شعری از آویزان نوری
مقدمه و برگردان: بابک صحر نورد

نویسنده : بابک صحر نورد
تاریخ ارسال : سی و یکم مرداد ماه ١٣٩٧


شعری از آویزان نوری
مقدمه و برگردان: بابک صحر نورد

آویزان نوری، سال ١٩٨١ در کرکوک به دنیا آمده است. از جوان ترین شاعران کردستان عراق است و تاکنون دو مجموعه از شعر هایش را منتشر کرده است. زبان شعرهای او روان و بی پیرایه است. شاعر قصد دارد تا آن را به مصائب و آلام های زن همروزگار خود با سرشتی عاطفی گره بزند. شعرهای او گاه تحت تأثیر نوشتار زنانه و گاه در تلاش است تا خود را از زیر سلطه ی زبان و نگاه جامعه ی مردسالارانه برهاند.

چهار دیوار سنگ سنگین

این  چهار دیوار سنگِ سنگی
بر منظر ناظرم راه بسته،
تا نبینم از پشت پنجره ها، کسی، یا  چیزی.
این چهار دیوار سنگِ سنگین
زانوهایم را خمانده، به رعشه انداخته،
تا حتی یک  گام  برندارم.
این چهار دیوار سنگِ سنگی
دست هایم را از همه چیزها،  کوتاه  کرده
تا نتوانم، تنها یک بار دیگر
 ستاره ها را  ازسینه ی آسمان بچینم.
افسوس؛  کسی کو ؟!
تا حروف  این دیوار را  بر سر سنگی اش ویران کند
آی، افسون؛  زهره ای کو؟!
حرف های حک شده ی سنگین را
 ازقلبِ سنگِ این دیوار سنگی بِزداید.

 


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :