نگاهی به رمان «آتش زندان» اثر ابراهیم دمشناس علیرضا فراهانی

نویسنده : علیرضا فراهانی
تاریخ ارسال : سوم خرداد ماه ١٣٩٨


زیستن در زبان                        
علیرضا فراهانی
نگاهی به رمان «آتش زندان» اثر ابراهیم دمشناس

رمان «آتش زَندان» ابراهیم دمشناس با حجم تقریبی 800 صفحه ای خود ، خواننده اش را گرم و مشتاق به خواندن تا به انتها نگه می دارد . رمانی که نه زبانی ساده و خوشخوان دارد و نه به لحاظ روایی در زمره روایات متداول و تکراری شهری امروز قرار می گیرد .
اما تجربه ای که برای خود صاحب این قلم در خصوص خوانش این رمان و یافتن ذوقِ به پیش راندنش که از سر اتفاق هر قدر اثر رو به جلو می رود جذابیت صدچندانی نیز می یابد ، این بوده که 50 صفحه نخست رمان را می بایست بسیار پرحوصله و با طمأنینه خواند ؛ از این جهت که تا هم بتوان لحن زبانی راوی را دریافت – که بسیار در پیشبرد خوانش رمان موثر است – و هم در جریان ساخت و شکل گیری شخصیت های اثر قرار گرفت که تعدد و تنوع نام ها در این اثر بسیارند . و این مهم بدین خاطر است که «آتش زَندان» به شکل خاصی دارای «زبان» است و این گزاره با سایر گزینه های بدیهی نظیر خود تفاوت دارد .
منظور از «زبان» داشتن رمان «آتش زندان» تنها به نحوه نوشتار و یا بکارگیری گویش های محلی در اثر معطوف نمی شود که این نیز خود جزءیی از شکل گیری زبان است ؛ بلکه آنچه در این اثر بیش از این مهم است شکل گیری زبانی است که منطبق با ساخت درونی خرده روایت ها ، بوجود می آید . زبانی که به موجودیت بدریخت زبان عامه امروز خود بسنده نمی کند و بنا بر پیشینه ی روایی خود ، به زبان ها و گویش های تاریخی-بومی روی می آورد . همین نکته است که برای خواننده ، حوصله می طلبد . آنچه که به واقع خواننده های رمان امروز را – ولو خواننده های بسیار جدی آن را – با معضل روبرو کرده ، عادت به سهل الوصول بودن زبان های ساده آثار و گاه به ورطه ی زبان هایی است که بیرون از حوزه ی ادبیات در می غلتند .
ابراهیم دمشناس در «آتش زندان» خود نشان می دهد آنچه بعنوان نویسش و خوانش یک رمان محسوب می شود ، تنها چگونگی نوع و تم روایت و نحوه ی جذب ذهنیت مخاطب با اتکا به تکنیک های متداول رمان نویسی نیست . بلکه اثری مهم و حائز اهمیت ماندگاری در طی تاریخ ادبیات داستانی به حساب می آید که باید به سمت ساخت و پرداخت زبان خاصِ روایت و خرده روایات خود حرکت کند و برای جلب توجه در یک دوره ی محدود ، به مخاطبین ساده نگر یا ساده خوانِ زمانه ی خود نیندیشد.
 
نکته ی بسیار مهم دیگر آن که نویسنده در حین نظر داشتن به یک ساختار و فرم کلی در تمامیت اثر خود ، با توجه به پشتوانه ی تجربی خود در عرصه ی ادبیات داستانی ، از ساختارها و فرم های متنوع و گوناگونی در لابلای خرده روایات خود استفاده کرده است . به نوعی خواننده در حرکتی از ساختار و فرمی به ساختار و فرمی دیگر در خرده روایت ها سیر می کند و این خود تجربه ای بی نظیر برای شخص خواننده است . شاید هسته ی اصلی پدیداری این تجربه ، در محوریت قرار داشتن موضوع «سفر» در رمان است . سفری که خود حرکت از نقطه ای به نقطه ای دیگر است . در طول این رمان ما مدام شاهد حرکت کردن شخصیت ها از جایی به جایی دیگر هستیم . سفری که مبدأ اصلی آن عزیمت «رستم» و «اسماعیل» است که از خوزستان به خراسان و در انتها در جهت معکوسش صورت می گیرد . همین جابجایی است که سبب می شود تا نویسنده مجال این را بیابد که ساختارها و فرم های متنوعی را در قالب خرده روایت های اثرش تجربه کند .
نظر داشتن به تاریخ و نیز تاریخ بومی سرزمین خود و استفاده و بکارگیری اسطوره های تاریخ ادبیات فارسی آن هم در شکل و شمایل امروزی شان از دیگر ویژگی هایی است که ابراهیم دمشناس از آنها در محوریت رمانش استفاده کرده است . مبدأ قرار دادن کتاب بزرگی همچون شاهنامه و استفاده از اسطوره های آن در پس زمینه ی زندگی مدرن امروز ، یکی از شاخصه هایی است که «آتش زندان» را در این روزگار به اثری متفاوت تبدیل کرده است . شاخصه ای که اغلب در اکثر آثار بزرگ ادبیات جهان وجود داشته و دارد . از همین رو نام های اسطوره ای ، نقش سازنده ای در شکل گیری این اثر دارند . تسلط ابراهیم دمشناس به پیشینه و اصالت نام ها در تاریخ ادبیات فارسی و استفاده از شکل های متنوع و گاه متفاوت از یک نام در طول اثر موجب شده تا تجربه ی تازه ای پیشِ روی خواننده قرار بگیرد. در این زمینه نقش زن ها و نام هایشان نیز جایگاه خاص تری دارند . این حضور زنها در نقش های متفاوت است که بارها هسته ی اصلی شکل گیری خرده روایت ها و به هم پیوستگی آنها در طول رمان می شود .
و آخرین نکته ای که در این مجال مختصر قصد اشاره به آن را دارم ، دقت کردن خواننده ی جدی به خودِ نام اثر است . «آتش زندان» . کشف چرایی این نام برای این اثر ، خود می تواند قسمت بزرگی از خوانش اثر باشد . شک ندارم که کشف این چرایی هر خواننده ای را به سمت فرهنگ لغات و جستجو در اینترنت خواهد بود . اما آنچه که باید بدان دقت کرد چندوجهی بودن و در ابهام قرار داشتن این عنوان است . مسئله ای که در بطن رمان نیز وجود دارد و بارها هر خواننده ای را به تأمل وا می دارد .
 


بازگشت