مرور "با او کنار آمدم" سروده ی : مزدک و کوروش همه خانی ؛ علی حسن زاده

نویسنده : علی حسن زاده
تاریخ ارسال : پنجم مهر ماه ١٣٨٩


حیرت ِ پیوسته به هم

مرور و معرفی مجموعه شعر «با او کنار آمدم»؛ سروده: مزدک و كوروش همه خانی

علی حسن زاده

اشاره: از مزدک و كوروش همه خانی مجموعه شعری منتشر شده است با عنوان «با او کنار آمدم» (ناشر: نگار و نیما (نگیما)، چاپ اول: زمستان 1382)؛ 12 شعر از اشعار این مجموعه شعر سروده: مزدک همه خانی (پسرِ کوروش همه خانی) است و 42 شعر از اشعار این مجموعه شعر سروده: کوروش همه خانی است. اینک این 42 شعرِ ـ سروده شده توسط: کوروش همه خانی ـ از اشعار این  مجموعه شعر را به شکلی اجمالی ـ در  9 جستار کوتاه ـ مورد مرور و معرفی قرار می دهیم.

1.  موضوع: موضوعِ (Subject) مرکزی و اصلی و مکرر (موتیف) و اندیشه ی کلّی و زیر بنای ایِ 42 شعر ـ سروده شده توسط: کوروش همه خانی ـ از اشعار مجموعه شعر «با او کنار آمدم» موضوعِ «عشق» است؛ البّته به رغم اينكه موضوع اين اشعار واحد است اما مضامین (عرضه و بیان ادبی و هنری موضوعات) آنها متنوع اند: پ / روی صدا در صدای تنبور پاهای هم / دف می زنیم        سر می زنیم          با خود! به بیخودی می زنیم / بر هر چه دل ها می زنیم / زانو به زانو می زنیم / زانو بغل هم می زنیم / دست می زنیم    پا می زنیم / ای نور ما     ای طور ما                 سر می زنی به جمع ما / این حالِ ما در حالِ ما!؟ / حالا بگو / این لحظه ها / برده مرا / یا ربَّ هو / هو هو / به هوهوی شما! / غلت زده ایم دم به دم / به دَم هم / از پاره تا پاره های تن / بپرسید احوال ما را / با مسافرین دنیا / که مرده ایم به داغِ بلند بالایی / گوشه در گوشه ی خاک گرفته ی میکده ها (صفحات 44 و 45)

2.  درونمایه: آنچه این 42 شعر از اشعار این مجموعه شعر را از یکدیگر متمایز می کند، درونمایه ی هریک از آنهاست زیرا درونمایه ی هر یک از این اشعار از جهان بینی و تجربیات خاص شاعر مایه می گیرد: 8 / نه این هوا بوی سرزمینم را می دهد / نه این دست ها / صدای دست های توست / تنها / قدم به قدم / قدم های مرا / پای سکوتی ایستاده بر پا / جای خالی تو / در حفره های پلک من / بی صدا / در شکستنِ شاخه های تبر / حدسی که می زدیم / در ریختن برگ ها (صفحه 23)

3.  تصویر:  تصاویر  این 42 شعر از اشعار این مجموعه شعر در صورت های گوناگون تصویر متشکل اند از تشیبه، استعاره، تشخیص، مجاز، ایجاز، اغراق، حسامیزی و رنگ و پارادوکس است: 5 / درختی می شوم / در جاده ای دور / می بینی / دورترینم را / از دور / سیگاری دود می کنی / لهجه ی نامم / بر بام یاد / یادی از گنبد دوّار / تا دور می زند تنبور / از یاد رفته ام / خاکستری بر جا (صفحه 20)

4.  قالب: این 42 شعر از اشعار این مجموعه شعر به لحاظ قالب، در قالب شعر موج نو قرار می گیرند زیرا نه تنها وزن عروضی ندارند بلکه آهنگ و موسیقی آنها حتی مانند شعر سپید هم آشکار نیست. در حقیقت منطق غیر نثری آنها و تشبیهات و استعارات نوین آن یعنی مجموعا زبان شعری، بدان آهنگی معنوی می بخشد که در نثر دیده نمی شود: 27 / شعله ای / از برق نگاهت / می وزد / روی صورتم / بوسه ای از سئوال / روی میدان لبهایت / دور می زند صدا / آهسته / آهسته / لابلای سطرها (صفحه 54)

5.  موسيقی: این 42 شعر از اشعار این مجموعه شعر به لحاظ موسیقایی دارای موسیقی درونی هستند زیرا از هماهنگی و نسبت ترکیبی کلمات و  طنین خاص هر حرفی در مجاورت با حروف دیگر برخوردار هستند و نیز شاعر تدابیر و تمهیدات گوناگونی را در مسیر موزونّیت و آهنگین شدن کلام و دور کردن از منطق نثر به کار گرفته است: 29 / نی به نی می زنم نی خیلی به نی / بنفش و صورت تو ماورا / نُک به پا تک به تک روی دو پا           پا به پا / آمدی: / افتاده پلک! / روی تک تک پا / وَ مَن سُجّدا عشقا شهیدا / وَ مَن عَرَفَ شَهیدا / نی به نی می زند به نی خیلی نی / سلام حتا رَبّ العالمین / تویی بنفش / چیده به چینِ لبانت / چین چین / قُتُلونی / به مُهرِ شکسته (صفحه 56)

6.  زمان: در این 42 شعر از اشعار این مجموعه شعر، حادثه تاریخی آن گاه که به حادثه شعری بدل می شود، زمان را از دست می دهد. زمان عقربه ای در هم می پیچد و زمان بی زمانی آغاز می شود و نیز در این 42 شعر از اشعار این مجموعه شعر تنها یک زمان وجود دارد و آن زمان حال مخاطب است و بدینسان است که زمان عقربه ای در آن از میان رفته است. در این جا آنچه مهم است، تلقی شاعر از زمان است. او به زمان خطی معتقد نیست و بدینسان است که شعرش را به تاریخ بدل نمی کند. در زمان غیر خطی، این 42 شعر از اشعار این مجموعه شعر، به عناصر گذرای زمانی وابسته نیستند. به بیان دیگر این عناصر فناپذیر محیطی نیستند که این 42 شعر از اشعار این مجموعه شعر، ساخته اند بلکه این 42 شعر از اشعار این مجموعه شعراند که سازنده عناصر محیطی اند: 25 / ای داد        ای بی داد         دادِ بی داد / از دادِ من آگاه / ای داد        ای بی داد         داد بی داد / به من داده ای / به دادِ من / این همه داد...      به دادم بِرِس / یا مُستجابُ الدّعوه / اِنّی اِنّا المُنطَلبه / گفته ام بارها: / با شَمس و کُوَّرت / از مژه هات / مژه ای مژده / افتاده در پلک من / پلک های باز: / از لبانت / هنگامه ای زده پَر... / زده به دور من پر من /   ای داد        ای بی داد         دادِ بی داد / از دادِ من          داد می زنی / با انا الیه راجعون / و ما یکون (صفحه 51)

7.     زبان: زبانِ این 42 شعر از اشعار این مجموعه شعر، زبانی است پیراسته، اصلاح شده، تراش خورده، موجز و به دور از پیچیده گی های مصنوعی و کلیشه ای است و نیز به کارگیریِ شگردِ آشنایی زدایی ـ در معناي فرماليستی اش (فرمالیست های روسی عقیده داشتند که زبان ادبی در جریان خودکار زبان و ادراکات ما گسیختگی ایجاد می کند و این عمده بر اثر آشنایی زدایی و غریب سازی است) ـ از سوی شاعر ، سبب تولید کنش «بيگانه سازی» شده است: 13 / بماند! / این کاغذ نیست / جوانه می زند / تویی / به جا می گذاری / در نخستین اتفاق / در هلالی ماه / تصویرِ بدون قاب پنجره ای دور / دورتر از پلک ها / افتاده در میان راه / نوشته ای: نَمی حتا نمی پرسی / حال ما (صفحه 28)

8.  جفت های متقابل: جفت های متقابل، اساس بحث ساختارگرایانی چون رولان بارت و لوی اشتروس و ساختارشکنانی چون دریدا است. ادراک معمولا با تقابل های دو گانه صورت می گیرد: گفتار / نوشتار، دال / مدلول، سیاه / سفید و معمولا یکی را بر دیگری ترجیح می نهند. به نظر ژاک دریدا می توان این ترجیح را وارونه کرد و مثلا اگر تا کنون گفتار را بر نوشتار ترجیح می نهاده اند، نوشتار را بر گفتار ترجیح نهیم. به هر حال مقابله اضداد یکی از طرق ادراک است:   ب / این بازی تقدسِ این لحظه های در لحظه های همین وقت / دلی برده از یاد         اگر هست        به یاد بگو        اگر نیست بگو به به یاد / که زده گاهی به روی عقل         نقطه ای افتاده از: / اَعُوذُ بالله من الشیطان رجیم / که می رقصیم     رو به روی    چشم ها     چهِ چهِ چکیدن / زانو به زانو غلتیدن / در این لحظه های تقدس این لحظه ها / که،      پُر ـ هم ـ در ـ هم ـ از ـ تو ـ به ـ بَرِ من / بشکن به شکستن من / بریز به دیدن من / بزن به سینه ی من / بتاب به روی غلتیدن / بشکن ـ بریز ـ بزن ـ بتاب ـ به تاب من: / که رفتم ـ رفتی ـ رفت در لحظه های هم / رفتیم / رفتید / رفتند همه چیز / حالا که از دریچه صبح       رفته      شبی در بی خبری / شبی رفت از ما / نه در بی خبری (صفحه 43)

9.  روابط بینا متنی: روابط بینامتنی را ظاهرا نخستین بار ویکتور شکلوفسکی مطرح کرد و به هرحال اولین بار در مباحث فرمالیسم روسی مطرح شد به این معنی که متون گذشته با متون امروزی و متون امروزی با متونی که در آینده نوشته می شوند ارتباط دارند و گفت و گو دارند و مخصوصا اگر نوع و موضوع آن ها مشترک باشد. اکنون این پرسش مطرح می شود که آیا می توان بین نشانه های موجود در این 42  شعر از اشعار این مجموعه شعر با برخی از آثار ادبی و عرفانی ادبیات ایران و جهان ـ آثار حافظ، مولانا، شمس، خواجه عبدااله انصاری، و کتاب مقدس قرآن و... ـ  ارتباط بینامتنی یافت؟ استفاده شاعر از برخی از عناصر مشابه انکارناپذیر، دلالت های مستقیم برون متنی مبتنی بر نگاه شاعر به آثار و اندیشه های حافظ، مولانا، شمس، خواجه عبدااله انصاری و کتاب مقدس قرآن، ارتباط شکلی و محتوایی این 42  شعر از اشعار این مجموعه شعر با برخی از آثار ادبی و عرفانی ادبیات ایران و جهان ـ آثار حافظ، مولانا، شمس، خواجه عبدااله انصاری، و کتاب مقدس قرآن و... اثبات می کند و خود موید ارتباط بینامتنی آثار آن هاست که با با وجود چنین نشانه هایی نیاز به ایراد برهان و نیازی استدلال ندارد: هفتم / «الا یا ایها الساقی ادراکسا و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها» / دوم جُوزا / دو هزار و یک روز / جهنم است زمین / به زمین می زند مرا / دور تو می... / چرخ می زدم تو را / که نگاهم گیج رفت مشکلها /  الا یا ایها الساقی که دور تو می... چرخ می زند پیش تو را / لا حول و لا قوه الا بالله / که

      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :