روانشناختی پیش سازها و پس سازها
در شکل گیری اندیشه ی ادبی احمد شاملو
عابدین پاپی

نویسنده : عابدین پاپی
تاریخ ارسال : بیست و سوم آبان ماه ١٣٩۶


روانشناختی پیش سازها و پس سازها

در شکل گیری اندیشه ی ادبی احمد شاملو

به قلم : عابدین پاپی

آنچه متبادر به ذهن است این که وقتی یک پارادایم (الگو) فکری در برهه ای از زمان ِ پر فراز و فرود یک جامعه خودی را نشان می دهد و این پارادایم فکری مورد مطالعه و مداقه ی جامعه  قرار می گیرد پیامد این جنبش فکری نظرات و انتقاداتی است که بر این پارادایم فکری وارد می شود و این مهم به خاطر دو دلیل عمده شکل می گیرد : نخست این که فرد الگو فکری  تازه ای را در جامعه به وجود می آورد و این تازگی بر روحیات برخی از پیشینیان خوشایند نمی آید و دیگر این که هرالگوی فکری که بنیان ِآن به مرور زمان در جامعه مستحکم و پخته می شود خود مسببی است مبنی بر این که مورد تجزیه و تحلیل و یا احیانن نقد قرار  بگیرد . بنابراین یکی از اندیشه های ادبی در دایره ی شعر نو را می توان اندیشه ی ادبی شاملو برشمرد که تاکنون صدها نقد و نظر بر آثار و اندیشه ی این روشنفکر نوشته اند . با این تعابیر نظر این است که اسب سخن در دایره ی شعر و گفتمان ِ شاملو با توجه به این همه نوشتار درمورد این اندیشمند بسی دشوار و شاید توأم با تکرار معنا و مفهوم باشد . لذا در این «نوشتار» سعی بر آن داشته تا که با رویکردی روانشناسانه و در چند زاویه اندیشه ی ادبی این متفکر به شرح ذیل مورد وارسی قرار بگیرد .

الف) جامعه شناسی زندگینامه ی احمد شاملو و نقش آن در پارادایم ادبی _ سیاسی شاعر

با مطالعه ی زندگی  نامه ی یک هنرمند می توان به نتایجی قابل توجه دست یافت: نتایجی از قبیل: 1- رابطه ی زیست بوم هنرمند با سلایق فردی ، روحی و اجتماعی آن 2-رابطه ی فکری هنرمند با اعتقادات و ایدئولوژی و باورداشت های جامعه 3- رابطه ی خانوادگی و تربیتی هنرمند با سیر اندیشه ی هنری او که در طول و عرض زندگی اجتماعی رخ می دهد . بنابراین احمد شاملو یکی از این گونه هنرمندان به شمار می رود که در طول و عرض زندگی هنری خویش با چنین روابطی تصادم داشته است که به شرح ذیل به تأثیر این روابط در پارادایم ادبی سیاسی شاعر می پردازیم :

1-رابطه ی زیست بوم هنرمند با سلایق فردی ، روحی و اجتماعی آن :  می توان چنین پنداشت که زیست بوم و به اصطلاح مکانی که یک هنرمند در آن متولد و شروع به زندگی و زیستن می کند به عنوان مهم ترین پارامتر در شکل گیری زندگی اجتماعی و هنری او به شمار می رود به گونه ای که این ربطه را می توان رابطه ی تأثیر وتأثر نام گذاشت . زیست بوم را می توان به عنوان تأثیر گذار ترین مکان بر سلایق فردی ، روحی و اجتماعی یک هنرمند برشمرد به طوری که شاخ و برگ های  این درخت سلایق  هرچه  قدر گسترده تر شوند به همان اندازه از حیث ریشه عمیق تر جلوه می نمایند . اما احمد شاملو هنرمندی است که با دیگر هنرمندان از حیث زیست بوم نیز تفاوت هایی دارد زیرا که زیست بوم این شاعر بر خلاف ِ دیگر هنرمندان که یک گانه می باشد چند گانه است ! بدین سان که کودکی و نوجوانی  خویش را به خاطر شغل پدر که افسرارتش رضاه شاه می باشد در اقصی نقاط  ایران می گذراند که این مهاجرت ها خود عاملی در تعیین چندگانگی زیست بوم شاعر و سلایق روحی و روانی و اجتماعی آن به شمار می روند . لذا برداشت این است که این رابطه ی دو سویه در شکل گیری شعر و هنر شاملو تأثیر به سزایی داشته است به گونه ای که این هنرمند را به هنرمندی جامع الاطراف تبدیل می کند . تجارب زندگی در اقصی نقاط ایران و جهان خود از عواملی است که شعر شاملو را با بینشی آزادانه و اگاهانه مواجه می سازد . لذا سیر تکاملی این بینش عمیق و عتیق را می توان از آشیانه به جامعه و از جامعه به طبیعت تعریف نمود.

شاید بتوان گفت نه زیست بوم یگانه محور بلکه چند گانه محور احمد شاملو در دوران کودکی تا جوانی خود از دلایلی است که آن سلایق فردی و روحی دیکتاتور مآب را از بن مایه ی وجودی این هنرمند خارج می سازد و نوعی انسان دیگر را در کُنه وجودی  اش می آفریند که منبعد در تقسیم بندی سن اجتماعی و هنری شاعر که به سه بخش ِ شاملوی جوان –شاملوی میانسال و شاملوی پیر تأثیر فراوانی می گذارند و این هنرمند را به یک انقلابی متعهد تبدیل می کند . با این وجود، رابطه ی زیست بوم هنرمند با سلایق فردی ، روحی و اجتماعی او کلافی عمیق خورده است به طوری که زیست بوم به عنوان مؤثر و سلایق فردی ، روحی و اجتماعی هنرمند به عنوان متأثر جلوه می نمایند . از جانبی دیگر نیز می توان به زیست بوم احمد شاملو نگاه داشت و آن زیست بوم می تواند زیست بوم ادبی _ هنری این شاعر باشد. زیرا که  یک هنرمند دو نوع زیست بوم دارد که یکی زیست بوم ادبی _ هنری است که این نوع زیست بوم مرتبطِ با زندگی هنری هنرمند است و نه زندگی واقعی آن و اغلب هنرمندان زیست بوم ادبی _ هنری را بر زیست بوم اجتماعی خویش ترجیح می دهند و به همین خاطر است که در طول و عرض زندگی اجتماعی با چالش های متعددی مواجه می شوند . سلایق فردی و روحی و روانی و اجتماعی هنرمند نیز می تواند در سه مرحله شکل گیرد . نخست دوران کودکی  و نوجوانی است که شامل بخشی از زیست بوم شاعر می شود . دوم : دوران جوانی و میانسالی است و سوم: دوران پیری است . دوران کودکی و نوجوانی بخش عمده ای از شخصیت هنرمند را می سازند و دوران جوانی و میانسالی هنرمند به دایره ی تکامل راه می یابد اما در دوران پیری نوع سلایق فردی ، روحی و اجتماعی هنرمند با دو دوره ی قبل کاملن در تفاوت است و ممکن است که هنرمند ازآن پختگی لازم که در طول و عرض زندگی به دست آورده است به نوعی آرامش و رکود فکری و در ابعادی یاس فلسفی و خلاء معنا دست یابد و در خیلی از شرایط هنرمند با تکرار معنا نیز در هنر مواجه می شود .

2-رابطه ی فکری هنرمند با اعتقادات و ایدئولوژی جامعه

مسلما" هر جامعه ای دارای باورداشت ها ، آئین ها و آداب ها و عادات ها و پنداشت ها ی عامیانه و حتا عالمانه ی خویش است  و زبان ، تاریخ و فرهنگ سه مؤلفه ی بنیادی در پیکره ی یک جامعه به شمار می روند که تحت هیچ شرایطی از نگاه جامعه قابل تغییر نیستند . بنابراین در چنین شرایطی هر حرکتی از جانب یک متفکر که به فراخور روحیات زمان خویش جامعه نباشد با مخالف و سرکوبی مواجه می شود و ممکن است که هزینه های لفظی و معنوی هنگفتی را این حرکت هم به دنبال داشته باشد . با این تعابیر احمد شاملو شاعری است که محور تفکر آن بر سه پارامتر استوار است : عشق، ازادی و انسان گرایی  واین روند فکری نشانگر این است که رابطه ی فکری این شاعر با اعتقادات و باورداشت های یک جامعه که فرزند زمان خویش است در تقابل باشد و نه تفاهم و طبیعی است که در چنین شرایطی این گونه ارتباط فکری نمی تواند با اعتقا دات و ایدئولوژی جامعه سر سازگاری داشته باشد . عشق در شعر شاملو عشقی آزاد است نه دیکتاتور و آزادی در شعر شاملو نوعی آزادی است که  بیشتر به پروازِ قفس می نگرد نه پرواز پرنده! و انسان گرایی در شعر شاملو نوعی گرایش و گزینش از جنس هم نشینی است نه جانشینی . شاملو نوع انسان را انسانی بی مرز می پندارد و تفکرش را تفکری از برای هر انسان در هر جای جهان . انسان در شعر شاملو آن انسانی نیست که در رأس انسانیت قرار دارد ! بلکه انسانی است که در هر جای جهان صدایش با دیگر انسان ها یکی است . شاید بتوان رابطه ی فکری احمد شاملو را با اعتقادات و ایدئولوژی  جامعه رابطه ای لیبرتی ( رهایی از چهار چوب ها)  خواند اما این رابطه مختصِ به زمان خویش نیست و مانیفست شاملو نوعی فوتوریست ادبی به شمار می رود که صدایش در آینده مشخص و معین می کند.

دیگر نکته مشتمل بر زبان ، تاریخ و فرهنگ جامعه ی حال است که این سه عنصر همیشه تعیین کننده ی جامعه بوده اند . لذا حرکت ادبی شاملو به مانند نیما حرکت در تغییر نیست بلکه حرکت در تحول است و شاید در زوایایی هم تطور . و این تحول که از جانب شاعری مثل شاملو رخ می دهد در ابعادی به دنبال بر کندنِ بخشی از زبان ، تاریخ و فرهنگ یک جامعه می باشد و جایگزین کردن مفاهیمی نو و بدیع . لذا نوآوری و بداعت در هر زمینه ای و به ویژه در زبان و تاریخ به همین سهولت نیست . شاملو هنرمندی است که هم شاعر است و هم مترجم و هم نویسنده و فرهنگ نویس . بنابراین پارادایم  ادبی _ سیاسی او به دنبال طرحی نو در جامعه می باشد . اگر چه این شاعر در حوزه ی شعر به توفیقاتی دست می  یابد و این تحول را در آثارش می توان دید اما درهمه ی ابعاد چنین رویکردی از جانب این متفکرِ شاعر عملی نمی شود و دلیل عمده نیز بر می گردد به تاریخ و هویت بلند یک سرزمین که با مؤلفه های کلاسیک کلافی عمیق خورده است و زمانِ فراوانی را برای تحقیق و پژوهش می طلبد تا به یافت ها و دریافت هایی تازه تر دست یافت .

3- رابطه ی خانوادگی و تربیتی هنرمند با سیر اندیشه ای و هنری آن

خانواده به عنوان کوچک ترین نهاد اجتماعی به شمار می رود و هر فردی در زهدان خانواده نُضج و بارور می شود . بنابراین تربیت خانوادگی و آموژش صحیح می تواند بخشی از شخصیت هنرمند و ... را تشکسل دهد . به نظر می آید که تمام مشکلات و عقده های ادیپ در کودکی شکل می گیرند و همین مشکلات و عقده های ادیپ در جوانی به دنبال جبران و یا انتقام اند و یا در پیری به دنبال سرکوب خویش و جامعه . به قول فروید : « هنر  حاصل آمال و آرزوهای بر باد رفته آدم هاست .» با این بیان ، رابطه ی خانوادگی و تربیتی هنرمند با سیر اندیشه ای و هنری آن یک رابطه ی دیرینه و دوسویه است . به طوری که نقش یک پدر و مادر هم به صورت خودآگاه در شخصیت کودک تأثیر می گذارد و هم به شکل ناخود آگاه . خود آگاه به این صورت که پدر و مادر علنا"بخش عمده ای از نوع تفکر و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی خود را به کودک دیکته می کنند و ناخودآگاه به این شکل که کودک بخش عمده ای از طرز تفکر و رفتارهای فردی و اجتماعی  پدر و مادر را از طریق غیر مستقیم به خود منتقل می کند . لذا در هر دو شرایط امکان جبران و انتقام از جانب کودک درسنین جوانی و میانسالی وحتا پیری وجود دارد . با این نگاه در می یابیم که احمد شاملو نیز از این قاعده به دور نیست زیرا که بخش عمده ای از تربیت خانوادگی و نظامی شاعر را می توان در رفتار شاعر مشاهده نمود . رفتار هایی به مانند تشبث به مضامینی چون : آزادی ، انسان گرایی و عشق- و یا تفاهم با جدیت در شعر و رفتار و یا تقابل با پیشینیان در اندیشه و ادب . وقتی یک شاعر علنا" در یک خانواده ی نظامی بزرگ می شود حتا اگر این خانواده نظامی در ابعادی هم دارای فکر ی روشن و یا معترض باشد در زوایایی دیگر از مؤلفه های نظامی خانواده به دور نیست . ضمن این که همیشه در خانواده با تضادهایی هم از حیث تفکر و بافتار مواجه می شویم که ممکن است بر علیه بافتار و ساختار خانواده از جانب فرزند ان صورت پذیرد . بنابراین اگر چه در شعر و قلم احمد شاملو کاملن آزادی و انسان گرایی موج می زند اما در بخشی از شخصیت این شاعر با تقابل هایی مواجه می شویم که تعمدا" این تقابل ها بر علیه اسلاف است و این تقابل ها نیز ابتدا در کانون خانواده سر وا می کنند و به جامعه منتقل می شوند . اما تا چه اندازه در جامعه دارای ارزش هستند و چه اندازه جامعه را با ضد ارزش ها مواجه می سازند را باید به  فهمِ تاریخ یک اندیشه بعد از یک قرن واگذار کرد . نکته ی دیگر بر می گردد به جبران و انتقام یک هنرمند از جامعه ی هنری و اجتماعی . جبران در زمانی شکل می گیرد که هنرمند به یک خودساختگی و دل اگاهی کامل می رسد و انتقام را کاملن فراموش می کند که در شعر شاملو فی نفسه با مقوله ی جبران مواجه هستیم زیرا که آزادی و انسانیت و عشق سه پارامتر اساسی در شعر این شاعرند که پی آمدی جبران گون را در بر دارند. اما انتقام در زمانی شکل می گیرد که یک هنرمند می خواهد عقده های کودکی و کمبود های فردی و اجتماعی خود را بر اساس رشد و جایگاهی که به دست آورده است از طریق انتقام جبران نماید که این گونه جبران در شعر و یا هنر نشأت گرفته از ضعف فرهنگی و شخصیتی شاعر است . لذا در شخصیت ادبی شاملو ما با انقلابی تو در تو مواجه هستیم که در برخی از زمینه ها رنگ و لعاب انتقام به خود می گیرند اما در خیلی از موارد و به ویزه در قلم ایشان  با چنین چیزی تصادم نداریم . روشنفکر به معنی واقعی کسی است که کار خود را به نحو اکمل و احسن انجام می دهد و به جامعه هم با هر آداب و رسوم و اعتقادی در اقصی نقاط جهان احترام می گذارد .چرا که به قول پاسکال: « ممکن است هر تفکری که در هر زمان و مکانی درست است نادرست باشد!»

حاصل این که اندیشه ی شاملو یک اندیشه ی ادبی _ سیاسی است که در بافتار و ساختار زندگی خانوادگی خویش شکل می گیرد و بعد به جامعه و جهان منتقل می شود و این پارفت فکری خود می تواند دارای پارامترهایی سازنده باشد و در زوایایی هم نیاز به بازبینی و نوآوری داشته باشد .

ب) نمادی از پیش ساز ها و پس سازها در شکل گیری اندیشه ی ادبی احمد شاملو : هر پیشنهادی و یا نظری که منبعد تبدیل به یک اندیشه می شود راه های فراوانی را بایستی طی نماید تا که به آن جایگاه اصلی خود دست یابد و اندیشه به همین راحتی به دست نمی آید و در هر زمینه ای که باشد خواه اندیشه ی ادبی و خواه اندیشه ی سیاسی و اجتماعی نیاز به دو دوره را برای تکامل خویش می طلبد . نخست دوره ی پیش ساز است و دیگر دوره ی پس ساز . دوره ی پیش ساز به دوره ای گفته می شود که هنرمند و یا شاعر مراحلی را یکی پس از دیگری تا دوره ی شهرت خویش به وجود می آورد و یا به بیانی می سازد . این پیش سازها از بستر کوچک خانواده و کودکی فرد شروع به رویش می کنند تا دوره ی زندگی هنری و اجتماعی هنرمند که این دوره از فراز و فرودهای فراوانی نیز برخوردار است . دوم دوره پس ساز است . دوره ی پس ساز به دوره ای گفته می شود که نویسنده و یا هنرمند کار هنری و ادبی خود را به سرانجام رسانده است و تقریبن به شهرتی هم دست یافته است و جامعه نسبت به کارهای ادبی و هنری آن عکس العمل نشان می دهد و آثار او را مورد مطالعه و بررسی و نقد و نظر قرار می دهد . در این دوره تصمیم گیرنده راه هنرمند و تأیید و یا احیانن نقد بر تفکر آن بر عهده ی مردم و صاحبان نظر می باشد و ممکن است که در این دوره شاعر در قید حیات باشد و یا فوت کرده باشد . در اغلبِ موارد دوره ی پس ساز ِنویسنده و یا هنر مند بعد از مرگ آن شکل می گیرد و پس سازها از جانب مردم و تئوریسین ها ی ادبی و هنری به وجود می آیند. بنابراین تا این دو دوره راه خود را به طور قابل و لازم  طی ننمایند چیزی به نام تولد اندیشه به معنی واقعی بی معناست . با این تفاسیر احمد شاملو به عنوان یک تئوریسین ادبی _ سیاسی از جمله هنرمندانی است که از دو دوره ی پیش ساز و پس ساز بهره مند شده است و تقریبن می توان گفت در شکل گیری اندیشه ی ادبی این شاعر و پژوهشگر پیش سازها و پس سازهایی مشهود و مبرهن است که در ترقی و بالندگی شخصیت ادبی این متفکر ِ هنرمند تأثیر به سزایی داشته اند . از عمده پیش سازها و پس سازها یی که در شکل گیری اندیشه ی ادبی احمد شاملو مؤثر افتاده اند به شرح ذیل است :

الف ) پیش سازها: -آشنایی با تفکر ادبی نیما یوشیج در سال 1325و رابطه ی ادبی این دو که منجر به شکل گیری بنیادی اندیشه ی ادبی شاملو می شود2-جدایی از نیما یوشیج و انتشارقطع نامه که تقریبن با این کار شعر جدیدی را در جامعه پایه گذاری می کند 3-نوآوری در شعر معاصر فارسی و آفرینش گونه ای شعری به نام «شعر سپید» که تقریبن تقلیدی است از شعر سپید فرانسه 4-ایجاد یک آنتی تز در مقابل تزِ نیما و شعر نورا از آن حالت وزن و قافیه و کلاسیک به سمت آهنگ و موسیقی کلام هدایت کردن 5-فعالیت های سیاسی و زندان 6-مهاجرت به اقصی نقاط ایران که بر اساس شرایط نظامی خانواده شکل می گیرد و شاملو را با منظرهای متفاوت  و مجابی مواجه می سازد 6-فراز و فرود های سال های کودکی و پیش از جوانی که در شخصیت بنیادی شاملو تأثیر عمیقی می گذارند 7-آشنایی با ترجمه و اندیشه ی متفکرین ادبی  و سیاسی 8-انتشار دفتر شعر «آهنگ های فراموش شده» که تنها دفتر شعرِ شاملو در قالب سنتی و موزون است 9-سوابق روزنامه نگاری و فعالیت های سینمایی 10-انتشار کتاب کوچه در حوژه ی فرهنگ نویسی 11-آشنایی با فریدون رهنما و استفاده از تجارب این هنرمند در حوزه ی شعر روزِ جهان 12-مقابله با شعرای کلاسیک و شاهنامه و تاریخ ایران که این حرکت حساسیت منتقدین و روشنفکران را مبنی بر بازبینی از تاریخ ادبیات و شعر دو چندان می کند 13-تقابل با شعرآرمانگرا

ب) پس ساز ها:

1-حرکت جامعه به سمت نواندیشی و تثبیت جایگاه شعری احمد شاملو در جامعه 2- شدتِ انتقادها و توجهات به شعر و اندیشه ی شاملو با توجه به بستر آماده ی جامعه 3- مخالفت و محدودیت کردن اندیشه ی احمد شاملو بعد از انقلاب که این خود مسببی مبنی بر ایجاد پس سازهایی دیگر شد 4- انتشار و ترجمه ی شعر و اندیشه ی احمد شاملو به زبان های مختلف 5- بازتاب جوانان از شعر شاملو در جامعه  و خیزابه ای به نام فرهنگ جوان گرایی 6- نوشتنِ صدها نقد و نظر و بررسی از شعر شاملو که این منتقدین شعر شاملو را به سمت عشق، آزادی و انسان گرایی بیشتر سوق دادند 7- تثبیتِ اندیشه ی شعری احمد شاملو به عنوان یک پارادایم ملی

بنابراین می توان چنین پنداشت که هر اندیشه ای که در جامعه می خواهد به عنوان یک پارادایم ملی به تثبیت برسد نیاز به طی طریق کردن یکسری پیش سازها و پس سازها را دارد که از جانب خودِ هنرمند و منبعد جامعه ی عام و خاص صورت می گیرد و تا این مراحل از زندگی هنری یک هنرمند طی نشود چیزی به نام اندیشه ی ادبی و یا ... شکل نمی گیرد و چه بسا در جامعه هنرمندان  مستعد و پر کاری ، هم معاصر احمد شاملو بوده اند که اندیشه ی آن ها این دو مرحله را طی نکرده است و به آن جایگاه لازم در ادبیات دست نیافته اند . بنابراین برای تثبیت یک اندیشه در جامعه ،جبر طبیعی و اجتماعی و حوادث سیاسی و اتفاقات تاریخی تأثیر گذارند و ممکن است که یک اندیشه پیش سازها و پس سازها ی لازم را در جامعه تجربه  نماید و شاید هم یک اندیشه این موارد را تجربه نکند و بعداز سال های سال به این مراحل برسد و یا احیانن به فراموشی سپرده شود .

3- گذری در جامعه پذیری فرهنگ پذیری و تعمیم پذیری اندیشه ی ادبی احمد شاملو در جامعه

هر اثرهنری اعم از شعر و موسیقی و... در هر برهه ای از زمان مستلزم این است که از فیلتر سه مقوله ی جامعه پذیری _ فرهنگ پذیری و تعمیم پذیری گذر کند و یا حداقل از بخشی از شاخک های این سه مقوله برخوردار باشد . هر هنری چه شعر باشد و چه نثر یا فرزند زمان سنت است و یا مدرن و یا پست  مدرن و یا فرزندی است بی زمان که هنوز زمان اش فراهم نشده است! بنابراین این اثر در هر زمانی که قرار بگیرد نیاز به پذیرفتن جامعه و فرهنگ جامعه را دارد و البته بایستی از مؤلفه های تعمیم پذیری نیز بهره مند شود زیرا که یک اثر ممکن است تنها مختصِ به زمان حال باشد و در آینده از جانب عموم مورد پذیرش قرار نگیرد . جامعه پذیری و فرهنگ پذیری در یک اثر هنری به همان اندازه که برای هنرمند اهمیت دارد به همان مقدار هم برای جامعه پر اهمیت است . فرهنگ نیز در هر برهه ای از زمان دارای جایگاه خاص خود می باشد و هر زمانی که در جامعه نفس می کشد دارای فرهنگ ویژه ای است و تعمیم پذیری نیز نوعی عمومیت یافتن اثر در جامعه قلمداد می شود که به تعبیری پذیرفتن عموم چه در زمان حال و چه در آینده برای تأیید یک اثر حیاتی است . با این تعابیر می توان شعر و اندیشه ی ادبی _ سیاسی احمد شاملو را یکی از تأثیر گذار ترین اندیشه ها در دهه ی 70 وبه بعد برشمرد که به نوبه ی خود توانسته بر فرم و مضمون ادبیات ما مؤثر افتد، ولی این تأثیر به معنی کلی و برتری نیست . با توجه به نوع بافتار و ساختار اندیشه ی ادبی احمد شاملو که اغلب حول و محور ادبیات روشنفکرانه می چرخد این ادبیات را می توان مدرن برشمرد و تقریبن اغلب پارامترهای شعر شاملو نیز مدرن و برگرفته از  مؤلفه های مدرنیسم است . بنابراین جامعه پذیری و فرهنگ پذیری و تعمیم پذیری شعر شاملو مختصِ به همین زمان مدرنیسم می باشد . البته با توجه به صحبت لیوتار که می گوید:« هر پست مدرنی باید دوران مدرن خود را طی کند .»  فکر می کنم که شعر شاملو دوران مدرن خود را طی کرده است و می توان برخی از مؤلفه های پست مدرن را هم به مانند : آمیزش- هم نشینی - بینامتنیت - ریشه چه و سطح –هم پایگی –ناپیوسته و باز و مشارکت را مشاهده نمود اما با یک رویکرد معقول و جامع الاطراف  به شعر و اندیشه ی احمد شاملو می توان اغلب مؤلفه های مدرنیسم را در آثار این شاعر و پژوهشگر ملاحظه کرد . نشانه هایی از قبیل: هدف- طرح -هم نهاد-حضور- مهارت و کلام –فاصله –خلاقیت –تمرکز- ژانر و مرز- گزینش –مدلول –خواندنی –پارانویا –حتمیت –ریشه و عمق و ...

با این تعابیر جامعه پذیری شعر و اندیشه ی ادبی احمد شاملو را می توان نوعی جامعه پذیری خاص تلقی نمود زیرا که مخاطب شعرِ شاملو افراد متخصص و خواص می باشند و افراد عام با این گونه ژانر شعری ارتباط برقرار نمی کنند . شعر شاملو در زمان خویش شعری است تکنیکال و تیپیک که مهارت و تکنیک در خواندن آن نیز ضروری است .

لذا نمی توان شعر شاملو را یک شعر عامیانه و جامع الاطراف تلقی نمود اما می توان از شعر شاملو به عنوان شعری که با سازگارها و یادگارها ی شعرجهان در ابعادی کلاف خورده است هم یاد کرد . شاید اورجینال بودن شعر شاملو در زمانی که جامعه ی ایران نیاز به یک پارفت ادبی در جهت رسیدن به نوآوری را درخود احساس می کند شعری ناجی و تکان دهنده به شمار می آمد اما با توجه به فرم و محتوای ادبیات امروز خیلی از آن دال ها و مدلول ها ی مدنظر در شعر شاملو دیگر وجود ندارد و البته این موضوع هم نمی تواند ایرادی بر شعر این متفکر وارد سازد و تنها اندازه ی جامعه پذیری شعر این شاعر را مشخص می کند .

دیگر مهم فرهنگ پذیری در شعر احمد شاملو است . شعر و اندیشه ی احمد شاملو با سکانداری شعر سپید فرانسه به عنوان یک گفتمان پا در عرصه ی ادبیات ایران گذاشت  و نیت بر آن داشت  تا که شعر ایران را با تحول مواجه سازد و این کار را احمد شاملو با استفاده از مؤلفه های بومی به انجام رساند . لذا با توجه به بافتار و بازتاب اساسی از شعر کلاسیک و شعر نیمایی از جانب مردم در خیلی از ابعاد این ژانر شعری  قدرت فرهنگ پذیری خود را به دلیل دیرینگی شعر کلاسیک و تازه گی شعر نیمایی از دست می دهد اما به نوبه ی خود با هویت و تاریخ سرزمین ایران کلافی عمیق خورده است و این چرخش و چربش فرهنگی شعر شاملو را نمایان تر می سازد . شاملو با نوشتن کتاب کوچه و با توجه به این که مترجم زبردستی هم بوده است نوآوری در فرهنگ و تاریخ و حتا زبان شعر، به سهم خود دارای جایگاهی شایسته است اما این مهم به تنهایی کافی نیست زیرا که بعد از شاملو با چنین گستردگی و تداوم از جانب درون آنتی تز های شاملو مواجه نیستیم که شاید این مهم هم بر می گردد به شاکله و شاخصه های موجود در بافتار جامعه و یا تنگ نظری های افراد که به دلایل متعددی شعر شاملو را به طور بایسته و شایسته دنبال نکرده اند . از آن طرف نیز خود احمد شاملو یک منتقد رادیکالیسم محض می باشد که وقتی می خواهد دست به تغییر فرهنگ و ادبیات یک سرزمین کهن بزند از شاهنامه شروع می کند و همه ی بافتارهای ادبی را حتا شعر نورا به سکانداری نیما زیر سئوال می برد . بنابراین چنین رویکردی از جانب شاملو که اعتدال گرایانه نیست او را با چالش های متعددی مواجه می سازد و فرهنگ سازی کار شاملو را به تعویق و افتراق و اعتراض می کشاند .با این نگاه که، تاریخ و فرهنگ یک سرزمین با یک پارادایم فکری ادبی حتا اگر جهانی هم باشد به همین سادگی قابل تغییر نیست .

شاید به جای این که حرکت در برکندن را آغاز کنیم حرکت در تحول و اصلاح بهتر باشد زیرا که در هیچ کجای جهان فرهنگ و تاریخ آن به فراموشی سپرده نشده است . انتقاد بزرگترین عنصر در جهت رشد فرهنگی جامعه به شمار می رود و نوآوری جامعه را از رکود و ایستایی نجات می دهد اما با طمأنینه حرکت کردن بهتر از رادیکالیسم بودن است . بومی کردن گفتمان های خارجی در یک بستر بومی از تکنیک و مهارت خاصی بهره مند شده است که علاوه بر ادبیات و علوم انسانی  به تکنیک های فنی و فرمول های ریاضی هم نیاز دارد که احمد شاملو از این این دایره سهم به سزایی دارد اما به نظر می رسد شعر فروغ فرخزاد شعری است که با توجه به رعایت شعر آرمانگرا و مؤلفه های عاطفی و احساسی و حتا بافتار طبیعی جامعه بهتر از دیگر شاعران آوانگارد در قلب مردم جای گرفته است . فروغ فرخزاد شاعری است که شعر را در اختیار فرهنگ و تاریخ می گذارد و شعر را از آن حالت تک بعدی به سمت چند بعدی و چند صدایی و آزادی سوق می دهد . بنابراین فرهنگ پذیری شعر و یا هر اثر هنری کاری بس دشوارتر از جامعه پذیری شعر است زیرا که ممکن است یک اثر هنری توسط جامعه پذیرفته شود اما فرهنگ آن درابعادی مورد پذیرش واقع نشود . نکته ی دیگر تعمیم پذیری در شعر احمد شاملو است . شعر شاملو شعری است که در زمان خویش مورد پذیرش ِ آحاد جامعه قرار گرفته است اما مورد پذیرش عموم جامعه قرار نگرفته است . سئوال این جاست که آیا هر شعری که عمومیت نداشته باشد می تواند محبوبیت و شهرت داشته باشد و یا شهرت؟ در جواب باید گفت که یکی از خصوصیات بارز شعرِ تخصصی محبوبیت است ولی ممکن است که یک شعر حرفه ای به اندازه ی یک شعر عمومی شهرت نداشته باشد و این مهم نیز برمی گردد به غیر حرفه ای بودن جامعه و بیگانه شدن جامعه با شعر حرفه ای . لذا نکته این جاست که جامعه به هر سمت و سیاقی هم که حرکت کند شعربه عنوان یک تولید اجتماعی نیاز به تعمیم پذیری عموم و خصوص را می طلبد و عامیانه بودن شعر به معنی غیر تخصصی بودن شعر نیست بلکه به معنی ساده کردن فرم شعر است نه مفهوم آن . بدین ترتیب  شعر و اندیشه ی احمد شاملو را در جامعه ی کنونی می توان شعری تعمیم پذیر خواند اما با توجه به پارامترهای شعر که به سمت جلو در حرکت است و با التفات به ادبیات پست مدرن و مؤلفه هایی که از خود نشان می دهد به نظر می آید نیاز به بازبینی و تداوم از جانب شعرای سپید گرا را می طلبد و این گونه ی شعری بایستی حرکت خود را به سمت نشانه های ادبی شعر امروز در قالبی معقول و منطقی دنبال کند . فکر می کنم یک اثر هنری زمانی می تواند تعمیم پذیر ی خود را در حال و آینده به تثبیت برساند که دچار پوست اندازی های مختلفی با تشبث به شعر امروز از خود به نمایش گذاشته باشد و شعر شاملو اگر چه شعری مدرن است و زیستن این شاعر در دنیای مدرن این را نشان می دهد اما می توان به جنبه ای از نوشتارهایی دست یافت که در زمان خود بی بدیل است به گونه ای که در هر شعر ی می توان اشکالی سازمان یافته را توأم با چگونه گفتنی متفاوت مشاهده کرد و نکته ی دیگر در شعر شاملو آرایش فیزیکی و معنایی واژه ها در صفحات شعری است که از نوعی هم نشینی برخوردارشده اند و این نوع رویکرد از جانب شاعر را می توان رویکرد ی آزادی خواهانه تلقی نمود . با چند نمونه از اشعار احمد شاملو بر محور عشق –آزادی و انسان گرایی :

-تا در آئینه پدیدار آیی/ عمری دراز در آن نگریستم / من برکه ها و دریاها را گریستم / ای پری واره در قالب آدمی/که پیکرت جز در خلواره ی ناراستی نمی سوزد / حضورت بهشتی ست که گریز از جهنم را توجیه می کند / دریایی که مرا در خود غرق می کند / تا از همه ی گناهان و دروغ شسته شوم / و سپیده دم با دست هایت بیدار...

-گربدین سان زیست پست / من چه بی شرم ام اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم / به بلند کاجِ خشک کوچه ی بن بست / گر بدین سان زیست باید پاک/ من چه ناپاک ام اگر ننشانم از ایمان ِ خود، چون کوه / یادگاری جاودانه بر ترازِ بی بقای خاک .

-نه آبش دادم / نه دعایی خواندم / خنجر به گلویش نهادم / ودر احتضاری طولانی او را کشتم / به او گفتم : / « به زبانِ دشمن سخن می گویی !» . و او را / کشتم !/ نامِ مرا داشت / و هیچ کس همچننُو به من نزدیک نبود...

 

منابع و مآخذ:

1-شعر نو از آغاز تا امروز : حقوقی محمد، ناشر : نشر ثالث ، سال نشر : 1377 ، محل نشر : تهران ، تعداد مجلد:2 جلد ، نوبت چاپ : 2

2-ادبیات پسامدرن : مترجم یزدانجو  پیام ، ناشر : مرکز، سال نشر : 1381، محل نشر: تهران ، نوبت چاپ : 2

3-بینامتنیت : نویسنده : گراهام آلن ، مترجم : یزدانجو پیام ، ناشر : نشر مرکز ، سال نشر: 1385 ، محل نشر : تهران ، نوبت چاپ: 10

4-به سوی پسا مدرن : نویسنده : یزدانجو پیام ، ناشر: مرکز، سال نشر: 1381، محل نشر: تهران ، نوبت چاپ: 1

5-تحلیل های روان شناختی در هنر و ادبیات : نویسنده: صنعتی محمد ، ناشر: مرکز، سال نشر: 1380، محل نشر: تهران ، نوبت چاپ : 1

6-جامعه شناسی ادبیات ، نویسنده : لوسین گلد من ، مترجم : پوینده محمد ، ناشر : هوش و ابتکار ، سال نشر: 1371 ، محل نشر: تهران ، نوبت چاپ : 1

7-گفتاورد قلم ، نویسنده: پاپی عابدین ، ناشر : آوای کلار، سال نشر: 1395، محل نشر: تهران ، نوبت چاپ: 1

8-زندگی نامه احمد شاملو : منبع: beytoote.com

9-کتابشناسی احمد شاملو: منبع : persianblog.ir

10-ادبیات معاصر ایران ، روزبه محمد رضا ، ناشر: روزگار، سال نشر: 1387، محل نشر: تهران ، نوبت چاپ : 3

11-ادبیات معاصر ایران ، نویسنده : حاکمی اسماعیل ، ناشر: اساطیر، سال نشر: 1382، نوبت چاپ: 6


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :