هم قدم شدن با بیژن الهی بر فراز ستاره سحری / حمید شریف نیا

نویسنده : سید حمید شریف نیا
تاریخ ارسال : شانزدهم آذر ماه ١٣٨٩


 

 

 

 

بیژن الهی و قاسم هاشمی نژاد

 

هم قدم شدن با بیژن الهی بر فراز ستاره سحری

سید حمید شریف نیا  

همه چیز  از پیام کوتاه تلفنی علی مسعود هزار جریبی  شروع شد:

بر حضرت بیژن الهی حیاتی دیگر مبارک آمد، مبارک آمد، مبارک آمد، مبارک آمد، مبارک آمد.

 

بیژن الهی "غریب جهان" و آشنای نور، تجسم غربت تمام دریا ها به مشایعت پنجاه نفر _کمی کمتر و بیشتر _  جهان بی رکاب را گشتی زد و رفت. بالای بالا، کوهی که خود آنجا ایستاده بود، بلند و سنگین تر از وقار، ارتفاع گرفت از پلک های مشجرش.

به مشایعت دریا چهارده آذر کوه روستای بیجده نو مرزن آباد را تعارف ما کرد و دو پای نوک تیزش را به سکوت اشارت داد. زمین در خود بود و هوای گرفته کوهستان مثل دست های بلند باد از فراز شانه های وسیع، بیژن الهی را پهن می کرد و در سراسر دشت منتشر. در یک روز بزرگ بر شانه های آمبولانس گزارش آفتاب بود و تعارف خاک "بجای قسم"!

از حلقه که انگشتش باد بود و چهره بیژن که نگاه سلمی الهی غروب مرزن آباد را تنگ تر می کرد تا زخم و رعشه خاک. راستی بیژن آنجا چه دیده بود؟ کدام گیاه بی مهر دست دریغ داشت؟ بیژن راهی کدام سفر بود که نه چمدانی و نه آبی پشت سر... تنها گلی و اندکی سکوت...

بیژن که از چشم هایش روز را به شب برده بود و ناچاری واژگانش را به یاری ما می فرستاد به سمت سربالایی باد رفت و سراشیبی غروب را طلایی کرد.  

غریب همه ایوان ها و همه لبخندها شدیم. بیژن سفری الهی کرد و ما بی تن شدیم... تن تنی نبود که بسپاردش به این فرصت اندک به خواب؛ ما که صداهامان غریب همه درها و دردها شد. بیژن الهی مظلوم و بی سایه به بدرقه تمامی بدرقه ها آرام و بی تن، تن به خاک سپرد و دل به نور.

سلام همسایه باران و ابرهای برفی که گل از نام تو قد می گیرد. سلام. سلام به رودی که از گونه های تو آغاز شد... بیژن جان... آخ بیژن جان اگر باران ببارد آنچنان گریه خواهیم کرد که دیگر به چتر نیازی نباشد و این آغاز، ابتدای دربدری ست... 

بیژن الهی متولد 16تیر1324 در غروب کوههای شمال ایران به وصیت خود غریب و بی سایه در ارتفاع یک کوه آرام، آرام تن به خاک سایید و رو به منظره  مخاطب مانوس 14 آذر شد...     

سراشیبی کوه را بی دریا برگشتیم و شیب همه دره هایش را که همه چیزی در سکوت زیستن می گیرد.

با م. موید، داریوش اسدی کیارس، هوشنگ چالنگی، رضا زاهد، هوشنگ آزادی ور، م. طاهر نوکنده، علی مسعود هزار جریبی، سید مجید شریف نیا، علی عبدالله پور، محمدرضا پورجعفری، حامد هاتف، مانی پارسا، علیرضا حسینی،ترانه صادقیان،‌ مریم آموسا و تنها یادگار بیژن عزیز سلمی الهی و ...

 سید حمید شریف نیا

14 آذر 1389 مرزن آباد    

     تدفین کوه

 

تدفین کوه

 

تدفین کوه

 

تدفین کوه


بازگشت