شعری از اِلیونُرا برو / برگردان : بابک صحرانورد

نویسنده : بابک صحرانورد
تاریخ ارسال : شانزدهم اسفند ماه ١٣٩٠


اِلیونُرا  برو  Elonora bru))

شعر معاصر سوئد

مقدمه و برگردان: بابک صحرانورد

خانم « اِلیونُرا برو» شاعر جوان سوئدی  سال 1979 در استکهلم متولد شده است. مدرک لیسانس خود را در دانشگاه استکهلم در رشته فلسفه اخذ کرده است. موضوع پایان نامه اش خوانش فیلم های آندره تارکوفسکی از دیدگاه ژیل دلوز فیلسوف و نیچه شناس معاصر بوده است. این شاعر جوان چند سالی ست که در کنار سرودن شعر به نقد فیلم و نمایش در روزنامه ها، ماهنامه ها و سایت های ادبی سوئد نیز می پردازد. تعدادی از سروده های کوتاه این شاعرتوسط «هندرین» شاعر نام آور کرد از سوئدی به کردی ترجمه و در کتاب مشترکی به نام « نگاه دست» که برخی از شعرهای سه شاعر کرد- هندرین، شیروان خدر،عبدالمطلب عبدالله-  را نیز در بردارد در سال 2006 در عراق منتشر شده است. در این مجال یکی از سروده های این شاعر سوئدی که از کتاب« نگاه دست» انتخاب و برای نخستین بار از کردی به فارسی برگردانده شده  را از نظر می گذرانیم.

 

خواب صبحی که بگذشته

چرا  آنگاه که به تو می اندیشم کاغذ ها از عطر گل سرشارند؟

برای پدرم

دیدگانم

از روشنایی تهی اند

 و تنها شب را می مکند.

 

کفش های گران

در آرزوی خلاء اند

و از ناچیزی نور

در سکون اند.

 

این من و تو بودیم،

بامدادان

بسان کودکان شادکام

که به جانب بلندی ها روان شدند

 

و در آنجا آرزوی خوابی را، جملگی

برایمان طلب می کردند.

 

در آن پگاه کذایی

تنها می خواستند

به خاطر هیاهوها

نفس ِ سرافراز شدن از غم ها را

به ما ببخشند

 

و من تا به ترس و لرز برسم

برآشفته ی  آن چشم هایی ام

که دست در دست هم

در میان دو نگاه

توانست روحی را بگشاید.

2004- استکهلم


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :