شعرهایی از ماریو براسار
ترجمه ی آسیه حیدری

نویسنده : ماریو براسار
تاریخ ارسال : سوم بهمن ماه ١٣٩۶


ماریو براسار نویسنده و شاعر اهل کِبِک در سال ۱۹۷۸ زاده شد. اولین مجموعه شعرش در سال ۲۰۰۳ به بازار آمد. وی در سال ۲۰۱۲ سومین مجموعه شعرش را راهی بازار کرد که جایزه امیل نلیگان و بسیاری ار جوایز ادبی دیگر را از آن خود کرد. ماریو برانسار، علاوه بر کار شعر دستی بر ادبیات نوجوان نیز دارد و آثار بسیاری را در حوزه نوجوان به چاپ رسانده است.

شعر اول :

نمیدانم با چه واژه ای
زمین می چرخد
و سایه ات دوباره به من می رسد
بادهای مخالف
حروف ارواح
ما در شبی واحد می خوابیم
شبی که خواب، به اندازه زخمی عمیق است

شعر دوم :

اینجا
برف پاک کن، دلشوره باران دارد
دورتر، خورشیدی بر تخت خواب مرگش
و دورتر، اشکی
احتضار از سر تا پا خانه کرده
نخستین حفره
 تا صدا گم شود
اوج بگیرد پژواک،
پرواز شود
 

آنجا هیزم شکن ها در تلاشند
تا شب را پایین بکشند.

شعر سوم :

اسب بی سر
چاقوی بی دندانه
در یک کیسه
در یک روز
 

خون روان است اما رودخانه، دور

 
میخ ها این شانس را دارند
که پیدا کنند دردی را که بر هیچ جسمی پاسخی نباشد

 
بالا ببرید دیوارها را
کیسه را باز کنید
و ببینید، نیست را


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :