نقدی از فرناز جعفرزادگان بر کتاب «سرهای بریده بادبادک بودند» سروده ی ایرج زبردست

نویسنده : فرناز جعفرزادگان
تاریخ ارسال : سوم اسفند ماه ١٣٩۵


دیگر نویسی در چارانه

نقدی از فرناز جعفرزادگان

بر کتاب «سرهای بریده بادبادک بودند» سروده ی ایرج زبردست

 

     در شعر های ایرج زبردست با خلاقیت های گوناگونی در نوع چینش کلمات و حتی وسعت دادن به واژه روبرو می شویم  از جمله نو آوریهای این شاعر سرودن رباعی به صورت تقطیعی و نیمایی ست و همچنین رباعی تصویری می باشد به طوری که زبردست با تقطیع کلمات در رباعی به صورت پلکانی فرم و فضا را با چینش کلمات به طوری تفکیک می نماید که در هنگام خوانش این تصور برای خواننده پیش نمی آید که با شعری موزون روبرو است.

     شمس قیس رازی در کتاب المعجم با نام های مشجر، مطیر ، مدور ، معقد ، برای اولین بار در ادبیات کلاسیک ایران به شعر  به صورت تصویری اشاره داشته و در مورد آن صحبت نموده است که امروزه به این نوع بیان شعر خواندیداری، رنگانژه، کانکریت، می گویند یعنی پیوسته بخش شنیداری کلام با بخش دیداری آن در هم آمیخته و در ارتباط با یکدیگرند و با برجسته کردن گرافیک قدرت تاثیر پذیری شعر بالاتر می رود.گرچه این نوع شعر ریشه در یونان باستان دارد اما در ایران با تاثیر از شعرهای اروپایی که از سال 1950 این نوع سرایش آغاز شد ، بوجود آمد که در این مورد هوشنگ ایرانی پیشگام بوده است اما در شعر کلاسیک آن هم در قالب رباعی به شعر ایرج زبردست بر می خوریم، شاعری که با تغییر محتوا در رباعی توانسته گامی بلند در این راستا بردارد.    

به این نمونه شعر توجه نمایید:  

در غار، زمان منجمد از مکث ِ شتاب

در غار، جهان خیره به تنهایی ِ خواب

دیواری پیر

اولین شعر ِ بشر

(سرهای بریده بادبادک بودند، ص 56(

     گاهی زبردست در بافت اندیشگانی رباعیاتش، به سمت و سوی گذشتگان نقب می زند و رگه هایی از اندیشه ی فلاسفه و عارفان و شاعران پیشین در سروده هایش نمایان می شود که البته در تمامی اشعار شاعران چنین میان متن هایی اتفاق می افتد و مهم این است که زبردست با بیانی امروزی و نو بیان می کند:   

فریاد از این نیست که با هست نشست

فریاد از آن دست که درها را بست

فریاد از آن کتاب و آن کاتب کور

فریاد از این  راوی ابلیس پرست

) سرهای بریده بادبادک بودند ، ص 22(

     همانطور که می بینید زبان شعر بالا روایی ست همراه با عصیان و فریادی که اندیشه ی عین القضاتی در آن  نهفته است و شاعر با تکرار کلمه ی فریاد، در هر مصرع و واج آرایی (ا) و تکرار ضمیر اشاره (این و آن) در بافت موسیقیایی عصیان را در شعر نمایان تر می کند.  

     شعرهای زبردست از لحاظ ساختار کلامی از اسلوب زبان نو و امروزی برخوردار است و در واقع امضای خاص خود را دارد.

     روح روایی  شعر و گاهی دراماتیک بودن آن بر پیوند روحی بین مخاطب و شعر می افزاید . به شعر زیر توجه نمایید:  

نام نمایشنامه : گردن زنی زمان

کارگردان : ایرج زبردست 

محل اجرا : تالار خون 

 

فکر کارگردان

 

شب

دلهره

تابوت

صدایی تاریک

یک سایه ی سرخ

رد پایی تاریک

 

2

روی سن 

 

یک کوه سیاه

آبشاری از خون

یک دره پر از جمجمه هایی تاریک

 

3

تماشاچیان بدون سر

هر تماشاچی سر بریده ی خور را به دست گرفته از سالن

بیرون می رود

(سرهای بریده بادبادک بودند ، ص44)

     همانطور که می بینید شاعر با اضاف کردن متنی نمایشی، زبان روایی شعر را به صورت نمایشی در ذهن خواننده القا می نماید. تصویر، تقطیع و چینش کلمات در شعر نقش به سزایی دارند و دو عنصر روایت و تصویر در شعر، به صورت کاملا ملموس جبر تاریخی و تلخی ی اجتماع را در ذهن خواننده مجسم می سازد.

     نوع تقطیع که ابتدا به صورت کلمه و سپس ترکیب کلامی ست در نوعی تناسب با کمیت طولی و سپس عرضی و کشش صوتی کلمات و اتفاقاتی که در شعر می افتد نوعی تناسب ساختاری بوجود می آورند که خواننده فراموش می کند این شعر رباعی ست.  

     یکی از نکات ظریف و درخور ستایش این رباعی این است که شاعر از هیچ فعلی استفاده نکرده و تکیه بر کلمات، نامها و ترکیبها دارد. موسیقی شعر همراه با قافیه های جمجمه هایی تاریک، ردپایی تاریک، صدایی تاریک، دلهره و ترس در شعر و متقابلا خواننده تزریق می نماید.  همچنین مقدمه و متنی که در انتهای این شعر نوشته شده خود گواه بر خفقان و فاجعه ای است که بر روح همگان فرود می آید  چنانکه در بند آخر، تصویری متلاشی از جمعیتی حیران می بینیم که همواره در سده های مختلف این گیجی و وحشت گریبانگیر انسان ها می باشد .

15بهمن 1395


بازگشت