شعری از لانگستن هیوز ؛ برگردان : فرشته وزیری نسب

نویسنده : فرشته وزیری نسب
تاریخ ارسال : بیست و چهارم آبان ماه ١٣٨٩


زندگی زیباست

 

از لانگستن هیوز

ترجمه فرشته وزیری نسب

 

رفتم دم رود

 کنار آب نشستم

سعی کردم فکر کنم اما نشد

پس پریدم و غرق شدم

 

یک بار سراز آب بیرون آوردم با فریاد

بار دوم سر بر آوردم با گریه

اگر آب آنقدر سرد نبود

خودم راغرق می کردم و می مردم

 

اما آب سرد بود، خیلی سرد

 

سوار آسانسور شدم

رفتم تا طبقه شانزدهم

به محبوبم فکر کردم

و گفتمخودم را باید پرت کنم

 

اما همانجا ایستادم و فریاد زدم

همانجا ایستادم و گریه کردم

اگر آنقدر بلند نبود

شاید می پریدم و می مردم

اما بلند بود

خیلی بلند بود

 

از آنجا که هنوز زنده ام

معلوم است که می خواهم زندگی کنم

می شد برای عشق بمیرم

اما برای زندگی آفریده شده ام

 

گر چه گریه هایم را می بینی

و فریادم را می شنوی

اما اگر مرگم را می خواهی ببینی

بگویمت که من جان سختم عزیزم

 

زندگی زیباست، مثل گل، زندگی زیباست

 

                                                                                               فرانکفورت ژانویه 2010


بازگشت