بررسی کتاب " باله ماسه ها " رضا چاچی امیر حسین بریمانی

نویسنده : امیر حسین بریمانی
تاریخ ارسال : نوزدهم بهمن ماه ١٣٩۴


یادداشتی بر "باله ی ماسه ها" اثری از رضا چایچی
امیرحسین بریمانی

ناشر : مروارید

سال چاپ : 1391

تعداد صفحه : 95

قیمت : 36000 ريال


" باله ی ماسه ها" یِ رضا چایچی، مجموعه شعری است با اشعاری غالباً کوتاه. میان این کتاب و کتاب بعدی که منظومه پس "مسافر کشتی شدیم" نام دارد، از لحاظ کمیت سطور اشعار، تضادی عمیق برقرار است که حوزه توانایی شاعر را متبادر می کند. به طور کلی چایچی از نخستین مجموعه تا قبل از کتاب "باله ی ماسه ها" روندی به سمت اشعار بلند را طی می کرد و این کتاب نقطه بازگشتی به "بی چتر و بی چراغ" محسوب می گردد. مسئله ای که در کوتاه نویسی با آن بر می خوریم، در دام ساده انگاری افتادن است که چایچی در این مجموعه نیز چنین برداشتی از کوتاه نویسی را ملغا کرده است. عاملی که میان اشعار چایچی و ساده نویسی تفاوت ایجاد می کند، تخیل محوری اشعار و همچنین پرهیز از مضامین کلیشه ایست. در اشعار چایچی، بنیان یک اتفاق در سطور نخستین بنها نهاده می شود و سپس با استفاده از پتانسیل های فضای ساخته شده برای ایجاد کنش ها و به فعلیت درآوردن یک گمان شاعرانه، پیش می رود.

امیر حسین بریمانی
کتری بخار می کند
تصویر تو را که ایستاده ای
میان باغ گل های سرخ
می دزدد از من

فاصله میان خودم را تا تو
حدس می زنم
فاصله ای نیست
بخار شیشه ها را پاک می کنم
نیستی
و باغ گل های سرخ
که روبروی پنجره ام بود
محو شده است.
(صفحه 28 و 29)
در اشعار چایچی همواره نوع ناشناخته ای از سرکوب به چشم می خورد. ناشناخته به این دلیل که هویت سرکوب کننده در اشعار پوشیده می ماند و به همین دلیل نیروی بیرونی ای که در اشعار، عامل سرکوب محسوب می شود، همان نیروی بازدارنده ی جهان واقعی است. دیگری بزرگی که همواره سوژه را از رسیدن منع می کند، یک این همان با سرکوب کننده ایست که در اشعار نیز حاضر شده است. رخدادها در شعر چایچی به مثابه یک دال عمل می کنند که مدلول های آن، یا نیروی بازدارنده هستند و یا بروز یک میل سرکوب شده در یک وضعیت دیگر که البته این وضعیت در بردارنده ی تخیل مندی یک رخداد شاعرانه نیز هست.
بر پنجه ی پا می رقصیدند
مرغان دریایی به سوی آسمان
بال می کشیدند
و دنیاهای دیگری
که ناگهان بر می خاست
فرو می ریخت
با آواهای تندباد
زیر آفتاب تند کویر
باله ای از موج عظیم ماسه ها
که هیچ شاهدی نداشت
(صفحه 45 و 46)
  در شعر "زندانی"، سرکوب شدن توسط دیگری بزرگ (در اینجا قانون چراکه راوی در زندان است) منجر به فوران انرژی و بر ساختن جهان مناسب برای ارضا میل می شود. نشستن بر شاخه ی رنگین کمان، دگردیسی میل اولیه ی سرکوب شدهاست و حال خود را در شکل دیگری نشان می دهد. در این فرآیند دگردیسی، ساحت خیال پس نشسته و "کلمات"، برسازندگان خیالی هستند که به ارضا میل یاری می رساند.
شعر زندانی:
زندانی اش کردند
در اتاقی بی پنجره
نه صدایی
نه گوشی که بشنود
واژه ها را درون گوی ریخت
چرخاند و چرخاند
نخست درختی بیرون آورد و
میان اتاق کاشت
بعد مشتی ابر
 رها کرد در فضای اتاق
سپس پرنده های آوازخوان را
بعد آفتاب را ریخت بر در و دیوار
ابر بارید و آفتاب آمیخت با آن
زندانی نشست بر شاخه ی رنگین کمان و
نفسی آسوده کشید.


بازگشت