نگاهی به کتاب "پروانه ای ازمتن خارج می شود" سروده علیرضا عباسی / حامد رحمتی

نویسنده : حامد رحمتی
تاریخ ارسال : ششم بهمن ماه ١٣٩٠


بارانی که بر سطرها می بارد

نگاهی به کتاب پروانه ای ازمتن خارج می شود

 حامد رحمتی

 " پروانه ای از متن خارج می شود" عنوان تازه ترین مجموعه شعر علیرضا عباسی ست که در سال 1390 از سوی انتشارات آهنگ دیگر منتشر شده است . عباسی در طی این سال ها فعالیت های ادبی در خور توجهی مانند فعالیت در حوزه نقد ، نوشتن مقاله های مفید در حوزه شعر و حضور مستمر در مطبوعات داشته که برای این شاعر تجربه و آموزه های پر باری به ارمغان آورده است .یکی از نتایج تلاش های این شاعر موفقیتی ست که در سروده های مجموعه پروانه ای از متن ... مشهود می باشد .

موفقیت مجموعه حاضر مرهون تلاش و مطالعه او در زمینه شعر معاصر می باشد چرا که به خوبی و روشنی بسترهای شعر امروز را می شناسد و موفقیتش در مجموعه ، دور از ذهن جامعه ادبی نبوده است .

پیش از هر سخنی باید اشاره ای بکنم به طرح درخشان و زیبای روی جلد که توسط فرزاد ادیبی طراحی شده و به زعم من علاوه بر پیوند جالبی که با عنوان کتاب دارد ، توانسته ماهیت تفکر شاعر را تا حدود زیادی نمایان سازد .

اغلب شعرهای این مجموعه با زبانی ساده و نیرویی شگفت ، مخاطب را به جهان تازه ای پیوند می زند. اجرای سالم و نگاه نافذ شاعر با اندیشه ای پویا در شعرها جاری ست . موتیف ها در شعرهای عباسی آن قدر متنوع و جامع هستند که در قرائت آثار این مجموعه لذت نابی را تجربه می کنیم گاه این سادگی آمیخته به مسائل انسانی به توازن می رسد و همین قاعده آنقدر در شاعر درونی شده که ماهیت استعاری و زیر بنای شعرها تعالی اندیشه  و شگردهای شاعر را به نمایش می گذارد.

 

تفنگ ها سکوت می کنند / و سربازان به همسرانشان نامه می نویسند / به زودی بازخواهند گشت ص 13

کسی که جاری نیست/به مغز خود تجاوز می کند / و رودهای بی دریا / تنها بخود می پیچند

شاعر با درایت از کلمات کار می کشد و تمرکز و وسواس او  هیچ شائبه ای برای احساس سستی و کسالت نسبت به شعرها در مخاطب حرفه ای شعر باقی نمی گذارد . سوژه ها و ایده های امروزی در مجموعه به فراخور نیاز های اجتماعی و ماهیت آن به کار گرفته می شوند ... و نگاه انسانی و انزجار از جنگ و توجه به انسانی که زیر بار زندگی مدرن قامتش خم می شود از تیررس نگاه شاعر دور نمی ماند .

 این مکانیزم و فرآیند مهم شاکله ی حقیقی و مورد نظر شاعر است که اغلب شعرها بر حول چنین محوری می چرخند. باید بپذیریم شعر زمانه ی ما تغییر کرده و شعری که نتواند بار مسئولیت مسائل روز را بر گرده های خویش بکشد دچار تاریخ مصرف شده و از یادها خواهد گریخت چون ذات و بنیان هنر واکاوی مسائل اجتماعی است و مولف به خوبی به این جریان اشراف دارد و سعی می کند رویکرد دقیقی به حساسیت ها داشته باشد و یا به تعبیر دیگری در میدان مین پیاده روی کند.

بن بست ها/راه به جایی نمی برند/شبیه جامعه ای که بدلایلی/پنجره هایش را باید بست/چشم هایش را باید بست / و کتاب هایش را ...

می توانیم / دیوارها را تعمیر کنیم / برای آویختن تفنگ / و چسباندن عکس های یادگاری  ص 14

 

از دیگر عناصر مهم این مجموعه می توان به بار عاطفی سروده ها اشاره کرد . توجه به مسائلی چون جنگ و آغشتن آنها به مسائل اجتماعی و از طرفی ایجاد انطباق در اینگونه شعرها با رویکرد های رمانتیسمی جزو نقاط قوت و موفق این کتاب به شمار می رود.

شعرها به لحاظ ساختاری بی نقض بوده و  زیر بنای عمومی آنها با تعابیر عامیانه و روزمره شکل می گیرد به عنوان مثال در ص 33 با شعری مواجه ایم که شاعر به خوبی می داند چگونه مخاطبش را غافلگیر کند این صراحت و کنایه در لحن و معنا و به چالش کشیدن تقابل ها همچنان  توانایی شاعر را به رخ می کشد :

 

شاید زنبورها احساس کنند / گل سر کوچکت را / در جیب پیراهنم

 

یا در شعر دیگری شاعر معنای مورد نظر خویش را گوئی از اعماق دریایی متلاطم بیرون می کشد این ذکاوت و توانمندی قابل تقدیر است و حس زیبائی شناختی مخاطب را بر می انگیزد و این رویکرد مدرن و مبالغه آمیز دچار تاویل و خوانش های متعدد و پی در پی از متن می شود :

 

هربارکه دستم را می فشاری/ پرنده ی دیگری آزاد می شود/وماهی کوچکی به دریا برمی گردد ص 68

 

کافکا می گوید نوشتن بیرون آمدن از صف مردگان است با این تعبیر زیبا باید اذعان کرد عباسی شاعر واگویه ها و لحظات زیبا نیست او با شکار مضمامین نو می خواهد دست به اتفاقی تازه بزند حتی در شعرهای رمنس او نیز شاهد یک سرخوردگی انسانی هستیم. تردید و اضطرابی که شاعر را از درون می کاود در سروده هایش رخ نموده و نوجویی معنایی به خوبی در لایه های زبان رسوب می کند و تعادل بین محتوا و فرم به خوبی رعایت می شود تو گوئی شاعر بر لبه تیغ حرکت می کند زیرا افراط در محتوا متن را گزافه گو و مبتذل خواهد کرد و افراط در فرم زیبائی کار و انسجام اثر را به خطر خواهد انداخت ؛ عباسی با رویکردی منطقی و گذرا به مسائل چشم می دوزد وآنها را به زیبائی می سراید .

 

با چشم باز / روی مورچه ها پا گذاشت / جامعه ی کارگری به هم ریخت / چشم که بست / مورچه های کارگر /استخوان هایش را به لانه بردند ص 11

همیشه یک صدای ناگهانی/پرنده را از درخت دور می کند/از زمین که پر از حرف های ناتمام است/...

می رسم هرروز/در چشم هایت /و مرزها را می بندم /با پلک های خسته/ گونه ات را پاک کن / وطنم خیس است .

 

نظیر این شعرها و این نگاه در مجموعه حاضر بسیارند . در ادمه باید بگویم " پروانه ای از متن خارج می شود " ماحصل زندگی شهری و زندگی واقعی انسان مدرن است و شاعر در این مجموعه  مسائل پیرامونش را از طریق تعمیم به گستره معنایی شعر به ساحت تازه ای می برد . علی رضا عباسی بی شک انتظار مخاطبان آگاه را با چنین ظرافت هایی بالا برده و باید چشم بدوزیم به فردا و روزهائی که شاعر کدام پنجره بسته را به روی ادبیات این سرزمین خواهد گشود.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :