ساده نویسی و معضل مخاطب این روزها / سهراب رحیمی

ساده نویسی و معضل مخاطب این روزها

سهراب رحیمی

گفته اند بخوان به نام پروردگار واژه. و این یعنی که واژه در عین حال که مخلوق هست؛ خالق را هم در خودش دارد. اگر این روزها جریانی به نام شعر دهه ی هشتاد؛ مد روز گشته است و ناشران؛ صرفا برای بالابردن فروش کتاب؛ هیزم به آتش چنین جریان هایی می زنند را نباید زیاد جدی گرفت.ناشران ما از دیرباز علاقه به چاپ شعر ساده داشته اند چرا که این نوع شعر؛ فروش بییشتری داشته است.  بیاد می آورم سالهایی را که کتابهای » کارو«  و »مهدی سهیلی«   بالاترین فروش را داشت؛ دوشاعری که بسیار ساده می نوشتند و عملن هیچ تاثیری بر تحول شعر فارسی نداشتند.  تاریخ ادبیات کشورهای رشد نیافته نشان می دهد که همواره عده ای عوام فریب؛ سوار بر موج های موقتی دست به ماجراجویی های هیجان انگیز می زنند که حساب ناشده و گاه خانمانسوز می باشد. این ماجراجویی ها می تواند در عین حال که تولید نوعی شعر می کند؛ سیر رشد و تحول شعر و ادبیات را به سیر جهل و خرافاتی بیندازد که همچون بختکی قرن های تمام بر بخشی از سیستم فکری ی این سرزمین؛ پنجه انداخته و یک بیماری ی لاعلاج را گریبانگیر این جامعه کرده است.

به نظر راقم این سطور؛تعیین ساده نویسی به عنوان هدف شعر؛ حکایت تعیین تکلیف کردن است برای شاعر. مثل این است که ما فکر کنیم حتمن باید شعر پیچیده بنویسیم. آن چه بیشتر از فرم شعر اهمیت دارد  تفکر شاعرانه و  ساختمان فلسفی ی ذهن شاعر است. حالا اگر کسی با این زمینه ی مطالعاتی و تعمقی که شایسته ی پژوهنده ی شعر و شاعری ست موفق شد شعری بنویسد با اندیشه ی برتر که حامل کشف لحظه و بیان نو در قالبی ساده باشد که در کلماتی ساده؛ در معرض دید عموم گذاشته شده را باید به فال نیک گرفت. اما اگر شاعری عامدا و با نقشه ی قبلی و به نیت جلب توجه آرا و افکار عمومی دست به جوسازی بزند؛ شکی نیست که دستش به سرعت باز خواهد شد و عمق نگاه و فکر و اندیشه ی شاعرانه اش بر خوانندگان آشکار خواهد شد. در یک کلام؛ نه ساده نویسی و نه پیچیده نویسی؛ هیچکدام ملاک و محک خوبی برای بررسی و نقد یک شعرنیستند. مجموعه ی کاملی از بسیاری مختصات و مشخصات هست که یک شعر خوب را می سازد. این نکته را در نقدهایی که بر شعرهای شاعران معاصر نوشته ام بیان کرده ام. خلاصه این که خودنویسی و روان نویسی را ترجیح می دهم به جمع خوانی ها و مکتب سازی هایی که هراز چندگاه ویروسی می شوند به جان جمعیت ادبی ی بیچاره ی بیمار لازم به تیمار ما.

ژوئن دوهزارو نه

بلاد سوئد


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :