اقتدار فروتنانه بر تاجِ خاك
علي مسعود هزارجريبي

اقتدار فروتنانه بر تاجِ خاك

در

" شبانه ي عاشقان به بازخوانيِ شاعر "

علي مسعود هزارجريبي

 

تقديم به زنده ياد بهرام اردبيلي

 

پلك بر هم بگذار        تا مرگ            به خواب رود

+++

اعلام صريح            و در اين دقيقه ي آخر / نگاهم كن و / نفسم را را بيامرز

و از پيكري ديگر              اي مرگ آخرينم / عبور كن از شام غريبان دامنم

 

جنبه هاي گوناگون در شعرهاي بهرام اردبيلي ، چند دوره از سرايش را در بر مي گيرد . شعرهاي سال 45 ، برخي شعرها پيش ار توفان و حتا پيش از آرامش و دور از ساخت هاي هيجاني ست ؛ مثل شعر آواز براي گل هاي هميشه بهار ( جزوه ي شعر 2- طرفه ) و يا شعر علف هاي اعتماد ( جزوه ي شعر 5 –طرفه ) ، شعرهاي دهه ي 50 ( حدود 53-51 ) شعرهاي مهار شده و آرام شاعر است كه تمايل به ساخت هاي دروني و زبان ويژه و طرزي متفاوت دارد ( مجله ي تماشا ، دهه ي 50 ) و شعرِ بهم پيوستم تا رهايي / براي آن كه آواز بخواني ( جزوه ي شعر 8 و 7 –طرفه ) كه به لحاظ جسارت هاي فرمي و بياني ، پرانتز تازه اي را در فصل شعرهاي بهرام اردبيلي مي گشايد و به نوعي اين شعر ، وجه تمايزي با ديگر شعرهاي او در اين دوره دارد . هم چنين شعر ورق دوم آفتاب ( جزوه ي شعر 10 –طرفه ) صرف نظر از تاريخ سرايش شعر ( سال 45 ) صرفا به لحاظ سير تكويني و استعلايي دوران شاعري اردبيلي ، آغاز مقطع زماني پرتاب است كه جهش هاي او را به همراه دارد .

شش شعر از مجموعه ي " الواحِ هخا " ( شعر چهارشنبه ها –رستاخيز جوان ) و معدود شعرهاي ديگر كه به شكل پراكنده در نشريات به چاپ رسيده است ، در سويه هاي شكل گيري اين جهش ، به لحاظ تشخّص و شيوه نشانه و ويژگي ها ، تاثير محسوسي داشته است . اما دو شعري از او در دفتري به نام شعر ديگر ( سال 47 ) با پاره هاي درخشان ، بسيار قابل تامل است ، مانند اين مزمور :

نه / نه / نه / تو تنها اقاقياي يادبود مني / كه به خاطر مزار نروئيده اي

و نيز در دفتر شعر ديگر 2 ( سال 49 ) هفت شعر كه تحت عنوان كلي " هفت پيكر " آمده است و تمامي از ناب ترين شعرهاي بهرام اردبيلي ست ، با لحاظ كردنِ همه ي جنبه ها در قاب بندهايي شگفت با پاره هايي و بافت هايي شاعرانه :

من اگر كفني داشتم / نگاه ليلا مي كردم / و مي مردم

+++

در آن دقيقه ي برج / قسم مي خورم / عاشق چشمي نبوده ام

+++

چنگ مي زنم / به آهنگ تاري از مژه گانش / تا بافه ي كفنم باشد / يا ماه بني هاشم

 

اما جنبه هاي ديگر شعر بهرام به لحاظ دوره اي از سرايش ، مربوط به شعرهاي به چاپ نرسيده است كه به سبب در دسترس نبودن ، كيفيت آن شعرها بر ما معلوم نيست . مانند اين پاره از كارهاي چاپ نشده كه شعر در احوال و بيان ديگري ، بي قراري اش را تاب مي آورد :

پاره يي كف است پرده ي بام و شام / ابلق آمده از خزانه ي غيب

زهي اَنجمِ تار و صنم اين شراب و / پاره يي كف است رخ زنگي مار

از شعر هاي " صيد بهرامي " از كارهاي ناپيوسته ي چهل رباعي براي ما ( چاپ نشده )

 

اين گونه است دوران جواني و تجربه اندوزي او و رسيدن به اوج و بُعد تنيدگي در پيچك هاي جاذب فرم و زبان و نيز بهره گيري هاي استعلايي از متون مقدس و كهن و اسطوره اي در طاق ريزي هاي مدرن و جلوه ي كمانه هايي از ابتداع شاعر در دهه ي 40 و 50 و بعد ، عينيت بخشيدن به عبارتِ " دنيا خانه ي من است "و سفرها و هجرت ها و هجراني ها و سير و سلوك و جهان گشتي كه نوعي از هستي گشتي است و چرخشِ آن هستيِ دست نيافتني كه ماوراي بيان و ماوراي سرايش شاعر است و بعد با همه ي اين حركت هاي متفاوت ، ايجاد خاطره و رويارويي بسيار ِ ناب در نوعي از آوانگارديسم و هيجان هاي مدرن شعر دهه ي 40 و 50 :

ديدي چگونه مثل درختي پر راز          فرو رفت در ريشه هاي خويش و

ديدي چگونه گور بهرام گرفت

++++

پلك از هم بگشاي             تا مرگ بيدار شود .


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :