شعری از آزاده حسینی

نویسنده : آزاده حسینی
تاریخ ارسال : چهاردهم خرداد ماه ١٣٩۵


بهار موقت

غریبه ای که اهل آشوب است

منظور بال

در هوا را

نه می فهمد و نه بعد سوم چیزی

از او عبور می کند

پناه یک نام

در کرشمه های سنجش

وقتی که خوب یا بد از شاخه ای به شاخه ای دیگر

توازن مرگ را در ملایمت نسیم

دهانی می دهد برای گفتن هیچ

و هستی      در آمین سنگ ها       سکوت می کند

چراغی که روشنایی را

از تفاهم دو نور برمی دارد

تا محض.


بازگشت