شعرهایی از کلاس آندرسون
ترجمه کیومرث باغبانی

کلاس یوهان رودولف آندرسون شاعر نویسنده موسیقیدان جاز روانپزشک و سیاستمدار فنلاندی در سال 1937درهلسینکی به دنیا آمد . او چند سال وزیر فرهنگ و نماینده مجلس و در سال 1994 نامزد ریاست جمهوری فنلاند بود . او از اقلیت سوِدی زبان فنلاند است. او ده ها عنوان کتاب رمان نمایشنامه فیلمنامه در کارنامه خود دارد . شعر هایش در بیش از پانزده مجموعه شعر و به زبان های مختلف ترجمه و منتشر شده و جوایزمهمی را دریافت کرده است .


 

 

دلیل

 

خون فریاد شد

قربانی بر زمین افتاد

و شوربخت مزه خاک را چشید

 

پیش از آن که نخستین گل بهاری در گورستان چتر بگشاید

دست کشنده از پیروزی کوتاه شد

 

هردو قربانی به خاک فرو شدند

و چمنزار دیگر بار نفس کشید

 

 

برف می بارد

 

مرد گام می زند فرو شده تا زانو

برف می بارد

 

مرد گام می زند فروشده تا سینه

برف می بارد

باز گام می زند تا شانه در برف

برف می ارد

تا سیب گلویش تا دهانش

همچنان گام می زند

سوراخ بینی اش لاله گوشش پرازبرف

اما به راه رفتن ادامه می دهد

برف می بارد

دیگر چیزی نمی بیند

همچنان ادامه می دهد

برف می بارد

پیش می رود

برف می بارد

برف می بارد

مرد در راه خویش باز پیش می رود

خیال کن تو آن مردی

به راهت ادامه بده!


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :