شعرهایی از حسین تقلیلی

نویسنده : حسین تقلیلی
تاریخ ارسال : بیستم شهریور ماه ١٣٨٩


1

با خط درشت می نویسم باران
افتاده به پشت می نویسم باران
تا این تن تشنه زیر باران نرود
هر روز به قصد کُشت می نویسم باران
من روی چمن عاشق باران نشدم
زیر ضربات مُشت می نویسم باران
جز خار نمی روید از این دشت غریب

روی تن خارپشت می نویسم باران

2


شعري فقط به خاطر آنان نه بيشتر
شعري بدون نقطه ي پايان نه بيشتر
شعري كه مي رسد به افق انتهاي آن
شعري به خانواده ي انسان نه بيشتر
اي چشم هاي كور سراپا دهان شويد
خيسم ولي دو قطره ي باران نه بيشتر
يك عده وقت فاحشه گي شاعرانه اند
يك عده هم كنار خيابان نه بيشتر

ما بزدلانه غيرت خود را فروختيم
پيمانه در مقابل پيمان نه بيشتر
پاسخ به لطف تنگ دهانان اگر گُل است
گُل مي شوم به خاطر گلدان نه بيشتر
سهم من از تمام جهان اين سه چيز بود
كاغذ ، مداد كنته و زندان نه بيشتر
ما دردمان كه سفره مان نيست نان ماست
وقتي به هر سه سفره يكي نان نه بيشتر
يعني به هر سه ثانيه يك مرگ بشمريد
اين مي شود سه بچه دبستان نه بيشتر !
اين گونه بچه ها همه توجيع مي شوند
تا در بياورند دو دندان نه بيشتر
اما هنوز جاي كمي شكر باقي است
ما را سپرده اند به يك خان نه بيشتر
گفتم كه آخرش به كجا مي كشد غزل
شايد دوباره كوچ    نه    زندان    نه   ...


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : اکبر جعفری
آدرس اینترنتی : http://

خوب بود پیروز باشی

ارسال شده توسط : رئوف عاشوری
آدرس اینترنتی : http://yaadamhast.blogfa.com/

بله همانطور که دوستمون گفتن توی غزل اول مصراع های 4 و 6 و 8 ...
غزل دوم دوس داشتنی بود مخصوصا بیت 2 و 11
موفق باشید

ارسال شده توسط : اکرم بهرامچی
آدرس اینترنتی : http://

سلام اولین غزل قبلا هم گفتم 3 مصرع مشکل وزن داره
دومین غزل بسیار زیباست/مانا باشید تا همیشه های غزل