شعری از هاینریش بل برگردان فرشته وزیری نسب

نویسنده : فرشته وزیری نسب
تاریخ ارسال : یکم خرداد ماه ١٣٩۴


الهه الهام

شعری از هاینریش بل

برگردان فرشته وزیری نسب

 

الهه الهام من در گوشه ای ایستاده

آنچه من نمی خواهم

ارزان به دیگران می دهد

وقتی شاد است

به من آنچه می خواهم می بخشد

او را کمتر شاد دیده ام

 

الهه الهام من راهبه ای است

در خانه ای تاریک

پشت دو ردیف از میله

از من پیش معشوقش

 تعریف می کند

 

الهه الهام من در کارخانه کار می کند

تعطیل که می شود

می خواهد با من به رقص برود

وقت تعطیل

برای من وقت نیست

 

الهه الهام من پیر است

می زند پشت دستم و

با دهان چرمی اش جیغ می زند:

بیخود و مزخرف

مزخرف و بیخود

 

الهه الهام من زنی خانه دار است

کلمات غیر پارچه ای را

در کمد نگه می دارد

به ندرت درش را باز می کند

که یکی به من بدهد

 

الهه الهام من

مثل من جذام دارد

برف را با بوسه از دهان یکدیگر

پاک می کنیم

و یکدیگر را پاک اعلام می کنیم

 

الهه الهام من آلمانی است

از من حمایت نمی کند

فقط وقتی در خون اژدها حمام می کنم(۱)

دستش را روی قلبم می گذارد

و من آسیب پذیر می مانم.

 

 

۱.اشاره به داستان زیگفرید، نمونه آلمانی اسطوره اسفندیار یا آشیل، است که باید در خون اژدها حمام کند تا رویین تن شود.


بازگشت