شعری از آساف هالِت چلبی Asaf Hâlet Çelebi
- که او را در ایران به نامِ آصف حالت چلبی هم می‌شناسند -
برگردان از ابوالفضل پاشا

شعری از آساف هالِت چلبی Asaf Hâlet Çelebi
- که او را در ایران به نامِ آصف حالت چلبی هم می‌شناسند -
به هم‌راهِ اصل شعر
برگردان از ابوالفضل پاشا




آدمکی که از چوب ساخته‌ام

آدمکی که از چوب ساخته‌ام
نه غذایی می‌خورَد
نه قادر به صحبت کردن است
با چشم‌های سفت‌وسختِ خود
به جاهای دور از دیدرس
نگاه می‌کند

آدمکی که از چوب ساخته‌ام
به یاد می‌آوَرَد:
که زمانی برگ‌های کوچک و باریک داشت
- برگ‌هایی که نفس می‌کشیدند -
و زمانی ریشه‌هایی با روزنه‌هایی ظریف و کوچک داشت
- که شیره‌ی خاک را می‌مکیدند -

آدمکی که از چوب ساخته‌ام
از درخت‌ها دور افتاد
و به انسان‌ها نزدیک شد
اما حیف!
که نه انسان شد و
نه درخت



 


Tahtadan Yaptığım Adam


Tahtadan yaptığım adam
Ne yemek yiyor
Ne konuşmak biliyor
Kaskatı gözlerle
Görünmez yerlere bakıyor

Tahtadan yaptığım adam
Hatırlıyor ki
Bir zaman
Nefes alan
İnce ince yaprakları vardı
Toprağı istiha ile yiyen
Liften
İnce ince ağızları vardı

Tahtadan yaptığım adam
Ağaçtan uzaklaştı
Ye insana yaklaştı
Yazık ki
Ne insan oldu
Ne ağaç


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :