بررسی نقش خیام و فرهنگ و فلسفه اسلامی بر اندیشه های فرناندو پسوآ نویسنده مشهور پرتقالی (گفتگویی با دکتر فابریزیو بوسکاگلیا) / امیر فرخ پیام

نویسنده : امیر فرخ پیام
تاریخ ارسال : بیست و هفتم آذر ماه ١٣٩۴


بررسی نقش خیام و فرهنگ و فلسفه اسلامی

بر اندیشه های فرناندو پسوآ نویسنده مشهور پرتقالی

(گفتگویی با دکتر فابریزیو بوسکاگلیا)

 

ترجمه ی : امیر فرخ پیام

فرناندو پسوآ در سیزدهم ژوئن سال 1888 درشهر لیسبون پرتقال به دنیا آمد. وی ازسال 1896 تا 1905 میلادی در شهر دوربان افریقای جنوبی که در آن زمان مستعمره انگلستان بود زندگی کرد و بدین گونه با فرهنگ و زبان انگلیسی آشنا شد. پسوآ در سال 1906 به لیسبون بازگشت.وی در ابتدا مایل به تحصیل در زمینه دیپلماسی بود با این حال پس از دو سال بواسطه نمرات  ضعیف و اعتصاب دانشجویان علیه نخست وزیر وقت ژائو فرانکو از این اندیشه منصرف شد و پس از آن به مطالعه موضوعات مورد علاقه خود پرداخت به گونه ای که بیشتر زمان خود را در کتابخانه سپری می کرد. همچنین پس از آن درآمد وی از طریق داد و ستد و تجارت تامین می شد. فرناندو پسوا در سی‌ام نوامبر ۱۹۳۵ به سبب بیماری کبدی درگذشت.

فرناندو پسوآ امروزه به عنوان یکی از درخشان ترین چهره های ادبیات قرن بیستم جهان به شمار می آید. ژاک دریدا فیلسوف فرانسوی وی را از بنیانگذاران پست مدرنیسم در ادبیات جهان معرفی می کند. پسوآ همواره در آثار خود به مفاهیمی چون هدف زندگی و اسرار هستی می پرداخت. یکی از بارزترین ویژگی ادبی فرناندو پسوآ آفریدن شخصیت های موهوم است به گونه ای که آثار خود را با نام شخصیت های مجازی که خود آفریده بود منتشر می نمود و به گونه ای این کار صورت می گرفت که گویی هر اثر وی از نویسنده ای متفاوت است. در میان شخصیت های آفریده شده توسط پسوآ چهار تن دارای جذابیت های بیشتری هستند: آلبرتو کاییرو، آلوارو دکامپوس، ریکاردو رایس و برناردو سوارز. هر کدام از این شخصیت ها ویژگی ها و علایق مخصوص به خود را داشتند و به نوعی بیانگر سرشت متنوع پسوآ بودند. بواقع از طریق خلق این نویسندگان خیالی، پسوآ قادر به کشف و بیان دیدگاههای متفاوت، متضاد و مکمل در زمینه های مختلف زندگی از جمله ادبیات، دین، فلسفه و سیاست بود. به عنوان مثال آلبرتو کاییرو دارای روحیه طبیعت گرایانه و احساسی و خلق و خوی ضد متافیزیکی و روشنفکری بود. در حالیکه آلوارو دکامپوس فردی آنارشیست و به شدت علاقه مند به موضوعات متافیزیکی بود. پسوآ روحیات شک گرایانه و اپیکوری خود را در قالب ریکاردو رایس ابراز می نمود و برناردو سوارز را به صورت فردی منزوی و رویا باف خلق نمود. مهمترین اثر فرناندو پسوآ که بیش از بیست سال زمان برای نوشتن آن سپری کرد کتاب دلواپسی می باشد. این کتاب بیانگر دغدغه ها و عقاید پسوآ در زمینه هایی چون  پیدایش انسان، مفهوم زندگی و اسرار درونی آدمی می‌باشد.از نکات جالب در مورد اندیشه های پسوآ دلبستگی و تاثیر پذیری شدید وی از اندیشه های عمر خیام بویژه کتاب رباعیات وی است. همچنین فرناندو پسوآ مطالعات عمیقی بویژه در دوران جوانی خود در زمینه فلسفه اسلامی داشته و به خوبی با آرا و اندیشه های فلاسفه بزرگ اسلامی آشنایی داشته است. ردپای این مطالعات در آثار وی قابل مشاهده است. دکتر فابریزیو بوسکاگلیا از جمله محققینی است که در زمینه فلسفه اسلامی و همچنین نقش فلسفه اسلامی بر اندیشه ها و اثار فرناندو پسوآ مطالعات بسیاری داشته و همچنین چندین مقاله در این زمینه منتشر کرده است. بدین سبب و همچنین به منظور معرفی بیشتر فرناندو پسوا و نقش فلسفه اسلامی در اندیشه های وی و همچنین یادآوری و تاکید بیشتر اهمیت و ارزش فلسفه اسلامی و تاثیرات ارزشمند آن بر اندیشه  متفکران غربی مصاحبه ای با وی انجام داده ام که در ادامه می آید. در ابتدا لازم  است به معرفی دکتر فابریزیو بوسکاگلیا بپردازم:

وی متولد سال 1981 در شهر تورین ایتالیا است و در حال حاضر به عنوان محقق در مرکز فلسفه دانشگاه لیسبون مشغول کار می باشد. او  در سال 2015 دکترای خود را در زمینه فلسفه با موضوع حضور فرهنگ اسلامی در اندیشه ها و آثار فرناندو پسوآ از دانشگاه لیسبون دریافت نموده است. در حال حاضر پروژه تحقیقاتی وی بر حضور و نقش فرهنگ اسلامی در ادبیات و فلسفه کشور پرتقال از دوران قرون وسطی تا زمان معاصر تمرکز دارد.  او همچنین در دانشگاه لیسبون تدریس می کند. او در زمینه ادبیات و فلسفه پرتقال مقالات کنفرانس و سخنرانی های زیادی داشته و همچنین مقالات متعددی در مجلات آکادمیک بین المللی منتشر نموده است.      

مطالعات شما در زمینه فرناندو پسوآ شاعر، نویسنده و متفکر مشهور پرتقالی از مهمترین جنبه های کارهای تحقیقاتی شما به شمار می آید. با در نظر گرفتن این موضوع که حدود یک قرن از دوره پسوآ گذشته است، در چه زمینه هایی اندیشه ها و آثار پسوآ برای نسل کنونی اهمیت دارد؟ (لطفا پاسختان را با ذکر مقدمه ای از پسوآ و کارهای وی آغاز کنید)

فرناندو پسوآ (1888-1935) یکی از مهمترین نویسندگان پرتقالی است. به گونه ای که به عنوان پرخواننده ترین نویسنده پرتقالی زبان دنیا به حساب می آید. برجسته ترین ویژگی کار وی، خلق نویسندگان خیالی است. بیش از نام مستعار برای این افراد، آنها شخصیت های دراماتیکی هستند که از طریق آنها، پسوآ قادر به بیان و کشف دیدگاههای مختلف و گاه مکمل در زندگی و ادبیات بوده است. پسوآ علاوه بر سرودن اشعار زیاد، نوشته هایی در زمینه فلسفه، دین و سیاست دارد. بواسطه موضوعات آثارش، مانند توجه به وحدت و کثرت، حقیقت و خیال، کارهای وی بسیار معاصر به نظر می رسند. برخی از کارهای فرناندو پسوآ هنوز منتشر نشده اند و من در انتشار بخشی از آنها مشارکت دارم بویژه قسمت های مربوط به فرهنگ اسلامی.

مولفه های اصلی اندیشه های پسوآ چیست؟

مولفه های اصلی اندیشه های وی عبارتند از توجه دایمی به تاریخ تمدن، حضور پر رنگ تحقیقات و پرس و جوهای فلسفی و دینی و اسطوره ای و رمز گونه. توجه عمیق و متعهدانه به مولفه های فرهنگی و تمدنی ادبیات، اهمیت ترکیب میان مولفه های متفاوت فرهنگی و هنری، مطالعه فلسفی خیال و تصور و تاکید بر تحمل تضاد و مدارای بین دین و جامعه.

محیط فرهنگی دوران رشد پسوآ چگونه بوده است؟ کدام شاعر یا نویسنده غربی بیشترین تاثیر را بر وی داشته است؟

علاوه بر حضور قوی فرهنگ پرتقالی بر اندیشه های پسوآ، وی تحت تاثیر آموزش و مولفه های روشنفکری آنگلوفیل بوده است. در دوران کودکی و بلوغ (1896-1905) او به همراه خانواده اش در آفریقای جنوبی که در آن زمان مستعمره انگلستان بود زندگی می کرد. می توانم بگویم که ویلیام شکسپیر نویسنده انگلیسی بیشترین تاثیر را بر فرناندو پسوآ داشته است. ادوارد فیتزجرالد شاعر انگلیسی و مترجم رباعیات خیام (1859) نیز نقش مهمی در رشد فکری پسوآ داشته است. بواسطه ندانستن زبان فارسی، پسوآ بطرز چشمگیری ترجمه اشعار خیام را خوانده است. در زمینه فرهنگ پرتقالی، آنترو د کونتال بر پسوآ تاثیرگذار بوده است. اگر چه وی در خارج از پرتقال معروف نیست با این وجود این متفکر و شاعر قرن نوزدهم پرتقالی یک نماد اساسی برای درک فرهنگ معاصر پرتقال می باشد. آنترو و بقیه نویسندگان قرن نوزدهمی پرتقال (اولیویرا مارتینس و تئوفیلو براگا) تاریخ شبه جزیره ایبری که در خلال قرون وسطی تحت حاکمیت اسلام بوده است را شرح داده اند که بهواسطه اثرپذیری اندیشه های پسوآ از آثار آنان، به تحقیقات من هم مربوط می شود.

در میان نویسندگان و متفکران بعد از وی، کدام یک بیشترین تاثیر را از پسوآ کرفته اند؟

پسوآ بر نویسندگان زیادی تاثیر گذاشته است و آثارش نه تنها در دنیای پرتقالی زبان بلکه در سراسر جهان توسط نویسندگان زیادی خوانده شده است. از جمله می توانم به نویسنده ایتالیایی آنتونیو تابوچی (1934-2012) و نویسنده آرژانتینی خورخه لوییس بورخس (1899-1986) اشاره کنم. اگرچه دومی اطلاعات کمی در مورد آثار پسوآ داشت ولی همواره تحسین گر نویسنده پرتقالی بود و همچنین بسیار علاقه مند به عمر خیام و شعر فارسی بود. بسیاری از فلاسفه پرتقال بعد از مرگ پسوآ در مورد وی نوشته اند. دو نفر از مهمترین آنها بویژه علاقه مند به وجه روحانی و معنوی آثار وی، آگوسینیو داسیلوا (1906-1994) و پائولو بورخس (1959-...) هستند.

یکی از مقالات شما (حضور فلسفه اسلامی در نوشته های منتشر نشده فرناندو پسوآ جوان)1 بر مطالعه فلسفه اسلامی توسط پسوآ اشاره دارد. در چه زمینه هایی فلسفه اسلامی بر آثار وی تاثیرگذار بوده است؟

می توانم بگویم علاوه بر تاثیر بر اندیشه های پسوآ، فلسفه اسلامی علاقه روشنفکری این نویسنده بویژه در دوران جوانی اش بود. پسوآ عقیده داشت که فلاسفه اسلامی در دوران میانی، در ایجاد فرهنگ اروپا بسیار مهم بوده اند بویژه در فرهنگ پرتقالی و شبه جزیره ایبری که در حدود هشت قرن (711-1492) تحت حاکمیت مسلمانان بود و در برخی سالیان در اوج شکوفایی فرهنگی قرار داشت. پسوآ نقش بسیار پر اهمیت فلسفه اسلامی به عنوان مترجم فلسفه یونانی بویژه ارسطویی در قرون وسطی را تشخیص داد.

در مقاله، شما هفت فیلسوف اسلامی، که پسوآ در زمینه آنها مطالعاتی داشته است معرفی می کنید (الکندی، فارابی، ابن باجه، ابن سینا، ابن طفیل، غزالی و ابن رشد). کدام یک از آنها بیشترین تاثیر را بر اندیشه و فلسفه پسوآ داشته است؟ و کدامیک به مطالعات شما نزدیکترند؟

آن مقاله، گفتارهای فلسفی نویسنده پرتقالی را تحلیل می کند. در این گفتارها، نویسنده هنگامی که در مورد غزالی و ابن رشد مطالعه می کرده است (از طریق کتاب های مربوط به تاریخ فلسفه در زبان های انگلیسی و فرانسوی) به برخی جنبه های فلسفه اسلامی که برای وی جالب توجه بوده اشاره می کند. بر اساس اندیشه های غزالی پسوآ علاقه مند به ترکیب میان تئولوژی و عرفان بوده و نظرات ابن رشد در زمینه آثار ارسطو برای وی جالب توجه بوده است. این دو مهمترین نویسندگان مطالعه من در ارتباط با پسوآ و فلسفه اسلامی هستند. در اینحا بخشی از گفتار پسوآ را می آورم:

"در مورد جهان هر چیزی می توان گفت، در مورد خدا هیچ چیز، چرا؟ ....، چون خدا به تنهایی موجود است و دنیا وجود ندارد بلکه به گونه ای رویا گونه حفظ شده است."

 نظر شما در مورد اهمیت فلسفه اسلامی چیست؟ اثر آن بر فلسفه غرب و رابطه اش با دنیای معاصر چگونه است؟

در کنار اهمیت فلسفه اسلامی در ترجمه و تفسیر فلسفه یونانی و انتقال آن به غرب در دوران میانی (قرون وسطی) من فکر می کنم بواسطه اینکه در زمان های خاصی و برای برخی متفکرین، فلسفه اسبلامی قادر به برقراری توازن و هارمونی میان فلسفه و عرفان بوده است، برخی متفکران قرن بیستم غربی مانند هانری کربن به فلسفه اسلامی روی آوردند. این ویژگی چنانکه نویسندگان زیادی بدان اذعان دارند، در اندیشه های برخی فلاسفه یونانی نیز وجود داشته که می تواند نظر غربیان را در دوران معاصر که بسیاری از دانشمندان و خوانندگان فلسفه به عرفان علاقه مند شده اندذ، جلب نماید.

با در نظر گرفتن این نکته که ابوعلی سینا، غزالی و فارابی ایرانی (فارس) بودند، نظر شما در مورد تاثیر فیلسوفان ایرانی بر فلسفه اسلامی چیست؟

من باید بگویم که در فلسفه پارسی (ایرانی) صاحب نظر نیستم و فقط حضور و نقش آنها را در اندیشه های پرتقالی نمایانده ام. بر این اساس و نیز بر اثر دانش مختصر خود در مورد فیلسوفان ایرانی، می توانم بگویم فلسفه پارسی (ایرانی) نقش مهمی در فلسفه اسلامی ایفا نموده است. این نکته نه تنها در مورد نویسندگانی که پیش تر به انها اشاره شد بلکه در آرا و آثار ملاصدرا و سهروردی نیز نمایان است.

خیام همواره به عنوان یکی از مهمترین شاعران و فیلسوفان ایرانی شناخته شده است. در تحقیق شما، اشاره شده که او تاثیر عمیقی بر فرناندو پسوآ داشته است بویژه اثر مشهورش رباعیات، می توانید توضیح بیشتری دهید؟

پسوآ، اثر خیام را از طریق ترجمه انگلیسی ادوارد فیتزجرالد خواند که اولین بار در سال 1859 منتشر شد و به سرعت در سراسر اروپا و آمریکا خوانده شد. در میان 1300 کتابی که پسوآ در کتابخانه شخصی خود بر جای گذاشت در زمانی که مرد (1935) کتابی که دارای بیشترین تفسیر، زیرنویس و شرح بود رباعیات خیام ترجمه فیتزجرالد بود.. همانگونه که مشهور است، فیتزجرالد آشنایی کامل با زبان فارسی نداشت و ترجمه اش همانگونه که خودش بیان کرده بیشتر حالت بازنویسی دارد تا یک ترجمه وفادار به اصل متن. در حقیقت، فیتزجرالد خیامی را ایجاد کرده که هرگز وجود نداشته است: اپیکوری، لذت گرا، بدبین و آگنوستیک. فیتزجرالد برخی وقایع و اسناد تاریخی را که امروزه اثبات شده اند مانند اینکه خیام یک مسلمان ارتدکس، فیلسوفی اسلامی و دارای تمایلات عرفانی و تصوف بوده است انکار نموده است. پسوآ از این اشکالات در ترجمه فیتزجرالد آگاه شده بود و لذا سعی بیشتری در شناخت و دانش زندگی خیام و آثار او در ترجمه های دیگر و کتابهای مربوط به شعر فارسی و فلسفه اسلامی نمود. از این طریق وی با آثار مولوی، حافظ و بقیه نویسندگان فارسی زبان (از طریق ترجمه انگلیسی) آشنا شد. پسوآ دوبیتی های زیادی را از خیام ترجمه نمود و توضیحات و شرح های فلسفی در مورد واژه ها و اصطلاحات خیامی همچون ساقی و مرشد نوشت. پسوآ همچنین 200 رباعی در زبان پرتقالی نوشت که از سبک و معیار اشعار فارسی قرون وسطی که ترجمه انگلیسی آنها را خوانده بود پیروی نمود. لذا پسوآ در اشعارش تصاویر و استعارات و خیالات خیام و فیتزجرالد را در زبان پرتقالی باز خلق نموده است. مانند رز، می، بارگاه سلطان، سمرقند و ...   کلیه مولفه های آثار خیام، که پسوآ از طریق ترجمه و بویژه اثر فیتزجرالد در اختیار داشت در رباعیات نوشته شده توسط پسوآ در زبان پرتقالی موجود است: اپیکوریسم و آگنوستیسم (در تعداد کمتری از اشعار)، حدس گرایی متافیزیکی و عرفان.

در پایان، رابطه فرهنگی میان ایران و پرتقال، به عنوان دو گشور در دو موقعیت جغرافیایی متفاوت ولی با ریشه ها و زمینه های فرهنگی قوی چگونه است و چگونه می تواند بهبود یابد؟ بهترین راه برای شروع این بهبود چیست؟

در پرتقال میزان علاقه مندی به اشعار فارسی در حال گسترش است مانند مولوی و خیام بویژه مولوی. به هر حال، فقط ترجمه های اندکی از این آثار وجود دارد. فارغ از مطالعات آکادمیک در مورد خیام و پسوآ، یک نقطه شروع خوب می تواند ترجمه پرتقالی مثنوی باشد!

 

1.  BOSCAGLIA, Fabrizio Presence of Islamic philosophy in unpublished writings by the young Fernando Pessoa. Pessoa Plural. Nº 3 (2013).


بازگشت