شعری از حسین تقلیلی

نویسنده : حسین تقلیلی
تاریخ ارسال : بیست و یکم اسفند ماه ١٣٩۶


حرفي نميزني وصدا سبز ميشود
نفرين نميکني و دعا سبز ميشود
لب وا نميکني و لبم بسته ميشود
دارم نميزني و شفا سبز ميشود
لبخند ميزني و به يک چشم هم زدن
پشت لب بزرگ خدا سبز ميشود...
هي سن,ّ من که عکس شما کم نميشود
هي لنز ها که دور شما سبز ميشود!
هي نامه ها که توي چمن آب ميخورد
هي شاپرک که روي هوا سبز ميشود
آنجا کسي به تخت شما فکر ميکند؟!
اينجا گدا کنار  گدا سبز ميشود...
هي نقشه ها که سقف دهان را بريده است
هي ربّنا که روي بنا سبز ميشود!!
آن لابه لاي دست شما جاي امن کيست؟
اين لابه لا  هول و ولا سبز ميشود...


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :