تقدیم به بهرام اردبیلی
شعری از احمد سینا

تقدیم به بهرام اردبیلی

شعری از احمد سینا

 

نخواهد خاست

سمندری از این آتش

 کهرتابی

 از این عقیق عتیق .

ایستاده به سالیان

ایستاده و دعا خوان

زخمی گرفتار داردش

این  ، که پر زملائک دارد

به باد وزی حیران

حیران این ضیافت عطشان

حیران این

پا بر عتیفی ِ ماه ِ سال های ِ چشم های حیوان  و

                                            آوای بدویان

حیران این چراغ حیوانم

این

که مثل پوست

که غریزه می گشایدش

می گشایدش

و می نشاندش به تماشا

ماه حرام شده را

....

 

 

: ماه حرام شده نیست و این اشتباه است بلکه خواب حرام شده است

 

: خواب ِ حرام شده را / تا پس بیفتد و درهم پاش می شود خنده

همچون همین هوا

که کوبیدن نور

در هاون بود

قبای اطلس من بود

چه خوابها می دهمت

!ماه خاوران

که لرزش موخر تن بود

از محو

در نکۀ کبودۀ این ستارگاه

گاهِ لب گشایی این گنگ

شام ِموميا


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :