که در شعرها بکار رفته اند از دیگر مشخصه های دیگر مجموعه شعر « حفره ها » است که بیشتر در جهت ایجاد فرم بیرونی آثار از آنها سود برده شده است . این مسئله بگونه ای استفاده شده که بدون آن که وجه بیرونی و فرمی آثار برجسته کند توانسته تناسب میان فرم و محتوا را به خوبی لحاظ کند و نیز در خوانش خواننده حس لذت بری را از امکانات زبانی شعر حاصل کند .

برای نمونه شعرهای ص 22 ، 26 ، 27 ،36 ، 58 و ...

مجموعه شعر « حفره ها » را شاید میبایست شکل نسبتا تکامل یافته این دوره ی شعرهای گروس عبدالملکیان دانست . این ادعا را میتوان هم در وجه محتوایی و معنایی آثار « حفره ها » مشاهده کرد و هم در وجه زبانی و فرمی شعرهای عبدالملکیان احساس میشود آن پختگی و تناسبی که بایست وجود داشته باشد وجود دارد . 


بازگشت