نگاهی به كتاب " در بند كردن رنگين كمان " / صادق دارابی

نویسنده : صادق دارابی
تاریخ ارسال : بیست و دوم فروردین ماه ١٣٩٠


 

كتاب " در بند  كردن رنگين كمان " منتخبي از شعرهاي خانم غاده السمان  شاعر سوري و يكي از شاعران مطرح و تاثير گذار عرب است . او شاعري  بزرگ و داستان  نويسي پر اوازه  در جهان عرب است  كه در اين چند دهه ي اخير شعرهاي او تاثير  بسزايي  بر ادبيات عرب گذاشته  است . اين كتاب و چند كتاب  ديگر او به قلم  آقاي عبدالحسين  فرزاد  ترجمه  و از سوي نشر چشمه  سال هاست كه روانه ي بازار شده است .

علي رغم  اثار  زيادي كه از اين نويسنده  توسط  مترجم  محترم به  زبان فارسي  ترجمه  شده  ،    چه از نظر زباني  و چه از نظر نگاه به ترجمه  داراي  خطاهاي بسياري است .  متاسفانه  خوانندگان  فارسي زبان ،  اين آثار را كه حتا  به چاپ چهارم و پنجم رسيده مي خوانند  بدون  اينكه  اين كژتابي هاي ذهني و زباني  چه از منظر شعر فارسي  و چه از منظر برگردان متني را  دريابند  يا اگر هم دريافته اند سكوت كرده اند .

در واقع ما زماني مي توانيم در فرايند ترجمه،  يك تصوير شكل گرفته شده به  تمامي معناي كلمه را داشته باشيم كه خود فرايند ترجمه به خوبي شكل گرفته باشد . فرايند ترجمه از فرايند و پروسه ي نوشتن بسيار پيچيده تر است اگرچه اكثريت قائل به اين امر هستند كه ترجمه هنري است هم رتبه با نويسندگي اما در نويسندگي شما ذهن خلاق خود را در كاغذ به جولان مي اندازيد بي آنكه نگران فرا فكني ها باشيد كه فرافكني ذات نوشتن  است اما در ترجمه شما سنجاق به متني شده ايد كه قرار است در همان قالب تمام هنر خود را به خرج دهيد تمام اين چند سطر را نوشتم نه براي اين كه بگويم مترجم محترم اين كتاب  در عدم اجماعي كه در تعريف ترجمه وجود دارد  اظهار عقيده خود  را در ترجمه دخيل دانسته كه اگر اين چنين بود ما با اتفاق فرخنده يي رو به رو بوديم كه به ترجمه ي ما روحي دوباره ميداد تا ديگر ما شاهد ترجمه هايي نباشيم كه در مباني يي  به خطا رفته اند كه  جزء مراحل اوليه ي و قدم هاي ابتدايي ترجمه است" شناخت كلمات "  همان اتفاقي ست  كه در اين متن افتاده وقتي ما هنوز نمي توانيم كلمات را به خوبي ترجمه كنيم  چه طور مي توانيم از خودمان اننتظار داشته باشيم تا بقيه فرايند ترجمه  يك تصوير را به خوبي  شكل دهيم . جناب آقاي فرزاد در تمام اشكالاتي كه ذكر شد و آنهايي كه در ذيل مي آيد مشكل اصليشان عدم توانايي تشخيص معناي كلمه و صيغه ي آن كلمه است و براي همين است كه ما با كلمه هايي رو به رو ييم كه در معاني غلط و نحويي غلط ترجمه شده اند و  نتيجه ي كار اشفتگي ايي در ترجمه ي تصاويري است كه در بيشتر موارد معنايي را نمي رسانند يا در اندك مواردي كه معنايي را مي رساند معناي درستي را ارائه نمي دهند .

 

پيش  از آنكه  به سراغ متن  اصلي كتاب  بروم ، پاره يي از متن فارسي كتاب  را بررسي مي كنم  و بعد به  سراغ  خطاهاي  مشهود  در ترجمه خواهم رفت  .

سطرهايي شعري در  اين كتاب هستند كه  معنايي  را كه خود  پيش مي كشند  به اتمام نمي رسانند و سهل است كه همين نحو متعا رف  و معقول زبان فارسي هم  در آنها به سامان نمي رسند و سطرهاي ديگري هستند كه اگرچه از لحاط نحوي سامان يافته مي نمايند  به هيچ روي معنايي را بر نمي تابند  مثلن مترجم در صفحه ي 87 كتاب آورده است : "  در پس پشت پلك هاي عشق ما "  كه بدون هيچ دليلي ظاهر شدن كلمات " پس " و پشت "  را در اين سطر مي يابيم  دو كلمه ي مترادف كه با قرار گرفتن انها كنار هم  نه تنها  به سرانجامي نمي رسند  بلكه ساختار حشو گونه را براي ما رقم مي زنند چر ا كه در متن اصلي ،ما اين دو كلمه ي مترادف را نمي يابيم . متن اصلي " خلف  جفون  حبنا "  كه تر جمه ي درست و سامان يافته ي آن " پشت پلك هاي عشق ما "  مي باشد . در حاليكه مترجم كلمه ي " پس " را به ان هم افزوده  كه نه تنها كار مثبتي را نمي كند  بلكه  ساختار كلامي را هم  به هم مي ريزد  .

يا مثلن در صفحه ي 42 كتاب  مترجم اين طور تصويري را ترجمه كرده است " شريان بايد كه همواره در ضربان باشد / اونگ  در ميانه ي حضور و غياب "

در كشاكش نامفهومي و نابساماني متن كه خواننده ي فارسي زبان هيچ چيز درستي از معناي شعر  را در نمي يابد  نه تنها محتوا بلكه روايت و تصاوير شعري هم در هم كوبيده شده اند  و در نهايت متني ابتر  ارائه شده است .

همچنين در صفحه ي 19 :"  نور ماه پرده يي را ماند خوف ناك /

 كه متن اصلي آن " وضوء  القمر  ستاره رعب "  كه ترجمه ي  ساده  و روان آن " نور ماه پرده يي از ترس است "

در اين مورد  ما با صورت جزيي  از زبان  بدون پيوند  با محيط معنايي خود كه نوعي فصل مشترك  ناتمامي  با ديگر سطرهاي خود را  دارد ،‌روبه روييم .

در حوزه ي خطاهاي فاحش ترجمه يي مي توان به  نمونه هايي  كه در زير به انها اشاره مي شود  ، نگاهي انداخت :

  1. متن عربي " يوم  تمددنا  علي العشب "

ترجمه " آن روز كه بر آشيانه دست گشاديم "

ترجمه ي صحيح " آن روز كه روي  علف ها  دراز كشيديم "

نمي دانم كلمه ي آشيانه  از كجا آمده  است  يا كلمه ي دست گشاديم در حاليكه  معناي آشيانه  در زبان عربي " عش "  يا " وكر "  مي باشد كه مترجم متحرم " عشب "  كه به معناي  علف مي باشد  را " آشيانه " ترجمه كرده است  و فعل  " تمددنا " را به معناي  دست گشادن  ترجمه كرده در حاليكه به معناي "دراز كشيدن  يا افتادن"  است .

2- متن عربي "  قتلها  ايضاً "

ترجمه " كارد بر گلويش ساييد "

ترجمه ي صحيح "  او را هم كشت  "

 در تمام متن اصلي  شعر نه كلمه ي كارد را مي يابيم كه در عربي " سكين "  است  و نه كلمه ي " ساييدن " را .

3- متن عربي " اما م المستنقع  الرمال المتحركه الشاسع "

ترجمه " در برابر كاسه ريگ هاي دور دست "

ترجمه ي صحيح " در برابر مردابي از ماسه هاي   روان و پهناور "

همان طور كه دو ترجمه را با هم مقايسه مي كنيد در مي يابيد كه ترجمه  كاملن اشتباه  و دور از متن اصلي شعر است در حاليكه " المستنقع " به معناي مرداب است و " الرمال " به معناي ماسه   و " المتحرك  و الشاسع "  به معناي روان و پهناور  يا گسترده

 و معلوم   نيست  در اين جا  كاسه ريگ   را معادل " الرمال "  كه به معناي ماسه ها  يا " المستنقع " كه به معناي مرداب است گرفته  است  و اگر " الشاسع  را معادل فارسي " دور  دست "   بگيريم پس ترجمه ي " المتحركه "  چه مي شود ؟

4.  متن عربي"  فليضل  الشريان نا بضاً / معلقاً  بين الحضور و الغياب / علي اسوار الليل و الترقب "

ترجمه " شريان بايد همواره در ضربان باشد / آونگ  در ميانه ي حضور و غياب / بر روي بلند باروي شب و روز "

ترجمه ي صحيح "  رگ ها بايد تپنده بمانند / آويزان ميان بودن و نبودن / بر نرده هاي شب و انتظار "

كاري  به درست ترجمه نشدن شعر ندارم كه اين امر با نگاهي به دو ترجمه انداختن ان قدر فاحش است كه نيازي به توضيح و تفسير نيست . اما اين جا  تمام حرف من اين است كه  مترجم از زبان معيار و متعارف گريخته  و نوعي هنجار شكني نابسامان را ايجاد كرده كه تمام تصاوير شعري در متن اصلي فرو ريخته . كه اين هنجار شكني زاييده يك ذهن آگاه و هوشيار نبوده ذهني كه پس از ان كه ترجمه ي درست را درك كرده سعي بر آن داشته تا در سايه ي   واژه ي ترجمه ي ادبي   جولان دهند كه در واقع در مورد اين مترجم مذكور عدم دانستن فرايند ترجمه در معني عام كلمه  موجب به يك درهم بر همي ناشي از نداستن شده است .

5.متن  عربي " الغروب جرح وردي "

ترجمه " غروب  زخمي و خونين "

ترجمه ي صحيح  " غروبي  زخمي و صورتي

كلمه ي وردي  به معناي صورتي است نه خونين

 

6. متن  اصلي "‌لكن الجلاد  ر‍‍أ ك  حين مربنا للمرة  الاولي "

ترجمه "  و انگاه  نخستين بار از ما گذشتي / جلاد تو را ديد "

ترجمه صحيح " وقتي جلاد / براي اولين بار / از كنار ما گذشت تو را ديد /

كلمه ي " مر"  به معناي گذشتن جلاد است يعني در صيغه ي  " مفرد مذكر غايب "  يعني جلاد گذشت كه آقاي فرزاد " وقتي تو از كنار ما گذشتي "  ترجمه كرده  درواقع با نشناختن فعل و صيغه ي آن مترجم روايت شعر را ناخواسته به خطا برده  و در نهايت متن   بدون هيچ دليل منطقي عوض شده است .

7. متن عربي "  راك   حين مربنا للمرة  الثانيه "

ترجمه "  تو را ديد آنگاه كه  بار دوم   از ما گذشتي "

ترجمه صحيح "  وقتي جلاد / براي  بار دوم   از كنار ما گذشت /  تو را ديد "

در اين مورد هم همان ا شتباه  رخ داده

 

8. متن عربي "  رأ ك حين مربنا للمرة  الثالثه  "

ترجمه "  تو را ديد آنگاه كه  بار سوم  از ما گذشتي "

 ترجمه صحيح "  وقتي جلاد / براي  بار سوم  از كنار ما گذشت /  تو را ديد "

در اين مورد هم همان ا شتباه  رخ داده

 

9. متن عربي "  كندف الثلج  فوق الذري "

ترجمه "  همچنين بارش و برف بر فراز بلندي ها "

ترجمه ي صحيح "  و چون  دانه هاي برف روي قله ها /

كه در اين جا كلمه ي " ندف "  كه به معناي  دانه است ، بارش ترجمه شده است .

 

10- متن عربي "ستستلق ارجله كاللبلاب  /  و تتراكم  فوق صدره / كبلاط القبر"

ترجمه "  از زانوانش  بالا مي ايد / آنگاه متراكم مي شود /برفراز سينه اش / چون سنگ لحد "

ترجمه ي صحيح " چون پيچك پاهايش  بالا  مي آيد / و چون سنگ قبري  مقابل سينه اش جمع مي شود

 در واقع من  نمي دانم كلمه ي"  لبلاب "  كه به معناي پيچك است چطور ترجمه شده و كجاي متن قرار گرفته . و در مورد كلمه ي " تتراكم " ، مترجم اين كلمه  را متراكم ترجمه كرده است كه در واقع معناي درست  اين كلمه " جمع شدن " است .

11- متن عربي " وحده الفن / قد ينجح في اعتقال لحطة  هاربة  ما / دون ان يقتل ها / ان يموت بموت ها

ترجمه "  يگانه  هنر اين است / كه در گرفتار كردن  لحظه يي گريز پا / از عهده برايي / بي انكه  لحظه را بكشي   يا با مرگش بميري /

ترجمه ي صحيح "  تنها هنر او اين است /  كه در دستگيري  لحظه ي گريز پا / پيروز شود / بي انكه  لحظه را بكشد  يا با مرگش بميرد /

اشتباه مترجم در اين جا بازهم نشاختن كلمات  به علاوه نحو زبان است .   يعني پايه هاي اصلي ترجمه كه در مرحله ي بعدي ادبيت  بودن يك متن روي آن پايه ها سوار مي شوند . مترجم  در اين تصوير " وحده  الفن "  كه ترجمه ي درست ان" يگانه هنر او اين است "  را " يگانه هنر " ترجمه كرده است . و هم چنين در ادامه ي اين تصوير مترجم همين خطا را يعني نشناختن نحو و كلمه را دوباره  مرتكب شده است . چرا كه " ان يموت بموت ها "‌ را در صيغه ي مخاطب   گرفته است و اين گونه ترجمه كرده است "بي انكه  لحظه را بكشي   يا با مرگش بميري /" . كه ترجمه ي درست ان در صيغه ي سوم شخص غايب است " بي انكه  لحظه را بكشد  يا با مرگش بميرد / "

12."دون  ان تتعثر  يده في  جيب المعطف / بتلك اليد الغاليه "

ترجمه :  بي آنكه  دستش در جيب باراني اش / آن  دست دلنواز را بيابد

ترجمه  صحيح " بي انكه  دست اش را  در جيب  باراني اش / تكان دهد / آن دست ارزشمند را

 كه كلمه ي " تتعثر"   به معناي لغزيدن / تكان دادن /  يا سكندري خوردن است نه "يافتن " و كلمهي " الفاليه "  به معناي ارزشمند  و گران بها  است نه دلنواز

13.متن عربي " حضورك كثيف و آثر /  و مفرط  الحنان / "

ترجمه "   حضور تو بسيار متراكم  است / اسارت گر  و روح افزا "

ترجمه ي صحيح " حضور تو بسيار   پر از مهرباني  مهربان  و  اثر گذار است "

در اين مورد  هم باز ما  با ترجمه ي كلماتي  رو به رو مي شويم كه به غلط ترجمه شده اند  از جمله :

كلمه ي كثيف  در معناي متراكم آمده كه معناي درست ان  " انبوه يا بسيار " است و كلمه ي مفرط الحنان  كه در معناي روح فزا آمده  كه معناي درست آن  دلتنگ يا مهربان است و در نهايت كلمه ي " آثر "  كه در معناي اسارت گر  ترجمه شده  ،  معناي درست آن  منحصر يا برگزيده است .

 

14. متن عرب "  لا استطيع  ان اصدق / ان الحرب ماتزال تدور "

ترجمه :‌نمي توانم  تصديق كنم / كه جنگ همواره بيايد

ترجمه ي صحيح "  نمي توانم  باور كنم كه جنگ هنوز ادامه دارد "

كلمه ي " لا  اصدق " كه در معناي صحيحِ" باور نمي كنم "مي باشد  در معناي " تصديق مي كنم "  ترجمه كرده  و عبارت " ان الحرب ما تزال  تدور " كه منظور از آن ادامه داشتن جنگ  است  را در   معناي همواره  جنگ بيايد ترجمه كرده است .

 

15. يهطل  المطر من طاولتي

تر جمه " از بساط نوشتنم  باران سيل آسا مي بارد

ترجمه ي صحيح "  از ميز تحريرم باران مي بارد "

 

16- حاول حبيبها  العالم  في  الخيميا

ترجمه " محبوبش جهان مي كوشيد

ترجمه ي صحيح "  محبوبش جهان  در كيمياگري  مي كوشيد

 مترجم در اين تصوير از ترجمه ي الخيميا صرف نظر كرده است . چرا ؟ !

 

17- متن عربي "  شاسعاً كالبحر "

ترجمه "  دور چون دريا "

 ترجمه ي صحيح "‌ پهناور چون دريا "

كه شاسع  در اين جا در معناي دور نيست  بلكه معناي پهناوري و گستردگي را مي دهد

- و نظرات  العابرين القلائل

ترجمه : نگاه  رهگذران  اندك

كه در اين جا  مترجم " قلائل  را كه صفت  براي مضاف  يعني " نظرات "  مي باشد براي العابرين  كه  مضاف اليه است  ترجمه كرده  است . در زبان عربي هميشه  صفت از آن مضاف  است  نه مضاف اليه  و ترجمه ي درست ان " نگاه ناچيز رهگذران " مي باشد .

 

18- زائقه لايمكن  اعتقالها

ترجمه : لغزان كه گرفتنم ناممكن

ترجمه ي صحيح : سرگردان كه دستگيري اش ناممكن 

كه در اين جا باز هم  تصوير و عبارت  درصيغه ي متكلم  ترجمه شده ا ست  در حاليكه  ضمير ها  به غايب بر مي گردد .

 

 و اشتباهات ديگري  كه مجال آوردنش  در اين مقال نمي گنجد

نكته ي آخر  اين كه  ديدن يك اشتباه  آن هم  از سر سهو  در مورد  آقاي فرزاد  به عنوان  يك استاد دانشگاه و مترجمي  كه به عنوان  استاد زبان فارسي و عربي مورد تاييد همگان است ،‌قابل اغماض نيست و اين كه در ترجمه هاي ديگر ايشان مثل "  زني عاشق ميان دوات " كلمه ي " مطبخ "را  كشتارگاه  ترجمه كرده است . كه البته در آن كتاب هم  خطاهاي بسياري ديده مي شود  و اين كه چرا  نشر چشمه با اين سابقه ي چشمگير متن كتاب را چه از نظر  فارسي و چه از نظر عربي مورد دقت و بررسي  قرار نداده است  چرا كه چنين  كتابي كه نويسنده ي آن در  زبان عربي يكي از تاثيرگذارترين شاعران معاصر عرب  است  اينگونه  پر از خطاهاي فاحش  به خوانندگان ادب دوست  اين مرز و بوم عرضه گردد  و در پايان بايد بگويم كه كتاب هاي ديگر اين مترجم را نگاه انداخته ام و سر حوصله  نقدهاي ديگر خواهم نوشت .


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :