شعری از رسول طاهری

نویسنده : رسول طاهری
تاریخ ارسال : بیست و هفتم اردیبهشت ماه ١٣٩۶


کجای این خواب نشت می‌کند
که هر شب
سراسیمه میان چهار راه
بیدار می‌شوم
و حادثه را
تا روی تخت نفس نفس می‌زنم
کلافه از اینکه خانه‌ات
چند کوچه آنطرف‌تر اتفاق می‌افتاد

کجای این خواب...
تو از کجای این خواب نشت می‌کنی
که عطر تن‌ات
از اتاق بیرون می‌ریزد
صبحانه درست می‌کند
لباسهایم را اتو می‌زند
همراهم تمام کوچه ها را می‌گردد
و شب در آرامش
روی کاناپه می‌نشیند
آن‌قدر "بر باد رفته"
 که نشت می‌کنم به خواب‌هایت
تا چهار راهی که ناگهان...

سراسیمه بیدار می‌شوی
از اتاق بیرون می‌ریزی
صبحانه درست می‌کنی
و منتظر می‌مانی
تا خرگوشی که زیر تخت پنهان شده
پای مرا به خانه‌ات
باز کند!


بازگشت