شعری از مارگريت آتوود ترجمه شعله آذر

نویسنده : شعله آذر
تاریخ ارسال : هجدهم دی ماه ١٣٩۵


مارگريت آتوود
Margaret ELenor Atwood
زاده ١٨ نوامبر ١٩٣٩ نويسنده، شاعر، منتقد ادبي، فعال سياسي و فمينيست سرشناس كانادايي است.
مارگريت كودكي خود را در جنگل هاي شمال كبك در كنار پدرش كه يك گياه شناس بود، گذراند. تجربه دوران كودكي اش بعدها با به كارگيري تعبيرها از دنياي حيوانات و طبيعت در آثارش نمود يافته است.
آتوود تاكنون بيش از ٣٠ جلد كتاب شامل رمان، مجموعه شعر، مجموعه داستان كوتاه، نقد ادبي، تاريخ اجتماعي و كتاب هاي كودكان به تاليف رسانده است.
آثار مارگريت آتوود ريشه در رئاليسم سنتي دارد و در نوشته هاي اش از زن به عنوان شخصيت اصلي بهره مي برد. او در سروده ها و نوشته هاي اش واقعيت هاي اجتماعي را با تخيل، اسطوره شناسي و طنز همراه مي كند.

 

منبع: ويكي پديا


سوگواري براي گربه ها

ترجمه: شعله آذر


وقت مردن حيوونا
چه احساساتي مي شيم
ملول و دل تنگ مي شيم
اما فقط واسه اونايي كه پشمالو ان.
فقط واسه اونايي كه
دست كم يه جورايي شبيه خودمونن.


واسه اون چشم درشتا
اونايي كه زل مي زنن تو چشمامون و
دماغ كوچولو دارن
يا دماغاي جمع و جور.

هيچ كي واسه يه عنكبوت ماتم نمي گيره
يا واسه يه خرچنگ.
يه كرم قلاب دار
اصلا خواستني نيست
ماهيا هم همين طور.
بچه فكا شايد به حساب بيان
توله سگا و جوجه جغدام گاهي،
ولي بچه گربه ها هميشه.

چي فكر مي كنيم؟
به خيال مون مثه بچه هاي مرده ي خودمونن؟
به خيال مون تيكه اي از خودمونن؟
به خيال مون روح هاشون ساده و سر زنده
يه جايي تو قلب مون قايم شدن
تا بازي گوشي كنن و
واسه يه زندگي بي رحم ديگه شادي كنن و
مثل هميشه احمق بمونن؟

( چرا تقريبا هميشه گربه ها؟
چرا گربه هاي مرده اشكاي مسخره مون رو در مي آرن؟
چرا اين طوري براشون زار مي زنيم؟
واسه اين كه بدون اونا
ديگه تو تاريكي درست نمي بينيم؟
واسه اين كه بدون اونا
پوست دوم پنهان خودمون رو
از دست مي ديم و وقت سرگرمي
باهاش پوست عوض مي كنيم
تا هر وقت خواستيم بي فكر دوباره
يه چيزايي رو از بين ببريم
تا هر وقت خواستيم
از وزن سربي و ملول
آدم بودن مون خلاص بشيم؟)


بازگشت