بخش هایی از نامه شارل بودلر به مادرش
ترجمه ی آسیه حیدری

نویسنده : آسیه حیدری
تاریخ ارسال : ششم آبان ماه ١٣٩۶


بخش هایی از نامه شارل بودلر شاعر سمبولیست و پدر شعر نو فرانسه به مادرش. مادری که شارل بودلر درباره ازدواج دومش بعد از مرگ پدرش گفته: اگر من فرزندی مثل بودلر داشتم، هرگز دوباره ازدواج نمی کردم.
بودلر، که از جمله شاعران نفرین شده فرانسه است، عشقی مرض وار به مادر داشت و در مجموعه ی "گل های بدی" اشعاری را برای مادرش سروده است.

متن نامه:


هر بار که قلم به دست می گیرم تا شرایطم را برایت بنویسم، ترس مرا فرا می گیرد. ترس از کشتن تو. ترس از منهدم کردن جسم ناتوان تو. فکرش را هم نمی توانی بکنی که هر آن در مرز خودکشی هستم. فکر می کنم عاشقانه و کورکورانه دوستم داری. تو ویژگی های اخلاقی مهمی داری! و من در کودکی ام عاشقانه دوستت داشتم. بعدها تحت فشار بی عدالتی هایت که روا داشتی، پیش من احترامت را از دست دادی. گویی که بی عدالتی مادرانه می تواند جوازی برای بی احترامی کردن فرزند باشد. گاهی از این کارم پشیمان می شوم. گرچه عادت ندارم در این باره حرفی بزنم.
من دیگر آن بچه ی خشن و قدرنشناس نیستم. تعمق بسیار درباره سرنوشتم و شخصیتت کمکم کرد که همه ی اشتباهات و همه بخشش هایت را بفهمم. اما در مجموع آسیبی که نباید وارد می شد، وارد شده. آسیبی که نتیجه ی بی احتیاطی های تو و خطاهای من است. واضح است که سرنوشت ما در دوست داشتن یکدیگر گره خورده است. زیستن برای همدیگر و به پایان رساندن زندگی، به شرافتمنداته ترین و شیرین ترین روش ممکن. با این همه، در شرایط وحشتناکی که قرار گرفته ام، مطمئنم که یکی از ما دیگری را خواهد کشت یا بالاخره هر دویمان همدیگر را می کشیم. بعد مرگ من تو دیگر زندگی نخواهی کرد. کاملا روشن است. من تنها چیزی هستم که به تو زندگی می دهد. بعد از مرگِ تو، مخصوصا اگر عامل مرگت من باشم، خودم را خواهم کشت. در این باره هیچ تردیدی ندارم. مرگ تو که گاهی با پذیرش بسیار از آن حرف می زنی، گره ای از شرایط فعلی من باز نخواهد کرد. اصلا  شورای قضایی همین حالا برگزار بشود. چرا که نه؟ هیچ غرامتی شاید پرداخت نشود. بعلاوه، تنها درد است که از آنِ من خواهد بود. حسی وحشتناک از انزوایی مطلق. این که خودم را بکشم، این ... بی معنی است. نه؟ شاید بگویی « مادر پیرت را می خواهی تنها بگذاری؟ باور کن که اگر هم حق انجام این کار را  نداشته باشم، به خاطر رنجی که طی حدودا سی سال گذشته متحمل شده ام، کارم توجیه می شود ....        


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :