شعری از سید مهدی نژادهاشمی

نویسنده : سید مهدی نژادهاشمی
تاریخ ارسال : هشتم مهر ماه ١٣٩٢


امشب دلم برای تو بی انتها گرفت

دنیای رنگ باخته دست مرا گرفت

 

می خواستم قدم بزنم ساحل تو را

دریا دلش گرفت و پس از آن هوا گرفت

 

می خواستم که از تو و من ها شویم ما

می خواستم ولی دل ِ تنگ ((شما)) گرفت

 

خودکار مشکی و ورق پاره ای ک بود

نقش دوچشم های تو را بی هوا گرفت

 

افتادم و شکستم و نابود تر شدم

آشوب ناگزیر مرا بی صدا گرفت

 

فریاد های یخ زده ام در گلو شکست

وقتی بنای سرکش ِ عشق تو پاگرفت

 

این ماجرا به رفتن ِ تو ختم می شود

طوری که پشت پای تو قلب ِ خدا گرفت

 

سید مهدی نژادهاشمی(م- شوریده)


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : ابوالحسن نظرنوکنده
آدرس اینترنتی : http://

امشب دلم برای تو بی انتها گرفت . بسیار زیباست آفرین

ارسال شده توسط : سیدعلیرضا رئیسی گرگانی
آدرس اینترنتی : http://kashkoolraeesi.mihanblog.com/

درود و عرض ادب دارم و احترام محضر شما فرهیخته ، ادیب و شاعر توانمند جنابآقای هاشمی
میلاد با سعادت پیامبر عظیم الشأن حضرت ختمی مرتبت محمد (ص) ابن عبدالله و رئیس فقه آل محمد(ص) حضرت امام جعفر صادق (ع) بر شما و خانواده مکرم شما مبارک و تهنیت باد.

از خداوند متعال برای شما ادیب گرامی و خانواده معزز سلامتی و سعادت مسئلت مینمایم.

رئیسی گرگانی

ارسال شده توسط : منا
آدرس اینترنتی : http://

سلام اول شعر قوی تر بود موفق باشید

ارسال شده توسط : مهتاب دلشاد
آدرس اینترنتی : http://

بسیار زیبا بود ،دست مریزاد