نگاهی به یک شعر از مجموعه شعر پاشیلی ها -مازیار نیستانی / داریوش معمار

نویسنده : داریوش معمار
تاریخ ارسال : سیزدهم مهر ماه ١٣٨٩


شکل پاشیلی ها

تجربه ی عصیان و دلزدگی

نگاهی به یک شعر از مجموعه شعر پاشیلی ها -مازیار نیستانی

 

مجموعه شعر" پاشیلی ها" از مازیار نیستانی را می توان نمونه ی تلاش شاعر برای اجرای تفکر تجربی دانست که نوشتن را حرکت ابدائی و نو آورانه به هر قیمتی در کلمات می داند،شاعر برای رسیدن چنین موقعیتی روابط معمول پیرامون خودو سوابق آنها را گاهی آرام و گاهی عصبی و پرخاشگرانه مختل می کندتا جهان ذهنی دیگری را بسازد که مجموعه ای از شدن ها و شدت هاست. پیچیدگی این مکمل ناهمگون و گسسته گاهی چنان بر ذهن و روان او سیطره می یابد که مخاطب فکر می کند شاعر تعادل روانی خود را حین سرایش از دست داده است.و آنچه می خواند زبان جنون است که نمی توان آن را ادبیات دانست، اما بی شک طرح چنین جسارتی اگر با پختگی و شناخت کافی همراه شود و  دانش و تجربه میانسالی با آن همراه شود نمونه های مهمی از شعر تجربی را به دست می دهد .

 

با قدم های تو سکته می زنم/ با سکته های تو  گ/سس/تِ/می/ز/نم/نم/قَ  دَم  قَ  دَم  قَ  دَم/ قَ قَ دَم  دَم  قَ  قَ  دَم  دَم    قَ  قَ    دَم  دَم/ قَ قَ قَ دَم   قَ قَ قَ  دَم   قَ قَ قَ  دَم/ قَ ق ق ق ق ق ق   دَم/ قَدمقَدم    قَدمقَدم    قَدمقَدم / قَد مقَد مقَد مقَد مقَد مقَد مقَدم/ قَ  دَم  قَ  دَم  قَ  دَم   کِ  می  ز  نم  نم/ سک/ ته می زنم/  سک/ تِ می / سک   ت   ه ه ه ه ه

 

       در شعر" نم نم " اساس کار شاعر سرعت دادن به شکل گیری فضا های معنایی غیر هندسی و  هدایت آنها به سوی یک تکانه در صورت نشانه ای است . در این شعر سعی اصلی بر این است که بخش فرسوده کلمات با بخش بخش کردن آنها  و ایجاد وقفه و درنگ میان آواها  بازسازی شود. که در آن غیبت حضور از در مدارا در بیاید و مفهوم وسیع کلمه بودن که همان عزیمت محسوس  از تعلق به معنای خاص به سوی تکثیر جریان وجودی زبان است فراهم شود،شعر "نم نم  در صورت به نظم و پیوستگی خاصی خود را مقید نمی بیند و در آنچه سیرت ارتباط ها محسوب شود خلاف روال عادی  عمل می کند. یعنی در پیوستگی قدم زدن و نم نم باریدن یا رسیدن،  شعر نم نم سیلان و حرکت ذهن است ،تلاش برای تجسم وجودی که بازتاب اثبات جعلی بودن بسیاری از معناها است.

 

     با وجود تمام این تلاش ها که نشان دهنده استعداد و جسارت شاعر است .فقدان عنصری که در بطن این جنبش مکمل جریان تعقیب وگریز ذهن وی باشد و مخاطب را علاوه بر بعد تجربی به نوعی احساس تکانه ای در جریان روانی شعر نزدیک کند متاسفانه احساس می شود. به عنوان نمونه می توان به شعر( نیبون نیبون) از هوشنگ ایرانی و (000 )از شمس آقاجانی ( چاپ شده در شماره 40 مجله کلک) اشاره کرد که عنصر رنگ در آنها به عنوان مکمل مورد نظر عمل کرده و در حین از هم گسیختن و تخریب عاملیت پیشینی ما را نیز جا نمی گذارد و با خود جا به جا می کند، یا باز سرایی شعر زمستان در مجموعه تشنگی از وسط سروده ی محمد حسن نجفی که در آنجا هم سرایش اول که متعلق به اخوان ثالث است با برخورد تیز هوشانه ی شاعر به کمکش آمده و در حین تخریب فضاها و عناصر اساسیش به عنوان مکمل خود نیز عمل کرده است .

 

    مجموعه شعر پاشیلی ها جزء ای از جریان تجربی شعر معاصر فارسی است. حرکتی که تلاش کرده تا در کوران ورود و توسعه اندیشه های آوانگاردیستی در زیست انسان ایرانی به سرعت زبان و ادبیات فارسی را نیز برای دست یابی به افق هایی دیگر دگرگون سازد. شاعران ماجراجو و  آزرده؛عصبی و عاصی این دوران پدید آورنده جریانی در شعر معاصر بودند که حتا از انواع غربی خود پیشی گرفته هرچند این جلو افتادن لزوماً به معنای خوشتر بودن و داشتن توان اقناعی لازم برای دگیر شدن مخاطب شعر با این حرکت نیست ؛ اما هیچ کس از تاثیر آن نتوانسته به دور بماند .این تاثیر گذاری در هر سطحی باعث تزریق روح تازه ای به شعر و زبان است زیرا آنجا که روح کنکاشگر هنر از خلق هنر جدا شود و تجربه گرائی در آفرینش ادبی نادیده گرفته شود در واقع نقطه پایان هنر به حساب می آید.

 

مازیار نیستانی در شعر امروزش البته فاصله زیادی با مجموعه شعر پاشیلی ها دارد، فرم کامل و شکل یافته تر،معنای عمیق تر، به همراه رگه های روشن بی میلی و دلزدگی از جریان کند زندگی از مشخصات شعری او است که در آینده می تواند در جمع بندی نگاه تجربی شاعر  مبدل به حس و حیاتی قدرتمند شود.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :