شعري از خوليا حسين
ترجمه ی بابك صحرانورد

نویسنده : بابك صحرانورد
تاریخ ارسال : بیست و دوم آذر ماه ١٣٩۶


خوليا حسين، متولد كردستان عراق است اما چند سالي ست به همراه همسر شاعرش آقای (ناله حسن) در كانادا زندگي مي كند. جداي از يك مجموعه كه به همراه همنسلانش در دهه 90 ميلادي منتشر كرده، تعداد قابل توجه ای شعرنیز  تاكنون از او در مطبوعات و ماهنامه هاي آن ديار به چاپ رسيده است.

زمان


١
بر بلندای تنهايي ام لميده ام
و بازوانم را دور گردن نحیف و خشک پشیمانی
حلقه كرده ام.
اشك هايم نيز قطره قطره
بر پيكر روزگار مي چکند.


٢
به تپش هاي تند تند قدمهای قلبم
 كه حصار سينه ام را رها می کند
گوش مي سپارم
و او حتي از قفا هم
نگاهي از سر غضب به من نمي كند
تا به او بگويم: مرا ببخش
پيشيمانم از حبس تو
چرا كه نتوانستم خوشبختی را ارزانی ات کنم.


٣
ديده هاي خيسم
به رنجیدگی های  روحم زل زده
كه با گلايه  مرا مي نگرد
 و خوب مي دانم  که به من مي گويد:
 «اين همه درد و آزار براي چه ؟»    

 


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :