خوانش مجموعه «مثل فلوکستین های بیست» لیلا کیانی کیا سریا داودی حموله

نویسنده : سریا داودی حموله
تاریخ ارسال : بیست و هفتم بهمن ماه ١٣٩۵


خوانش مجموعه «مثل فلوکستین های بیست» لیلا کیانی کیا

- سریا داودی حموله :

ـ تنها با دیوار حرف می زند/ این روزها/ مردی که در من به دنیا می آید/ بی سرزمین/ پرنده ای که آسمانش را/ ابرهای آذر دزدیده اند/ نمی دانم/ از خواب آفتاب گردان ونگوگ دیده بودم اش / با گم شدن لبخندی در کودکی های سرزمین ام./ شعرِ«1»
لیلا کیانی کیا  در مجموعه «مثل فلوکستین های بیست» روایت گر اتفاق های روزمره است.   شعرها ساختاری باورمند دارند و شاعر  با مضمون های عام بشری نظیر« درد، رنج،اندوه، عشق، مرگ،حیات ...» مخاطب را در گیر مفاهیم می کند.
این مفاهیم انسانی بیشترین پیوند را با زندگی و مرگ دارند. آن چنان که روزمرگی ها در آن بارز هستند:

ـ اصلن چه فرقی می کند؟!/ وقتی از زن بودنم/ تنها دکمه های پیراهنم را می بینی/ با بغض های رنگی/ که در چند گوشه ی روسری ام می خندد./ شعرِ«40»
شاعر با زبان  حسی  ـ  مفهومی عینیت و ذهنیت   را به هم گره می زند و به واسطه ی آشنایی زدایی های معنایی  به سمت تقابل های کلامی می رود.در رفتار آگاهانه نسبت به زبان با تلفیق خودآگاه و ناخودآگاه شعر را به تصویر می کشد.
معمولا خودآگاهی را در شعرها منعکس می کند. با چند واژه کلیدی تصویر می‌سازد، نقاشی می‌کند،طرح می ریزد و  با جزئی‌نگری دغدغه‌هایش را می‌نویسد، و به جهت  نگاه جزی نگری سبب خلق تصاویر بدیع می شود.
در برخورد با طبیعت و پدیده ها تصاویر ذهنی ایجاد می کند. با این ساده سرایی ها  در پی هویت‌بخشی به ذهنیت خویش است. در برخورد با طبیعت و پدیده ها تصاویر ذهنی ایجاد می کند.
با  برآیند عین و ذهن مضمون پردازی های می کند و به واسطه ی تضاد بین«هست ـ نیست» و«بود ـ نبود» به سمت هست مندی های محسوس می رود:
ـ  خدا که باشی/ مرگ یادش می رود/ نسکافه اش مبدا از دهان  بی افتد/ و زن همیشه پرنده ای/ که لا به لای برف ها خودش را به خواب می زند/ خیال  کند/ جنازه اش هنوز گرم است/ گرم تر از آغوش باز خدایان/ در خواب هر فرشته ای/ این جا هوا چه قدر گرم است/ من دیگر بهشت را نمی خواهم./شعر«10»
در این روایت مندی زمان مفهومی هدفمند دارد.آشنازدایی های مضمونی  برجسته هستند و تصاویر روایی فراتر از زمانمندهای خطی است.
در همین تک ساحتی و تک محوری،شعر به انسجام ساختاری می رسد. معمولا ساختار معنایی در خط روایی شکل می گیرد. شعرها ساختار متعارف دارند و  ایجاز های کلامی به واسطه ی ساختار باورمند شکل می گیرند:
ـ زمین/ به انقراض نسل های بی پایان/ فکر می کند/ من/ به مردی که آب های دنیا را/ در خواب بارانی ام شست./ شعرِ «51»
مجموعه «مثل فلوکستین های بیست» بازتاب تجربیات فردی و اجتماعی می باشدکه در‌هاله‌ای «غنایی ـ نوستالژیکی» تنیده شده‌ است. گاهی نوعی سرکشی هم  در لابه لای سطور یافت می شود.
ساختار باورمندانه  ی شعرها به علت معنا پذیری است.این ساختارهای متعارف از نظر معنایی  جاذبه مند هستند. روایت گری و واقع گرایی  از مشخصه‌های ذاتی شعر ها شمرده می شود.


بازگشت