برآمدی بر صنعت هنری آیرونی درادبیات / عابدین پاپی

نویسنده : عابدین پاپی
تاریخ ارسال : سوم مرداد ماه ١٣٩٣


برآمدی بر صنعت هنری آیرونی درادبیات
عابدین پاپی


الف) واژه ی آیرونی از لفظ تا معنا
با التفات به واژه ی آیرونی و تاریخچه ی این صنعت ادبی در می یابیم این واژه بر گرفته از واژه ی یونانی(Eironeia) است که به معنای ریا و بر خلاف واقع نشان دادن و در اصطلاح شگردی که نویسنده یا گوینده با آن ، با توجه به بافت متن به کلام یا واقع ی ظاهرا صریح ، معنایی متفاوت می بخشد که در آن در یافتی مطایبه آمیز از ناهمخوانی وجود دارد. دیگر عبارت ، اندیشمندان آیرونی را بیانی ادبی معنا کرده اند که در لحن آن نوعی دوگانگی وجود دارد . به بیانی آنچه که گفته یا دیده می شود از جنبه ای دیگر نامعقول و یا نامفهوم است . به عنوان مثال : اگر به شخصی که هر روز او را می بینیم ، بگوییم : " مدتهاست شما را ندیده ایم " از شیوه ی بیانی آیرونی استفاده کرده ایم. وارونه کردن یک واقعیت و تصویری دیگر از آن واقعیت را که دارای بار معنایی توام با کنایه ، تهکم ، طنز و به تعبیری ریشخند و شوخی است را آیرونی می گویند . آیرونی به دو بخش تقسیم می شود و انواع مختلف دارد . آیرونی گفتاری و آیرونی نوشتاری . آیرونی گفتار همان زبان گفتاری و یا محاوره ای است که گوینده در این زبان صنعت آیرونی را بکار می برد . به مانند صحبت های روزمره ای که از دوگانگی معنا برخور دارند و یا ازبن مایه ای اعم از کنایه ، تهکم و طنز بهره می برند . دیگر آیرونی نوشتاری است . آیرونی نوشتاری به آیرونی ای گفته می شود که به اشکال گوناگون در آثارنویسندگان ظاهر می شود ، از تراژدی گرفته تا کمدی تا شعر ، رمان ، داستان ، طنز و... که می توان این نوع آیرونی را در نوشتارهای بزرگان ادب و هنر به عینه دید .
 با توجه به گستره ی معنایی (irony)و مفاهیم و تعاریف زیادی که از جانب اندیشمندان برای این پدیده اعمال شده ، باز از حیث معنا با صناعات ادبی زبان و ادبیات فارسی وجه اشتراک فراوان دارد ودر خیلی موارد با صناعاتی مانند کنایه ، ایهام ، استعاره ، ایماژ ، نماد و پارادکس مختلط می شود . شاید مهمترین اصطلاحی که صاحب نظران زبان و ادبیات فارسی برای این واژه در نظر گرفته اند، " نعل وارونه " باشد که دکتر شمیسا در کتاب " کلیات سبک شناسی " بکار گرفته است . مورد دیگر " وارونه سازی " است که محمدرضا اصلانی در کتاب " فرهنگ واژگان و اصطلاحات طنز" بدان اشاره دارد . وی چنین می نویسد : " وارونه سازی لحنی دوگانه می باشد ، ارسطو وارونه سازی را پنهان کردن مفهوم درونی واقعیت می دانست، مارکوس تولیوس سیسرون هم در تعریف آن گفت : " وارونه سازی یعنی گفتن چیزی و اراده ی معنای دیگر " دکتر علی اصغر حلبی در مقدمه ای بر طنز و شوخ طبعی در ایران ( پیک ترجمه و نشر ، (1365) با این که در پیش گفتار کتابش می گوید : " به دست دادن تعاریف دقیق از واژه ها و تعبیرات ادبی کار بسیار سختی است ، ولی در متن کتابش معادل های مختلفی را برای واژه ی آیرونی آورده اند . وی در صفحه ی 92 کتابش آورده اند که : معادل واژه ی طعنه یا طنز در زبان انگیسی ) irony ( است که از لحاظ لغوی به معنی ریا ، تقیه ، و فریب کاری است . و در اصطلاح به کار بردن منظم یک واژه به دو معنی است و گفته اند که طنز گوی برای خود دو نوع شنونده یا خواننده فرض می کند : یک گروه که به ظاهر معنی یا معنی ظاهر فریفته می شوند و گروه دیگری که معنی پنهانی را می گیرند و همراه با فریبنده یعنی طنز نویس بر فریب خورده می خندند.دکتر صالح حسینی نیز درباره ی آیرونی سخن گفته اند . وی در واژه نامه ی ادبی ( انتشارات نیلوفر ) ایرونی را"طنز" معنی می کند . دکتر جمیل صلیبا  نیز در واژه نامه ی فلسفه و علو م اجتماعی ( شرکت سهامی انتشار ) برای واژه ی آیرونی تهکم را بکار می برد . مترجمان کتاب : " کاظم برگ نیسی و صادق سجادی این واژه را "طنز" بر می گردانند و در توضیحات خود این واژه را همان ریشخند کردن و به مسخره گرفتن معنا کرده اند . واژگان ادبیات و گفتمان ادبی ( گردآورندگان مهران مهاجر و محمد نبوی ، نشر آگه ) برای واژه ی آیرونی این معادل ها را آورده اند : طنز ، کنایه ، تسخر، استهزاء ، مطایبه ی رندانه ، تهکم ، ریشخند ، تسخر زنی ، طرفه ، طعن .
و در ادامه به این مهم باید پرداخت که، واقعیت آنست که آیرونی می تواند همه ی این مواردی که ذکر آن رفت باشد و البته می تواند هیچ کدام از این موارد هم نباشد و اگر وارونه گویی و وارونه نمایی را هم که نظر صاحب نظران در حوزه ی زبان و ادبیات فارسی است ، برای این واژه مد نظر داشته باشیم ، باز بخشی از بار معنایی این واژه با مفاهیمی که ذکر شد، متفاوت است . با التفات به تعاریفی که اندیشمندان زبان و ادیات فارسی ازواژه ی (irony) بیان داشته اند، و البته تاکید بر بیگانگی این واژه و معادل سازی هایی که در زبان و ادبیات ایران وجود دارد و برای این واژه از جانب همین صاحب نظران عنوان شد ، ولی آنچه که مبرهن است و در اسناد تاریخی وجود دارد ، واژه ی) (iron می باشد که آیرون نام یکی از سه شخصیت کلیشه ای در کمدی های یونان بوده است . آورده اند که این شخص فردی ضعیف ، تو سری خور ، ظاهرا کم خرد ، اما در واقع تیز هوش و زیرک بوده است و این تیز هوشی و زیرکی او منجر می شد تا که بر حریف خود ، "آلازون " دیگر شخصیت قراردادی آن کمدی ها که لافزن ، ابله و خود فریب بود ، پیروز شود ، آیرونی در زبان خودی به معنی آداب و رسومی که مردم در گذشته داشته اند نیزبکار رفته است . به گونه ای که مردم در شب های مهتابی به کوچه ها رفته و با هم شب زنده داری و دید و باز دید کرده اند، و دختران نیز چرخ ریسی می کرده اند . ..
واژه ی " ایرونیا" برای نخستین بار در کتاب جمهوی افلاطون بکار رفته است . آمده است که یکی از قربانیان سقراط این واژه را به او نسبت داده و ظاهرا به معنی " فریب دادن دیگران یا پر گویی و چرب زبانی " اعمال شده است . موستن نیز واژه ی " آیرون " را کسی وانمود می کند که واجد شرایط نیست تااز مسئولیت های شهروندیش شانه خالی کند. تئوفراست " آیرون " را فرد حیله گر پیمان شکنی می داند که دشمنی اش را پنهان می کند و خود را دوست جلوه می دهد و رفتارش را واونه نشان می دهد. در زبان انگلیسی تا سال( 1502)اثری از واژه ی آیرونی نمی بینیم و تا اوایل قرن هجدهم متداول نبوده است و براساس شواهد و قراین درایدن (شاعر قرن هفدهم ) فقط یک باراز این واژه استفاده نموده است . با این حال اگر چه این واژه متداول نبوده ، ولی واژه های بسیاری در انگلیسی محاوره ای وجود داشته که نطفه های آیرونی در این واژه ها محسوس است . در کتاب هنر شعر در انگلیسی (7) واژه ی" آیرونیا"  ریشخندخشک معنی شده که منظورش را استفاده ی ظریف از آیرونی کلامی یا قیافه ی جدی می دانند . لذا با توجه به گذشتن حدود سه قرن از پیدایی این واژه و پوست اندازی معنایی آن و بکارگیری آن در هنر و ادبیات ، ولی هنوز به عنوان گفتمانی تعریف شده پذیرفته نشده است .
با نضج و بارور شدن فلسفه درمهد کشورآلمان، این واژه نیز د رپایان قرن هیجدهم و آغاز قرن نوزدهم در این کشو متداول می شود و معانی جدید پیدا می کند . به گونه ای که اگوست ویلهلم شلگل طرز ارائه را در شکسپیر آیرونیک می بیند : استعداد خود فریبی انسان ، دورویی نیمه آگاهانه ی انسان با خودش ، که حتی بزرگ مردان به وسیله ی آن می کوشند، نفوذ تقریبا اجتناب ناپذیر انگیزه های خود خواهان در طبیعت بشری را پنهان کنند . ( درس گفتارهایی درباره ی نمایش و ادبیات  (1808) ترجمه ی جان بلک لندن ، 1861ص 369
لذا اگوست ویلهلم این واژه را هم در نمایشنامه های جن و پری گوتسی می یابد که پر از صحنه های متضاد تغییر قیافه است و هم در شکسپیر که گاهی پیرنگ های فرعی خنده آورش پیرنگ اصلی را نقد می کنند یا به ریشخند می گیرند . با این تعابیر دیگردانشمندان صاحب نظر بر ویلهلم شلگل انتقاد وارد ساخته اند که وی با این که در این صنعت نظراتی را ارائه می دهند، ولی نتوانسته اند آیرونیک را با تراژدیک پیوند دهد، چه این که اعتقاد اندیشمندان منتقد شگل این است که : " بی گمان هر گاه که تراژدی به معنی اخص کلمه وارد شود هر چیزی از جنس آیرونی بی درنگ متوقف خواهد شد . شاید یکی از عواملی که صنعت آیرونی را با مشکل معنا مواجه ساخته است ، صناعات ادبی و هنری هم معنا با این صنعت " آیرونی " باشند که یکی از همین هنرها نیز هنر تراژدیک است .
ب) اقسام آیرونی

به لحاظ گستردگی معنایی در ادبیات و به بیانی چند وجهی بودن این واژه از حیث معنا و معادل پذیری آن نمی توان معنای خاصی برای آن بکار برد ، لذا مستلزم شناخت از اقسام آن می باشیم که به شرح ذیل می آید.
1.آیرونی کلامی یا طعنه :(verbal-irony) به آیرونی ای اطلاق می شود که گوینده به نحوی برای شنونده یا خواننده معلوم می کند ، از آنچه می گوید منظوری کامل متفاوت و حتی متضاد دارد . به عنوان مثال : مدیر یک اداره به  کارمندش که هرروز دیر سر کار می آید، می گوید:آقا ... ماشااله هر روز زود سر کار می آیی! 2. آیرونی بلاغی :(rheto ric alivony) به آیرونی ای گفته می شود که نظر و لحن نویسنده یا گوینده دقیقا عکس آن چیزی است که به زبان می آورد . به مانند کسی که در یک هوای سرد زمستانی با این که دارد از زوز سرما لرز می زند بگوید: به به هوا خیلی گرم است! یا رساله ی اخلاق الاشراف عبید زاکانی. فرق ایرونی کلامی با بلاغی این است که در آیرونی بلاغی وارونه سازی و تصویر سازی و البته لحن قویتر است و به اصطلاح نوعی ابلاغ متضاد در زبان نویسنده یا گوینده نهفته است و دیگر این که درون مایه واقعیت را نویسنده یا گوینده وارونه جلوه می دهد .3.آیرونی ساختاری یا وضعی : این قسم آیرونی در ساختار داستان یا نمایشنامه نهفته است . تفاوت آن با ایرونی کلامی این است که آیرونی کلامی ، خواننده و شنونده به منظور واقعی گوینده واقف است، اما در آیرونی ساختاری گرچه خواننده به منظور و هدف واقعی نویسنده آگاهی دارد ، شخصیت داستان از چنین آگاهی ای محروم می ماند. بهترین نمونه ی آیرونی ساختاری ، ادیب شهریار اثر سوفوکل است . 4. آیرونی تقدیر : مبنای این آیرونی بر آنست که تقدیر با دخالت و تحمیل بر نقشه ها و تصمیمات انسان ، جریان هستی را در جهتی که خارج از تصور است ، قرار می دهد . نمونه های این گونه آیرونی را می توان در میان قصص فارسی فراوان یافت .
 مثال :مولوی در مثنوی قصه ای شرح می دهد به این مضموم : شخصی هراسان نزد سلیمان می رود . سلیمان علت سرآسیمگی او را می پرسد . شخص می گوید که عزرائیل را دیده و از طرز نگاه او بسیار ترسیده است . اکنون از سلیمان می خواهد تا او را با قدرت خویش به هندوستان فرستد ،بلکه از جانب عزرائیل مصون بماند. سلیمان چنین می کند. روز بعد وقتی عزرائیل به نزد سلیمان می رود، پیامبر از او علت چنان نگاه و برخوردی را جویا می شود . در پا سخ چنین می گوید:
گفتمش ای شاه جهان بی زوال
فهم کژ کرد و نمود او را خیال
که مرا فرمود حق کامروز هان
جان او را تو بهندستان ستان
دیدمش اینجا و بس حیران شدم
در تفکر رفته، سرگردان شدم
5. آیرونی رمانتیک :romatic irony) (آیرونی رمانتیک از جانب نویسندگان آلمانی در قرن هیجدهم و نوزدهم باب شد و تا کنون تعابیر متفاوتی ااز آن شده است . اما عموما به آن نوع آیرونی گفته می شود که نویسنده توهمی را در خواننده نسبت به غیر شخصی بودن اثر خویش ایجاد کرده است ، با دخالت مستقیم در آن ، از بین ببرد . به بیانی دیگر شاعر یا نویسنده در ضمن نوشتن اثری جدی ، هر از چند گاهی با دخالت های مستقیم خود با لحنی شوخی آمیز ، به خواننده تفهیم می کند که حوادث و مسائل پیش کشیده شده چندان هم جدی نیست. به مانند منظومه ی دون ژوان و لرد بایرن .6. آیرونی سقراطی :(Socratic irony) مبنای این آیرونی از این قرار است که شخص دانایی خود را به جهالت می زند و در باب موضوعی که مخاطب او ادعا دارد ، آنقدر سئوال می کند تا مخاطب را گرفتار تر دید کند و به طور طبیعی به او بفهماند که آن موضوع را واقعا نمی دانسته است . به مانند روش مباحثه فلاسفه که ریشه در همان روش ریشه دار و اصیل سقراط دارد .  7. آیرونی نمایشی (تراژیک)(dramatic irony) به وضعیتی در نمایشنامه یا داستان گفته می شود که موجب آن مخاطب از چیزی آگاه است که قهرمان داستان یا دیگر شخصیت ها از آن بی اطلاعند . در نتیجه چنین وضعیتی ، شخصیت مزبور به دلیل نا آگاهی سخنانی می گوید یا اعمالی انجام می دهد که مخاطب از نامربوط بودن آنها با وضعیت واقعی آگاه است . این نوع آیرونی نمایش یا تراژیک نامیده می شود . مانند مکبث اثر شکسپیر .8. آیرونی موقعیت : به آیرونی ای گفته می شود که در حالتی غیر طبیعی رخ می دهد که در این حادثه یا وضع غیر طبیعی آیرونیک دیده می شود . به بیانی دیگر حالت های آیرونیک تصویر می شوند . به مانند : مردی  که دو تا زن دارد ولِی زنان همین مرد از یکدیگر خبر ندارند،اما موقعیتی بنام سینما این دوزن را به اتفاق شوهرشان در کنار هم قرار میدهد . و یا موقعیتی بنام اداره که دو تا دوست را که سال ها از هم خبری ندارند کنار هم قرار می دهد . به عنوان مثال : حسن مدیر کل ارشاد تهران شده و علی را که نزدیک به 20سال است ندیده را در همان اداره رویت می کند . آیرونی موقعیت بدون اطلاع قبلی و غیر طبیعی رخ می دهد به طوری که در این آیرونیک نوعی انتظار غیر منتظره و شورش های نابهنگام نهفته است . به مانند داستان ها و رمان هایی که نقش حوادث در مفاهیم زندگی پررنگ است . همان طور که ذکر آن رفت اغلب اشکال آیرونی از حیث معنا با صنایع معنوی در زبان و ادبیات کهن ایران همگون هستند،به گونه ای که همین تضادها ، پنهان کاری ها و ناهمخوانی ها و ... را در صنعت پارادکس ، ایهام ، استعاره ، ایماژ ، کنایه و نماد دیده می شود . به عنوان مثال صنعت پارادکس عبارتست از استفاده و بکارگیری دو واژ ه ی متضاد از جانب نویسنده یا شاعر که معنا و پیامی موافق وسازنده را به مخاطب منتقل می کنند . لذا متنافض نمایی هایی که ذکر آن رفت نیز در آیرونی وجود دارد . تعریف دیگر از آیرونی این است ک هر بی تناسبی طبیعی را آیرونی می گویند . یعنی اگر دو موجود و یا دو واژه ی متضاد در کنار هم قرار گیرند و معنایی موافق را تصویر نمایند ، نوعی آیرونی شکل گرفته است . به مانند در کنار گرفتن گل و بلبل و یا گل با خار ، ماه و خورشید در صبحی صادق که کاملا حالتی از آسمان را تصویر می کند که در ظاهر و واقع حالتی عادی است ولی دارای باطنی پر معناست . مهمتر این که اغلب تعاریفی که از شعر شده نیز نوعی آیرونی کلام و ... است ، چه این که رابرت فراست می گوید : شاعر یک چیزی را می گوید ولی منظور چیز یا چیزهای دیگری است . با تامل در تعریف رابرت فراست در می یابیم که این تعریف با تعاریف ایهام ، استعاره و نماد که از صناعات معنوی در شعر می باشد ، یکی است . از دیگر بی تناسبی های طبیعی که می تواند آیرونی باشد ، می توان به : مثل حالتی که انسان در کنار میمون قرار می گیرد ، اشاره نمود و یا اسب در کنار الاغ  ، روبا در کنار مرغ و گرگ در کنار گوسفند . لذا هر کدام از این موجودات ضد دیگر ی است اما در دو مثال اول می توان آیرونی را بهتر به ذهن تداعی کرد و در دو مثال بعد بیشتر تضاد و پارادکس به ذهن مخاطب تداعی می شود . بنابراین انسان و میمون از لحاظ ظاهر با هم شباهت هایی دارند ولی در باطن هیچ گونه شباهتی دیده نمی شود . اسب و الاغ نیز گرچه هر دو از خانواده ی احشام هستند ولی از لحاظ باطن و رفتارهای حیوانی شباهتی با هم ندارند. شاید بتوان گفت صنعت پارادکس ( متناقض نما) که واژه ها را با هم آشتی می دهد و پیامی پر معنا و موافق را به مخاطب منتقل می کند ، در جهاتی از آیرونی پر مایه تر باشد . بدین خاطر که آشتی دادن روبا با مرغ و گرگ با گوسفند برای یک نویسنده یا شاعر در اثر کاری دشوارتر است تا اسب و الاغ  و یا انسان و میمون . دلیل عمده این است که موجوداتی اعم از روبا و مرغ  و گرگ و گوسفند هم از حیث ظاهر و هم باطن با همدیگر در تضادند و مهمتر این که سرشت و طبیعت آنها نیز با دشمنی بسته شده ، ولی اسب و الاغ ذاتا با هم دشمنی ندارند و تنها تفاوت آنها در ظواهر است . نتیجه این که صنعتی بنام آیرونی در طبیعت وجود دارد و بکارگیری این واژه در هر جامعه ای بستگی به بافت طبیعی و بافتار اجتماعی و فرهنگی آن جامعه دارد . به عنوان مثال آیرونی ای که در شاهنامه فردوسی وجود دارد با آیرونی ای که در اثر هومر است ، کاملامتفاوتند . به بیانی دیگر تولد آیرونی در یک اثر بستگی به اقلیم ، خلق و خوی  و فرهنگ یک کشور دارد . بنابراین اگر چه تاریخچه ی این واژه به یونان بر می گردد و آیرونی سقراطی نیز مصداقی بارز برای این مقوله به شمار می آید ، ولی سیر و روند رو به رشد این صنعت که  امروزه جهان وطن شده ، نشان می دهد که آیرونی در دیگر فرهنگ  کشورها نیز فی نفسه وجود داشته ، چه این که با روانشناختی طبیعت و مردم یک کشور می توان به این مهم دست یافت که "روحیات و رفتارهای طبیعت و مردم یک کشور ذاتا آیرونی پذیرند "بدین سان که از زیباترین آیرونی هایی که در جهان وجود دارد شب و روز است . شب و روز را می توان در دل خود شب نیز مشاهده کرد. و یا در دل خود روز به تصویر کشید...! در دل شب : " ماه به عنوان چشم شب زیباترین آیرونی را در آسمان به نمایش می گذارد. و یا در دل روز می توان زیباترین آیرونی را دید و آن در زمانی است که خورشید پشت ابر پنهان است و یا وقتی یک روز برفی و یا بارانی را مشاهده می کنیم دقیقا نوعی آیرونی رمانتیک خلق می شود . دریا در یک شب مهتابی نیز نوعی آیرونی است که زیبایی زایدالوصفی را می آفریند و در نوع خود بی بدیل است . دیگر آیرونی رنگین کمانی است که همزمان با آسمان بارانی و یا بعد ازآسمان بارانی بوجود می اید که در نوغ خود زیباست . لذا تصاویر آیرونی گون که ذکر آن رفت ، در اقصی نقاط جهان وجود دارد و از لحاظ شکلی و ماهوی نیز یکی است. و اگر تفاوتی باشد مرتبط با نوع اقلیم و آب و هوای آن ناحیه یا منطقه می شود، ولی ابزار طبیعی در جهت شکل گیری چنین تصاویر زیبایی که ذکر آن رفت، یکی است . دیگر مورد زیباترین آیرونی هایی است که در اشعار شعرا بکار رفته ، به گونه ای که می توان زیباترین انواع آیرونی را در اشعار فردوسی ، رودکی ، مولانا ، نظامی ، سعدی ، حافظ ، صائب ، بیدل و ...دید . در ادبیات معاصر نیز شعرا به نوبه خود در اشعارشان صنعت آیرونی را بکار گرفته اند که این مهم در ادبیات کلاسیک و نو به چشم می آید . بیت ذیل یکی از زیباترین و متفاوت ترین آیرونی هایی است که در زبان و ادبیات معاصر آمده است .
هر صبح دم سر می زند خورشید از مشرق ولی
هرگز مکرر نیست چون هر روز روز دیگر است ."راهی عشق" شاعر واقعیتی بنام طلوع خورشید را بیان می کند که  این طلوع از لحاظ ظاهر برای هر بیننده ای تکرار است، ولی در مصرع دوم زبان شاعر به تکراری پر از معنا تبدیل می شود ! به بیانی در مصرع دوم شاعر بر خلاف منظور اصلی سخن می گوید و تکرار را رد می کند . در این اثر آیرونی کلام ایجاد شده چرا که گوینده (سرآینده ) از آنچه که د رمصرع اول می گوید ، در مصرع دوم کاملا" برای خواننده معلوم می کند که منظور ی متفاوت و حتی متضاد با مصرع اول دارد. شاعر یک واقعیت را به واقعیاتی دیگر تبدبل می کند ، نوعی بی تناسبی طبیعی را یه تصویر می کشاند .

                                                                                              عابدین پاپی نویسنده ، منتقد و شاعر


 

منابع و مآخذ:


1.موکه ، داگلاس کالین (1389) آیرونی از مجموعه مکتب ها ، سبک ها و اصطلاح های ادبی و هنری ، حسن افشار ، تهران، نشر مرکز، چاپ اول
2.ترجمه فارسی : آنتیگون ، م. بهیار ، انتشارات نیل .
3. ترجمه های فارسی : جواد پیمان ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، انتشارات علمی و فرهنگی ، محمود اعتماد زاده ، نشر دات.
4.اصلانی ، محمدرضا (همدان) (1385) ، فرهنگ واژگان و اصطلاحات طنز ، انتشارات کارون ، تهران.
5.کات ، یان (1385) ، تفسیری بر تراژدی های یونان باستان (تناول خدایان) داود دانشور و منصور ابراهیمی ، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاههاست ،تهران.
6.شمیسا ، سیروس (1372) کلیات سبک شناسی ، انتشارات فردوس ، تهران .
7. پلارد ، آرتور (1378) فرهنگ اصطلاحات ادبی ، انتشارات مروارید ، تهران .
8. ترجمه ی فارسی : فتح اله مجتبایی ، انتشارات اندیشه
9. داد ، سیما ( 1385) ، فرهنگ اصطلاحات ادبی ، انتشارات مروارید ، تهران
10. اقتباس از رسانه ی مجازی ( سایت های آفتاب ، ویستا ، تبیان و ...)    


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :