شعرهایی از مریم کرمی

نویسنده : مریم کرمی
تاریخ ارسال : پانزدهم آبان ماه ١٣٩۶


شعر اول :

برای رنج جهانت ، کمی دعا ازمن
برای آینه هایت ، کمی صدا ازمن
برای آنکه هنوزم برای من هستی
کمی سکوت و صدا و خدا خدا ازمن
کشیده شد به جهانم تمام رنجش را
و التهاب رسیده به انتها ازمن
بخوان که آینه ها را به عمق خود بسته
زنی کشیده تنش را کمی رها از من
چقدر فصل گناه تو آسمان کم داشت
و گیج خوردن یک توبه ، از کجا ؟ ازمن
و می کشید بخواند خدای من تاکی؟  
تمام راه تو باشی و من جدا ازمن
ومن برای هنوز تو رنج خواهم برد
و من برای کسی مانده بی صدا ازمن
برای آنکه بمانی هنوز می مانم
برای رد خدایی دراین دعا ازمن

شعر دوم :

خالق تصوير تنهايي در صداي سطرهاي خيس
من تمام وسعتت هستم يك صداي بي صداي خيس
شعرمي خواني نمي فهمم باد آمد آسمان را برد
حسي از ترديد و انكارم در هجوم اين هواي خيس
سنگ قبري درتن باران بي تفاوت در تو مي لرزم
رد پايت را نمي فهمم مي روي با ردپاي خيس
باز مي بوسم تورا درخود خواب مي بينم كه مي آيي
در فضاي كهنه ي اين من ، شعرهاي بي صداي خيس
در تمام سطرهايت هم چشم بازم را نمي بيني
خالق شعري ولي تنها بي تفاوت در نداي خيس
مي نويسي باز باران نه من  تمام وسعتت هستم
شاعرم باش اي غزلهايت در شعور تك هجاي خيس
سطر مي بندي به روي من ، مي نويسم با خودم برگشت
تا نمي آيي صدايت را مي سپارم به خداي خيس


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :