نگاهی به شعر دهه ی هشتاد / علی رضا نوری

نویسنده : علی رضا نوری - همدان
تاریخ ارسال : دهم خرداد ماه ١٣٩١


نگاهی به شعر دهه ی هشتاد                                                 

علی رضا نوری –همدان

در آستانه ی دهه ی 90 ، تحلیل و بررسی شعر دهه ی هشتاد امری ضروری به نظر می رسد و می تواند در ترسیم افق های شعری آن تاثیر گذار باشد ، در این میان اولین سوالی که به ذهن می رسد اینکه : آیا لزوماً در هر دهه ای باید منتظر اتفاقی تازه در شعر بود و نکته دیگر این که آیا تقسیم بندی دهه ای می تواند بستر مناسبی برای تحلیل شعری یک فرهنگ باشد ؟

شعر دهه ی هشتاد از زوایای متعدد قابل بررسی است و می تواند محل بحث باشد . بررسی زبانی ، بررسی مفهومی ، بررسی پیشنهادهای ارایه شده و موارد بسیار دیگری که هر کدام نوشته ای جداگانه می طلبد . آن چه در شعر این دهه قابل لمس است : اضطراب ناشی از زیست شاعرانه بود که محصول فرایندی تدریجی است که ابتدا شاعر و بعد از آن فضای سیاسی شعری را تحت تأثیر قرار می دهد ، اضطرابی که شاید ریشه اش به فردیت شاعر و واکنش او به رخدادهای فرهنگی , سیاسی و اقتصادی بر می گردد .  و می تواند در روند شعری یک شاعر و یا حتا یک دهه تاثیر گذار باشد

عموماً در شناخت شعری هر دوره  ، جریان ها ، رخدادها و رفتارهای آن دوره و دوره های قبل واجد اهمیت بوده و هر تحلیل گری ناگزیر از پرداختن به آن است . زیرا ساختارهای اجتماعی در شکل بخشی به فرم ها و رفتارهای هنری سهمی غیر قابل انکار دارد و در یک بازه ی زمانی با تحلیل هر کدام نقش و نمود دیگری را می توان  به وضوح مشاهده کرد

دهه ی هشتاد ادامه ی جریان شعری نیماست که نسبت به دهه های دیگر سه اتفاق مهم یعنی : انقلاب ، جنگ و دهه ی هفتاد را پشت سر گذاشته و به عنوان امری تاثیرگذار در عقبه ی ذهنی خود دارد که نشانه ها و نمودهایش در شعر این دهه کاملاً آشکار است . هر کدام از این مؤلفه ها در شعر بخشی از شاعران این دهه دیده می شود که گاه شکل ایجابی به خود می گیرد و گاه به رفتار سلبی منجر می شود که در هر دو صورت به رسمیت شناختن این مؤلفه هاست . در این سال ها هر جا صحبت از شعر این دهه بوده ابتدا شعر دهه ی هفتاد ، تحلیل و بررسی شده و سپس در یک فاصله گزاری ارزشی شعر دهه ی هشتاد عقب نشسته است ، اغلب کسانی که درباره شعر این دهه اظهار نظر نکرده اند –مخصوصاً دهه ی هفتادی ها –معتقدند در شعر این دهه اتفاق خاصی نیفتاده و هر چه بوده مربوط به دهه ی هفتاد است ( بخوانید نوشته ها و مصاحبه های کسانی چون مهرداد فلاح ، بهزاد خواجات ، علی بابا چاهی ، ابوالفضل پاشاو ... )

در این که در دهه ی هفتاد پیشنهادهای قابل اعتنایی در شعر بروز کرد شکی نیست و نمی توان آن را نادیده گرفت اما آنچه قابل ذکر است در دهه ی هفتاد شاعران با فضای تقریباً باز آن سال ها روبرو بودند و اغلب نوشته هایشان با کمترین موانعی چاپ می شد اما داستان دهه ی هشتاد بسیار متفاوت است . در این ده سال اخیر کنش شاعرانه همواره شکل بروزش را در رفتارهای احتیاط آمیز دیده است که ریشه اش به شرایط اجتماعی برمی گردد ، ذهن شاعرانه عموماً قبل از نویسش به حذف خود دست می زند و آنچه نوشته می شود تنها سایه ای است از آن چه قرار است شاعرانگی شاعرش را نمایان کند . در چنین شرایطی خلاقیت تعریف دیگری پیدا می کند و وجودش وامدار عواملی غیر از مؤلفه های ذهنی می شود . بزرگترین معضل شعری دهه ی هشتاد در بیرون از شعر بود که گاه شاعران را تا مرحله اختگی پیش  برد حتی شاعران دهه ی هفتاد هم که به زعم خود  کارهای در خور اعتنایی ارایه کرده بودند در این سال ها رفتار جدی و حضور مستمری نداشتند و با مجموعه ی چشم گیری به فضای شعری این دهه اضافه نکردند ، به غیر از سه ، چهار نفر بقیه دچار نوعی رخوت شدندو ازعرصه ی شعر بیرون رفتند یا اگر بودند کار درخوری ارایه نکردند ، از براهنی و شاگردانش که خبری نیست ( هر چند شمس آقاجانی می توانست متفاوت باشد ) ، بهزاد زرین پور یک مجموعه چاپ کرد و عطای شعر را به لقایش بخشید ، باباچاهی هرچند فعال است اما همچنان کلاه متفاوط نویسی بر سر گذاشته و  خود  را منجی شعر می داند ، هرمز علی پور خودش دوست داشتنی تر از شعرش است ، علی عبدالرضایی روز به روز در سانتی مانتالیسم سطحی غرق می شود ، شمس لنگرودی بعد از « باغبان جهنم » شعر را دست کم می گیرد هر چند گاه شعرهای خوبی از او می شنویم ، احمد رضا احمدی به تولید انبوه می پردازد واگر  تخیل نابش نبود شعرش به اضمحلال  کشیده می شد . رزا جمالی همچنان با فضای « برای ادامه ی این ماجرای پلیسی ... » نفس می کشد و این مجموعه ی آخرش چنگی به دل نمی زند ، از گراناز موسوی و پگاه احمدی هم خبری نیست ، هیوا مسیح شطحیات می نویسد . سید علی صالحی در این اوخربا « انیس آخر این هفته می آید » کورسوی امیدی نشان داد اما با مجموعه های بعدی اش همه را نا امید کرد . البته در فضای شعر هیچ امر قطعی وجود ندارد و چه بسا یکی از همین عزیزان در فردایی نزدیک کار درخشانی ارایه دهد و همه را متعجب کند .

 از میان دهه ی هفتادی ها به گمانم چهار نفر هنوز خوب می نویسند و حرف هایی برای گفتن دارند: حافظ موسوی ، بهزاد خواجات ، مهرداد فلاح و مسعود احمدی که در این بیست سال اخیر شعرشان همواره روبه جلو بوده و سینه به سینه ی نسل بعد نفس کشیده است .

هر چند بعضی از  این دوستان هم در بعضی اظهارنظرهاشان پیرامون شعر دهه ی هشتاد پدرانه و فاضل مآبانه صحبت کرده اند اما شعرشان بحث دیگری است و هنوز می تواند پیشنهادهایی برای عرصه شعر داشته باشد . به عنوان مثال من شاید من با نوع شعری که فلاح می نویسد موافق نباشم و آن را ادامه ی شعر کانکریت بدانم که قبلاً تجربه شده است اما به هر حال نوعی تلاش برای رفتن و کشف در او دیده می شود که حائز اهمیت است ، حافظ موسوی ، بهزاد خواجات و مسعود احمدی اما رندانه تر و شاعرانه تر می نویسند و در کارهایشان به دستاوردهای شاعران جوان  بی تفاوت نبوده اند .

  شعر شاعران جدی دهه ی هشتاد ، شعری صمیمی است که به ذات زندگی انسان امروزی نزدیک تر است و در خود دغدغه های ملموس تری را نشان می دهد .که در دهه ی قبل کمتر به چشم می خورد

در نگاهی دیگر بخش قابل اعتنایی از شعر دهه ی هشتاد فرصت بروز به صورت مکتوب پیدا نکرد یا خود شاعران دست به خود سانسوری زدند یا نگرش حاکم تاب و تحمل این اشعار را نداشت ، شعر در این دهه شکل بغرنجی را تجربه کرد که در کمتر دهه ای دیده می شود . فضای  حاکم همواره تلاش کرد شعر پیشرو را در لابه لای گرد و غبار ممیزی از نفس بیاندازد که در مواقعی هم موفق  بود ، اما جایی هم  که موفق نبود به لحاظ روانی تاثیر خود را داشت و شاید اغراق نباشد اگر بگوییم  به لحاظ مفهومی شعر این دوره محصول « ترس » است ، ترسی که از درون و بیرون شاعر را احاطه کرده و تأثیرش را بر شعر می گذارد ، اندوه و اضطراب که ماحصل همان ترس است در شعر این دهه مولفه ای فراگیر است که گاه شعر را تا فرم کلاسیک به عقب می برد و رنج نامه ای را به منصه ی ظهور می رساند ، اما شاعرانی که هوش سرشار دارند با نگاهی سلبی به باز آفرینی این مفاهیم پرداخته و با رفتاری گروتسکی و طنزآمیز آن را به بازی می گیرند .

در شعر این دهه شاعران نسبت به تجربه های شعری دوره های قبل بی تفاوت نبودند و گاه با شکل تعدیل شده ی این تجربه ها به شعر پرداختند و رفتار با زبان و فرم شکل متعادل تری به خود گرفت (شاید یکی از دلایلی که بحث ساده نویسی هم در این برهه مطرح شد همین باشد)

 منتقدان اصلی  دهه ی هشتاد اغلب شاعران دهه ی قبل هستند که انتظار خود از شعر را در شعر این دهه جستجو کردند و این می تواند  دو وجه متفاوت داشته باشد یکی اینکه باعث می شود شاعران دهه هشتاد رو به سمت پویایی ،خلاقیت و جسارت داشته باشند و اصیل تر و آگاهانه تر بنویسند اما در وجهی دیگر باعث می شود نوعی استبداد فکری در نسل قبل مانع از دیده شدن کارهای جدی شود,با نگاه به مجموعه شعرهایی که در این سال ها چاپ شدند متوجه می شویم اغلب شاعران به شناخت خوبی از شرایط زیستی در شعر رسیدند و تلاش کردند تجربه های زیست شده را دربه بازی دعوت کنند که جای آن در شعر دهه ی هفتاد خالی بود

به گمانم  دهه ی نود زمان مناسبی برای پرده برداری از شعر واقعی  دهه ی هشتاد است شعری که شاید موانع بیرونی اش تا حدی از اعتبار و اقتدار خواهد افتاد

 از مولفه های عمومی و فراگیر شعر این دهه به موارد زیر می توان اشاره کرد :

-تلفیق دستاوردهای دهه ی شصت و دهه ی هفتاد مثلاً تلفیق تخیل دهه ی شصت با جزیی نگری دهه ی هفتاد

-کنار گذاشتن رفتارهای افراطی با زبان

-آشتی مخاطب با شعر

-کشف فضاهای دم دستی که در رفتارهای زبانی دهه ی هفتاد نادیده گرفته می شد

-حضور نوعی اعتراض زیر پوستی

-صمیمی تر شدن شعر

-تن ندادن به تئوری های رایج و دست مالی شده

-حضور رمانتی سیسمی اجتماعی

 

هر چند در شعر دهه ی هشتاد آسیب های جدی هم می توان سراغ گرفت ، نوعی یکسان نویسی که بر اثر عدم جسارت شاعران بوجود آمد و اغلب براساس یک زیبایی شناسی رایج شعر نوشتند و همچنین بده بستان های شاعرانه که در گرو محفل ها و دوستی های جمعی به یک عادت تبدیل شد و گاه در شکل مجازی ( اینترنت ) به صورت بازی مضحکانه ای رنگ و لعاب رفتار جدی به خود گرفت و دیگر اینکه نگاه دم دستی به شعر همواره پیرامون شعر امروز بوده و هست

از دهه ی هشتادی ها شاعران زیادی هستند که حرفی برای گفتن دارند و نمی توان از کنار اسم آنها بی تفاوت گذشت :

غلامرضا بروسان ، رضا بختیاری اصل ، سعدی گل بیانی ، علی مسعودی نیا ، علی رضا راهب ، آیدا عمیدی ، روجا چمنکار ، سارا محمدی اردهالی ، داریوش معمار ، فریاد ناصری ، مازیار نیستانی ، طیبه شنبه زاده ، گروس عبدالملکیان ، علی رضا پورمسلمی ، الیاس علوی  ، رضا صارمی ، علی رضا نوری - همدان ، میثم متاجی ، مزدک پنجه ای ، علی رضا فراهانی ، آنا شکرالهی ، آرش شفاعی ، علی یاری ، کورش کرم پور ، رویا زرین ، داریوش مهبودی ، علی رضا شکر ریز ، آرش نصرت الهی ، حامد رحمتی ، ناهید عرجونی ، علی رضا عباسی ، ستار جانعلی پور ، علی الفتی ، صفر پاک بین،فاطمه مزبانپور ، و ... . به این جمع سید مهدی موسوی ، فاطمه اختصاری و محمد حسینی مقدم را هم اضافه می کنم چون معتقدم آنها هم در این ده سال نسبت به دوستان و هم مسلکان خود در عرصه ی غزل پست مدرن اصیل تر و هوشیارانه تر نوشتند .

نکته : هر کسی که دستی در شعر دارد می تواند به این نفرات ، نفرات دیگری اضافه کند یا تعدادی از این نفرات را قلم بگیرد.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : مونا خاکسار
آدرس اینترنتی : http://

مژگان ضحاکی
از شاعران بسیار قوی شعر سپید که چهار کتاب شعر دارند وتعجب می کنم که جزو لیست نیست
mojganzahaki

ارسال شده توسط : سولماز نعمتی
آدرس اینترنتی : http://sepid64.blogfa.com

با سلام و خسته نباشید
پست قابل تامل و ارزشمندی بود بسیار خوشحال شدم و استفاده بردم

ارسال شده توسط : آیدا
آدرس اینترنتی : http://

سلام استاد عکستونو دیدم اما اشتباه شده منظورم این یکی نبود

ارسال شده توسط : منصور پویان
آدرس اینترنتی : http://mansor-pooyan.com

رواج ساده نویسی در دهه هشتاد شمسی با زیباشناسی شعرهای مينيماليستی تفاوت ماهوی دارد. در شعر مینیمالیستی، مفهوم سادگی با قابلیت فشردگی و جزئی‌نگری جمع بسته می شود و ارزش‌های شعر مينيمال با عامّه پسندی خط ِفاصل ِمَع الفارق می کشد. مسئله قابل توجه اینست که شعر مینیمالیستی سهل و ممتنع می نماید؛ منتهی سادگی به تقلیل کیفیت و عامه گرایی نمی گراید. بی پیرایگی شعر مینیمالیستی به زبان ساده ای مربوط می شود که امتناع تفکر و ابتذال را برنمی تابد.
شاعران برخاسته از جریان شعری محافظه­ کار و ساده­ نویس، از فرم و روال قصّه در روایتگری تبعیت می کنند. برای نمونه به شعری از شهاب مُقربین و از مجموعه "این دفتر را باد ورق خواهد زد"، توجه کنیم:

در دو سوی تُشَک ایستاده اند/ مثل دو قهرمان آرام اند/ به هم نزدیک می شوند/ مثل دو دوست دست می دهند/ به هم نگاه می کنند/ مثل دریا و ماه/ عمیق به هم نگاه می کنند/ آنگاه کُشتی آغاز می شود/ خم می شوند/ دست در بازوی هم/ کمرگاه و/ ران‌ها / ناآرام/ در هم می پیچند/ وحشی و حمله ور/ و سرانجام/ آن کس به خاک می افتد/ که زودتر می گوید/ دوستت دارم

البته تمهيد روایتگری را نمی شود به کلیت مکتب ساده نویسی تسری داد. فرم روايت تمهيدی ست برای فضاسازی و نیز ارتباط خطی برقرار کردن در ساختار شعر. معنای دوگانه‌ "تشك و کـُشتی" در شعر بالا؛ علاوه بر طنزی تغزل مآبانه، در روالی روایتگرانه جمع بسته شده است.
جهان متن آنچنان باید شكل بگيرد كه قراردادها و خط و ربط ها متناسب با فرم؛ نظم‌ رایج را دگرگون و قواعد زبان دگردیسه شوند. برخلاف شعر های به اصطلاح زبان-محور ِدهه هفتاد که ساختار شان صرفا بر عنصر موسیقائی و روابط کلامی استوار ست؛ شعر ِعامه‌ پسند و ساده‌نویسانه دهه هشتاد؛ کلام و مضامین اش؛ وجوهی مُستعمل و عادت پذیر دارد. محافظه­کاری در مکتب شعری ساده­نویسی می طلبد که معانی رام و اهلی و مرسوم باشند. در حالی كه خاصيّت شعر خوب مهارناپذيری تأویل و دمیدن جلوه‌های چندمعنائی در کالبد شعر می باشد.
بیژن الهی طی دو دهه هفتاد و هشتاد شمسی، دنیا را از دیدی مرکز-گریز می دید. او با بی اعتبار کردن وضعیت اندیشه، دلالت گری نشانه های زبانی را تا بدانجا مخدوش کرد که در مواقعی قواعد و پیوستگی بین دال و مدلول؛ در هم ریخته و فضائی دگردیسه رغم زده شد تا دال بی پروا بتواند حرفی از جنس تازه بزند. او از معدود شاعرانی ست که میراث مدرنیسم در شعر فارسی را به جریانات ادبی پس از انقلاب پیوند زد. آنچنانکه شعر بیژن الهی در بررسی های دهه-بندی شده نمی گنجد. بیژن الهی در تاریخ سی نوامبر دو هزار و ده میلادی، در سن 65 سالگی درگذشت. بیژن الهی از شاعران مطرح دهه 40 شمسی و از شمار شاعران موج نو بود که شعرش بر بسیاری از شاعران تاثیر بسزا گذاشت.
مفهوم اجرا در دهه هشتاد شمسی با انواع ژانرهای تكنولوژیك از جمله: آرت بایوتكنولوژی و كارهای تركیبی و مالتی‌مدیا، در شعر ساده نویس رواج پیدا کرد. انواع شعرهاي ديداری از "كانكريت" و "خواندیدنی" های مهرداد فلاح تا اجراهای تكنولوژيك و ويدئو شعر در دهه هشتادی، کاربردی رسانه ای رقم زده شد. انواع شعر مالتی‌مدیا اعم از شعر عكس و شعر های كولاژ، بمدّد مکانیسم همنشينی/ جانشینی آرايه‌ ها؛ دارای معناهای ديداری و تمهيدات گرافيكی شدند. آنچنانکه معناها را بايد به صورت تلفیقی دریافت كرد.
برای ایجاد روحیه جدید و پرهیز از اموازین کهنه، جریان شعری محافظه­ کار و ساده­ نویس به حسیّت روی آورد و از تمهیدات ادبی از قبیل توصیف، تشبیه و گزارشگری و فضاسازی در شعر مدّد گرفت. برای شاهد مثال، می توان به شعری از حافظ موسوی اشاره کرد:

نیلوفر کبود / زن، زنده بود / و ایستاده بود / آن سوی جوی که در عکس بود / و دست دراز کرده بود / که نیلوفر کبود را بدهد / به مرد / که این سوی جوی / در عکس ایستاده بود / زن، فکرش را نکرده بود / که عکس، قدیمی است / و مرد تکه تکه شد / فرو ریخت / در جدول کنار خیابان / نیلوفر کبود / بر آب بود.

تلميح در این شعر به اسطوره زن اثیری و مرد خنزر-پنزی در «بوف كور» کنایت دارد. منتهی لـَقوه در فرم و فضا موجب هرز رفتن انرژی در بطن روایت شده است. شعر نتوانسته است تضاد مورد نظر در جهان متن را نشان دهد بلکه آنرا حرف زده است. بارزترين ويژگی اين شعر بعنوان نمودی از كتاب «زن، تاريكی، كلمات»، تعمّد و حضور شاعر برای القای یک وضعیت شهودی و نفوذ در واقعیت است. نگاهی ابژتیک و از بیرون، شعر را به شیوه تصاویر سينمائی و عكاسی گزارشگری می کند.

ارسال شده توسط : علی رضا نوری - همدان
آدرس اینترنتی : http://sanghayejahanam.blogfa.com

سلام دوست عزیز
خوشحال میشدم اگر میفرمودید کدام یک از آن شاعران با من چایی خورده اند به غیر سه یا چهار نفر من هیچکدام از این دوستان را ندیده ام فقط کارهای شان را خوانده ام در این همدان لعنتی چه کسی میاید با ما چایی بخورد عزیز من
در ثانی چند نفر از این شاعران حتا اثارشان را در مجلات ادبی هم چاپ نکرده اند شما می توانید انتقاد فنی کنید اما ادبیات کوچه بازاری جایی در گفتگوی امروز ندارد

ارسال شده توسط : علی پیاده
آدرس اینترنتی : http://www.alipeyadeh.com

اگر در این دهه شاعری بدون هیاهو کار خود را کرد و در جلسات دوستان شرکت نکرد و با شما چایی نخورد و فقط به درج آثارش در مجلات ادبی بسنده کرد چرا نادیده اش میگیرید؟

ارسال شده توسط : زهرا اميدوار
آدرس اینترنتی : http://

عطر آن است كه خود ببويد نه آنكه عطار بگويد...

ارسال شده توسط : بلقیس بهزادی
آدرس اینترنتی : http://

سلام آقای نوری!

سعید آرمات رافراموش کردید، بی شک یکی از بزرگان دهه ی هفتاد است که هنوز خوب می نویسد.


ارسال شده توسط : علی رضا نوری - همدان
آدرس اینترنتی : http:/sanghayejahanam.blogfa.com

پاسخ علی رضا نوری به آقا یا خانم الف
سلام آقا یا خانم الف من زیاد اهل شکسته نفسی نیستم به همین دلیل اسم خودم را هم نوشته ام که شمای مخاطب میتوانی آنرا حذف کنی همانطور که در انتهای نوشته اشاره کرده ام اما در مورد عباس صفاری که فرموده اید اول اینکه صفاری در ایران نیست و زیست امروز ما را تجربه نمیکند که البته چیزی از شاعری او کم نمیشود دوم اینکه مد نظر من بیشتر شاعرانی بودند که سن بالایی ندارند وگرنه به غیر از سه چهار نفر من هیچکدام از آنهایی را نام برده ام نه میشناسم نه تا به حال آنها را دیده ام شما میتوانید نسبت به شناخت خود اسامی دیگری در این زمینه داشته باشید و دقیقا با این تفاوت هاست که میتوانیم حرکت داشته باشیم مثل هم فکردن دردی از فرهنگ مریض ما دوا نمیکند دوست من
ممنونم که حرفت را نوشتی

ارسال شده توسط : الف
آدرس اینترنتی : http://

خودت اسم خودت را در شاعران دهه 80 گذاشته ای ( که بر اساس
فرموده ات نمی شود از کنار اسمت بی تفاوت گذشت) ولی از شاعری چون عباس صفاری (که خیلی از نامهای آمده به گرد پای او هم نمی رسند)نام نبرده ای...