شعرهایی از فرامرزی سه دهی

نویسنده : فرامرز سه دهی
تاریخ ارسال : ششم اسفند ماه ١٣٩۶


پیشمرگی ها
   

یک

محبوبم!
بی تو ایستاده ام
در ساحل ایستاده ام
غوطه می خورد
فکری که با من زندگی می کند
راه رفته است
صبحانه خورده است
نهار
شام سبک
در من غوطه می خورد
فکری که بی حضور تو
دستم را می گیرد
و به موج ها می کوبد

   

دو

و می خوابد با من
بیدار می شود
قهوه ی سبز می نوشد
سفره ی مرا می چیند
نان و پنیر و چای و گردو
عسل را همیشه فراموش می کند
شما بگویید:
                او کیست؟

             

سه

محبوبم!
به چشم هایت بگو
شیهه بکشند
این اسب از راه دوری می آید
خیلی دور
زیر درخت کنار
قدم می زند
شانه هایت را کجا بردی؟
یکشنبه ها همیشه با من است
به لب هایت بگو
مسیح شانه های مرا
حواریون به صلیب کشیدند

             



 


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :