" ریخت ساده ی روزها "سروده علی ساروی / منصور خورشیدی

نویسنده : منصور خورشیدی
تاریخ ارسال : چهارم آبان ماه ١٣٨٩


 

بررسی کتاب " ریخت ساده ی روزها "

سروده ی علی ساروی

نشر آساره

1388

 

ونُت های باران
میان پوست روز ها
بالغ می شوند
شب
در نور مهتابی در کوچه
خاطرات خودش را می سازد


صفحه ی : 36


یک واکنش عاطفی کافی است که تفکر شاعر بر انگیخته شود . لذتی که مخاطب از گزارش همین ساختار عاطفی نصیب خود می کند ، شیوه ای است که برای خوانش شعر انتخاب کرده است تا زمینه را برای تحلیل و تفسیر شعر آماده کند .
هر اثر هنری ( داستان ، رمان و شعر ) کار کرد های خاص خود را دارند . اختلاف دید گاه ، نوع نگاه زمینه ی کار کرد های کیفی و کمی را در یک اثر روشن می کند .
چگونه دیدن ، چگونه خواندن ، هر دو هنر است . این که شاعر با چه نشانه هایی وارد گستره ی نا متناهی شعر می شود و مخاطب با چه نشانه هایی آن را دریافت می کند . دو امر متفاوت هستند .


به کلامی که مرا خوانده اند
از زوایای هوا
جویباری
نگه می دارد تپش هایم را
منظر هایت
لرزان اشارتی از دور دست


صفحه ی : 77


شگفتی شعر وقتی حیرت انگیز می شود که مخاطب به درک احتمالی پیام رسیده باشد . گفتم درک احتمالی ، نه تشخیص آگاهانه به شکل برجسته و نمادین ، در ادامه ی شعر " بر شانه هات / سبوی چشم هایم / روز ها / با زوزه ی باد های خیس / می گردند . "
" سبوی چشم " و " زوزه ی باد های خیس " درک احتمالی از این شعر می تواند ، چرخش روزهای رفته و نیامده یکی پس از دیگری با کوله باری از خستگی و حسرت و اشک و ندامت همراه باشد .
این که شاعر در پیام خود چه اشارتی را بشارت راه کرده است که خیس می شوند روز های بلند با اشک ریخته از سبوی چشم ، این شعر توصیف یک پدیده ی عینی است . که مثل هر چیز دیگری ذهن شاعر را درگیر خود کرده است .


در پوست باران
شاخه های لخت
و شانه های ترد خیابان
در آب و آیینه
کلمات آواره
شب
از خطوط انگشتانم
می گذرد .


صفحه ی : 31


همین کلمات آواره در نگاه شاعر با گذر آرام شب از سر انگشتان و یا شانه های خیابان و شاخه های لخت در پوست باران ، چه چیزی اتفاق می افتد ؟
آب ، آیینه می شود !
اگر متن را با کار کرد توصیفی آن بسنجیم . نتیجه ی دریافت ما متفاوت خواهد شد . اگر به جنبه های هم نشینی کلمات به طور پیوسته نظر بیندازیم . اتفاق دیگری حادث می شود .
شعری که با ساختار محکم و یکنواخت در محور عمودی ، شکل خود را عرضه کند هماهنگی بین کلمات در یک مصراع نتیجه را به سمت بیان استعاری سوق می دهد .و مخاطب را به تداوم لحن در طول یک قطعه شعر دعوت می کند .


آیینه
رود آرامی است
که در سکوت خاک می گذرد
بر پر های ریخته ی کبوتر ها


صفحه ی : 32


در این چهار مصراع از شعر، کدام بُعد از ابعاد آرایه های ادبی موجب شد تا بی درنگ به نتیجه ی دلخواه نزدیک شویم ؟
در نگاه نخست . واج آرایی ، استعاره ی کنایی ( تشخیص ) و تشبیه دلالت های خود را برابر مخاطب نشانده است . و کار کرد شهودی کلام زمینه را برای تدارک یک پدیده ی سبکی آماده کرد .
شبکه ای از رابطه های همانند و متناسب با نیت علی ساروی در سایه ی علفی تاب می خورد . تا بی نشانه در برابر آن چه هست بنشیند .


در وداع ِ دستهامان
پیر می شود باد
بی نشانه می مانیم
در سایه ی علفی


صفحه ی : 55


پرداختن به تصویر که یکی از جنبه های با ارزش شعر محسوب می شود . تبادل اندیشه به سرعت صورت می گیرد . و معنای نهفته در دل متن را برابر خواننده آشکار می سازد .


تا تکه ای از آوازت را بخوانم
تنها این گیاه
روز بی جدال مرا
در آفتاب پهن خواهد کرد


صفحه ی : 50


فرایندی که زاده ی آفرینش های شاعرانه باشد ، هیجان مخاطب را جهت دریافت نگفته های شاعر بیشتر می کند . خلق زیبایی موجب می شود که کار کرد های بیانی صریح تر در ذهن و زبان جا به جا شود .


حضور سنگ داری
در بازی سکوت
و این مرگ توست
که بی چهره
مانده است


صفحه ی : 45


حضور سنگ و بازی سکوت در ذهن شاعر فرو می ریزد تا مرگ بی چهره تجلی خود را با انگاره های بودن نشان دهد . هنگامه ای که :


میان من و تو
کوتاهی آهی
دوره می شود


صفحه ی : 13


هم پیوندی معنایی را باید در یک ساختار به هم پیوسته مطالعه کرد ، تا رابطه ی اجزای سازنده ، در کنار زیبا شناسی شعر خود را نشان دهد . چون از واقعیت تا ماورای واقعیت ، فاصله بسیار است . اما خلق یک موقعیت در موقعیت دیگر چندان دشوار به نظر نمی رسد .
در این صورت باید مجهز به دانسته های زبان شناسی در شعر باشیم . تا استقلال کلمه را در یک مصراع و در عین رابطه با اجزای دیگری از عوامل سازنده ی شعر آگاهانه مورد استفاده قرار دهیم .
هر هجایی با هجای دیگر وقتی کنار هم گذاشته می شوند . موسیقی شعر شکل می گیرد . این حرف در مورد واژه با واژه نیز مصداق عینی دارد . وحدت آوایی موجب وحدت در کلام و ساخت عبارت در یک قطعه شعر می شود .
هم سویی واژگان را باید مترادف هم سویی نحوی در پیکره ی شعر جستجو کرد . آن چه از شعر توقع داریم و از شاعر ، خلق حادثه در زبان است . تحولی که در پیام شعر نهفته است . معادل شبکه ای از تحول روابط عوامل تشکیل دهنده ی یک قطعه است .


چشم را
فرصت دیدن
ماه را
مجال گفتن نیست
دهان تاریکم را بگذار
بر پاره های گلویت


صفحه ی : 69


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :