نگرشی به مقوله ی مطالعه و نقش و جایگاه آن در جامعه
نوشته ی عابدین پاپی

نویسنده : عابدین پاپی
تاریخ ارسال : سوم آبان ماه ١٣٩۶


نگرشی به مقوله ی مطالعه و نقش و جایگاه آن در جامعه
نوشته ی عابدین پاپی


1-نیم نگاهی به ریشه یابی مقوله ی مطالعه :
واژه ی مطالعه در فرهنگ لغت علامه دهخدا به معنی نگریستن به هر چیز برای واقف شدن به آن ، تأمل و تفکر ، اندیشه ، به اندیشه خواندنِ نوشته ای ، خواندن ، مرقومه  و نامه بکار رفته است . با این تعابیر از واژه ی مطالعه که در بالا ذکر آن رفت ، مطالعه را می توان به معنی اطلاع پیدا کردن از چیزی برشمرد و یا خواندن یک چیز ی در جهت نیل به آگاهی از آن چیز به شمار آورد و یا به مطالعه کردن و خواندن کتاب یا هر چیز مکتوبی هم گفته می شود . به بیانی ساده به معنی اطلاع یافتن از یک چیز نیز بکار می رود . بنابراین مطالعه عبارتست از: نگریستن به هر چیزی مبنی بر واقف شدن به آن چیز و و یا به معنی تفکر و اندیشیدن در هر چیزی در جهت نیل به آگاهی و فهمی درست و کاربردی از آن چیز. و یا به معنی : با اندیشه خواندن ِ یک نوشتار در جهت رسیدن به هدفی مشخص و معین از خواندن آن نوشتار .
اما در جهت ریشه یابی این واژه و نیل به دیرینه ی آن شاید اطلاعات درستی دردست نیست ولی به نظر می آید که مطالعه ی جامعه و مردم آن جامعه با نوشتن آغاز شده باشد . یعنی بشر وقتی خود و پیرامون خود را شناخت و به حقایق زندگی و طبیعت پی برد سعی بر آن داشت تا که زبان شفاهی خود را به زبان نوشتاری تبدیل کند . با این بیان می توان گفت تاریخ مطالعه در زمانی به وجود آمد که انسان خواندن و نوشتن را یاد گرفت و طبیعت را طبیعت شناسی کرد و این دوران نیز بر می گردد به دنیای مدرن که با انقلاب صنعتی جهان شکل و شمایلی علمی و آکادمیک به خود گرفت . در ریشه یابی واژه ی مطالعه شاید بتوان گفت آغاز مطالعه با آفرینش اولین کتابی که در جهان به چاپ رسیده و مورد مطالعه ی مردم قرار گرفته است به وجود آمده است و یا با اولین حکاکی بشر بر روی سنگ و یا چوب . امابا این تعابیر هم سند درستی در دست نیست زیرا که آنچه در لابه لای کتب تاریخی می خوانیم مرتبط با دوران تاریخ است و نه ماقبل تاریخ . لذا گمان می رود مطالعه با آگاهی مردم نسبت به خود و زندگی پیرامون شکل گرفته است و تا زمانیکه بشر خود و طبیعت را نشناخته است و به عنوان بشر بدوی و نخستین قلمداد شده ، چیزی به نام مطالعه بی معنا بوده است . بنابراین مطالعه و آگاهی مردم را می توان به زمانی مرتبط داد که بشر خود را شناخت و شناخت شناسی خود را آغاز نمود و بعد از آن به این نتیجه رسید که بایستی طبیعت و جامعه را مورد مطالعه قرار دهد.
حال ممکن است که در ریشه یابی این واژه به تاریخچه ای مقطعی در ازمنه های تاریخ هم دست یافت اما این به منزله ی تاریخ دقیق مقوله ی مطالعه نیست زیرا که انسان ابتدا زبان شفاهی و گفتاری را در جامعه و طبیعت به کار بسته است و بعد از آن خط و زبان نوشتاری را آفریده است . در زاویه ای دیگر می توان گفت مطالعه ابتدا در تمدن های تاریخ قدیم باستان به وجود آمده است به گونه ای که با اختراع خط توسط سومریان یکی از شاکله های تمدن جرقه خورد و ارتباط خط با مطالعه نیز از دلایل عمده ی توسعه ی انسانی بشر محسوب می شود .
2-نگاهی به اقسام و سبک یا روش مطالعه در جامعه
در جامعه می توان به سبک  یا روش و اقسام مطالعه نیز اشاره نمود به گونه ای که با توجه به بافتار و ساختار جامعه و آداب و رسومی که در یک جامعه متداول است و یا احیانن در جامعه  ای دیگر متداول نیست فرق داشته باشد . بنابراین مطالعه را می توان از حیث اقسام به دو قسم منقسم کرد : و سبک و یا روش مطالعه نیز می تواند در دو قالب مد نظر باشد . از حیث اقسام مطالعه به دو قسم تقسیم می شود . نخست: مطالعه ی کتبی یا نوشتاری است و دیگر مطالعه ی شفاهی و یا گفتاری است . مطالعه ی کتبی یا نوشتاری به مطالعه ای گفته می شود که فرد کتاب و یا موضوع مکتوب را مورد مطالعه قرار می دهد . به بیانی موضوعی که مورد مطالعه قرار می گیرد کتبی است . به مانند خواندن یک مجله و یا کتاب . اما مطالعه ی شفاهی و یا گفتاری به مطالعه ای گفته می شود که به صورت شفاهی و به اصطلاح سینه به سینه و دهان به دهان در بین مردم می چرخد و وسیله ای که این اطلاعات را رد و بدل می کند نیز زبان شفاهی مردم است . اما در مطالعه ی کتبی این وسیله زبان نوشتاری است . به بیانی آنچه که ما را با یک کتاب آشنا می کند زبان نوشتاری نویسنده و یا مؤلف کتاب است . فرق بین مطالعه ی نوشتاری با شفاهی یا گفتاری این است که مطالعه ی کتبی مستند است اما مطالعه ی شفاهی در خیلی از موارد مستند نیست . با این تعابیراز اقسام مطالعه  و بر همین پایه می توان به دو سبک یا روش نیز در مطالعه دست یافت . نخست : مطالعه ی تسکینی است . مطالعه ی تسکینی زیر شاخه ی مطالعه ی شفاهی و گفتاری است زیرا که شاخک های مفهومی خود را از این نوع مطالعه دریافت می کند . مطالعه ی تسکینی به مطالعه ای گفته می شود که حالتی تخصصی و هدفمند را دنبال نمی کند و به مانند یک عدد قرص مُسَکَن می ماند که شما را برای زمانی کوتاه آرام می کند و به اصطلاح آینده دار نیست . به بیانی مطالعه کننده به دنبال هدفی سازنده در مطالعه ی خویش نیست بلکه نیتی کوتاه و مقطعی را در مطالعه ی خویش لحاظ می کند . اما مطالعه ی کاربردی نوعی مطالعه ی تخصصی و کارآمد است که مطالعه کننده هدفی معین و آینده دار را در مطالعه ی خویش مدنظر دارد . فرق بین مطالعه ی کاربردی با مطالعه ی تسکینی در این است که مطالعه کننده در مطالعه ی کاربردی اهدافی بلند و زمانبر را دنبال می کند اما در مطالعه ی تسکینی چنین  چیزی از جانب مطالعه کننده مشاهده نمی شود . در مطالعه ی کاربردی فرد به جایگاهی تخصصی واجتماعی دست می یابد اما در مطالعه ی تسکینی با چنین ویژگی هایی تصادم نداریم و تنها اطلاعات عمومی افراد افزایش می یابد .
3- نیم نگاهی به مطالعه کننده و مطالعه شونده
مطالعه از حیث گرایش و گزینش افراد به انواع مطالعه کننده و مطالعه شونده تقسیم می شود . زیرا که ممکن است یک نفر کتاب شعر بخواند  و آن دیگر علاقه به رمان و یا داستان داشته باشد و یا فردی دیگر علاقه به کتاب های اقتصادی و یا فلسفی داشته باشد . لذا پیوند روحی و روانی و شخصیتی خاصی بین مطالعه کننده و آنچه که مطالعه می کند وجود دارد ومهم ترین حُسن کار در این است که مطالعه کننده راه درست خود را پیدا می کند و بر اساس علاقه ای که دارد نوع کتاب و موضوع مد نظر خود را برای مطالعه انتخاب می کند . اما معایب کار نیز در این است که ممکن است فرد ِ مطالعه کنند راه خود را اشتباه انتخاب نماید که در این شرایط ممکن است با مشکلات فکری و روانی نیز مواجه شود . بنابراین نوع انتخاب موضوع مطالعه بسیار مهم است . شاید اغلب افرادی که در سن جوانی کتاب های سنگین و تخصصی را بدون کارشناسی می خوانند و منبعد با افکاری پراکنده و رادیکال مواجه می شوند بر گرفته از عدم انتخاب صحیح در نوع مطالعه باشد . به عنوان مثال : شاید نیازی نباشد یک جوان 20 ساله در آغاز مطالعه ی خود کتابی فلسفی و یا عرفانی محض را بدون پیش زمینه های مطالعاتی مورد وارسی قرار دهد زیرا که آغازگر بنیادی یک تفکر با خواندن اولین کتاب در ذهن خواننده شکل می گیرد و خواننده را به همان سمت با مؤلفه هایش می کشاند . خواندن یک کتاب به مانند دیدن یک فرد برای اولین بار است که شناختی جزئی اما اساسی را از او پیدا می کنیم!
4-نقش و جایگاه مطالعه درجامعه
نقش و جایگاه مطالعه در یک جامعه با جامعه ای دیگر متفاوت است چه این که ممکن است در یک جامعه خواندن کتاب هایی  متداول باشد اما در جامعه ای دیگر متداول و مرسوم نباشد . در یک جامعه نقش مطالعه به همان اندازه مهم است که جامعه برای آن ارزش قائل است وبه اصطلاح مطالعه در آن جامعه ارزش معیاراست. نقش مطالعه را بر اساس جایگاه مطالعه مورد بررسی قرار می دهند به گونه ای که ممکن است در یک جامعه ی سنتی ادبیات مدرن جایگاهی نداشته باشد اما ادبیات عامیانه و سنتی دارای جایگاهی اساسی باشد . بنابراین نقش مطالعه را بر اساس جایگاه ارزشی مطالعه وارسی می کنند. شما نمی توانید تفکر هگل و یا ژاک دریدا را در یک بافتار و ساختار روستایی و عمومی و جامعه ای بسته تبلیغ کنید و جایگاهی را برای آن مشخص نمائید و یا حداقل به اندازه ی مؤلفه های ادبیات عامیانه این نوع تفکرات در چنین بافتارهایی مدنظر نیست .
با این وجود ، نقش و جایگاه مطالعه فرآیندی فرا گیر است و با توجه به دنیای امروز نیاز مبرم همه ی ماست که مطالعه را در اولویت اول قرار دهیم . مطالعه در یک جامعه هم فرهنگ ساز است و هم جامعه ساز و هر جامعه ای که بیشتر مطالعه می کند و بیشتر می نویسد ، موفق است . کسی نمی تواند انکار کند که مطالعه در جامعه نقش و جایگاهی ندراد زیرا که مطالعه در هر زمینه ای که باشد ما را نسبت به آن زمینه آشنا و آگاه می کند و آینده ی ما را در نیل به اهداف بلند در آن زمینه تضمین می کند .
با این بیان ، نقش مطالعه و جایگاه آن در جامعه زمانی می تواند کارآمد باشد که جامعه درهمه ی زمینه ها ی علمی و صنعتی به رشد و بلوغ رسیده باشد و مطالعه نیز در آن جامعه نهادینه شده باشد . بدون نهادینه کردن مطالعه در یک جامعه و تبدیل کردن آن به فرهنگ در جامعه نمی توان به مطالعه به عنوان مقوله ای سازنده و فرآرونده نگاه داشت .ضمن این که نقش جامعه در بافتار های روستایی با بافتارهای شهری نیز کاملن متفاوت است و حتا این تفاوت در بافتارهای روستایی نیز مشاهده می شود همچنان که در بافتار های شهری امری مشهود است . به عنوان مثال: آداب و رسوم و باورداشت ها و فرهنگ مردم گیلان با مردم لرستان در تفاوت عمده است  و یا تفاوت زبان و تاریخ مردم تهران با مردم پاریس امری مبرهن است همچنان که در جامعه ی شهری نیز به نوبه ی خود با چنین تفاوت هایی تصادم داریم . اگر چه بافتارشهر برمحورتکنولوژی و صنعت است و فرهنگ ها در این نوع بافتارهای شهری با روستاها متفاوت به نظرمی آید اما این تفاوت در بن مایه ی همین شهرها نیز نسبت به یکدیگر مشاهده می شود به گونه ای که بافتار و ساختار فرهنگی و زبانی شهر کرج با شهراصفهان در تفاوت عمده است . لذا مطالعه ی یک کتاب در زمینه ی فرهنگ و آداب و رسوم مردمان اصفهان چرخش و چربش بیشتری را در بین مردم اصفهان ایفا می کند تا مردم شهرستان کرج و یا مطالعه ی فرهنگ موسیقی  مردم کردستان چربش بیشتری را در بین مردم کردستان دارد تا مردم بلوچستان . با این نگاه پنداشت این است که نقش و جایگاه مطالعه زمانی کاربردی است که ابتدا جایگاه ِ مطالعه در یک مکان و یا منطقه مشخص شده باشد و این مطالعه بتواند قدرت نقش پذیری خود را در بین آحاد و عوام آن جامعه به تثبیت برساند . حاصل این که اهمیّت مطالعه در یک جامعه بستگی به تعریف جایگاهی است که برای آن مد نظر داریم و اگر این تعریف نهادینه شده باشد نقش مطالعه نیز در جامعه برجسته می شود . به دیگر بیان برجستگی مقوله ی مطالعه در جامعه منوطِ به اهمیّت به جایگاه مطالعه در جامعه است .
5-مطالعه چگونه آغاز می شود و چگونه باید مطالعه کرد ؟ پنداشت این است که آغاز مطالعه همان تولد مطالعه است . یعنی مطالعه چگونه در یک فرد به وجود می آید و سرشت و جوهره ی آن از کجا سرچشمه می گیرد . با توجه به تجارب نگارنده در بطن خویش، جامعه و طبیعت می توان گفت که مطالعه ابتدا از خودِ فرد آغازمی شود به بیانی مواد و مصالح اولیه ی آن از یافت ها و دریافت های کودکانه و زیست محیط فرد تشکیل می شود و منبعد در جامعه دچار پوست اندازی های متفاوتی با توجه به سیر تکاملی و اندیشه ای فرد می شود . آغاز مطالعه با دو نوع «ضمیر» از جانب فرد شکل می گیرد . نخست ضمیر ناخود آگاه فرد است و دیگر ضمیر خود آگاه فرد . ضمیر ناخود آگاه فرد اززهدان مادرو زیستن چند ماهه ی جنین در رحم مادر شکل می گیرد و جنین به صورت ناخوداگاه به یکسری یافت ها و دریافت هایی ناخود آگاه دست می یابد و این ضمیر ناخود آگاه از تولد تا پایان کودکی فرد با وی همراه است به طوری که بخش عمده ای از آگاهی فرد را همین دوران تشکیل می دهد . بخش دیگر مطالعه ضمیر خود آگاه فرد است که در تعیین مطالعه ی فرد نقش عمده ای بر عهده گرفته است . ضمیر خودآگاه فرد زمانی آغاز می شود که فرد به یکسری آگاهی در جامعه دست می یابد و مطالعه ی خود را نسبت به خویش ، جامعه و طبیعت می فهمد . این دوران از جوانی تا زمان پیری است وانسان درسیر زندگی خویش به دریافت های تازه ای هم در همه ی جوانب دست می یابد . آغاز مطالعه تنها خواندن یک کتاب نیست و یا رفتن به کلاس اول ابتدایی و آموختن مطالبی ابتدایی از معلم . بلکه معلم انسان ها علاوه بر مدرسه و دانشگاه خودِ فروطبیعت نیز می باشد .
برخی از افراد راه درست و هدف مند را درعلم مطالعه تنها مدرسه و دانشگاه می پندارند در صورتی که سرشت و گوهره ی بی نهایت انسان ها و طبیعت و هستی در تغییر و تحولات فکری و فرهنگی افراد نقشی سازنده و بنیادی بر عهده گرفته است . آغاز مطالعه می تواند با سُرودن یک بیت شعر در انسان رقم بخورد و یا با خواندن یک کتاب و یا با اندیشیدن به یک چشم انداز طبیعی که آکنده ازاسرار نهفته است . با این بیان هم آغاز مطالعه در افراد می تواند متفاوت باشد زیرا که نوع تربیت خانوادگی وکانون های اجتماعی و دانشگاهی در تعیین آغاز مطالعه ی افراد مؤثر می باشد . ممکن است آمار مطالعه در یک خانواده پایین باشد و در یک خانواده با لا و این مهم بر می گردد به فرهنگ خانواده ها والگوهایی که در خانواده ها وجود دارد و البته نوع مطالعه نیز بستگی به اعتقاد ، فرهنگ و تفکر یک خانواده را می طلبد که این خانواده دارای چه نوع ایدئولوژی و فرهنگ و تفکری است و بنیاد آن به چه دیرینه ای از تاریخ و فرهنگ یک جامعه و سرزمین کلاف خورده است . مطلب دیگر بر می گردد به این که چگونه باید مطالعه کرد؟ فکر می کنم که مهم ترین عنصر در بافتار و ساختار جامعه چگونه مطالعه کردن آن جامعه می باشد و به اصطلاح آن جامعه با چه رویکردی تن به خواندن یک کتاب می دهد و یا یک جامعه را شفاهی و کتبی مورد بررسی قرارمی دهد .
آموزش صحیح و سازنده یکی از عواملی است که ما را با چگونه مطالعه کردن یک موضوع آشنا می کند و دیگر بافتارها و ساختارهای جامعه می باشد که چگونه مطالعه کردن را به ما یاد می دهند . به نظر می رسد مطالعه باید در سن جوانی آغاز شود و افراد بر اساس باورداشت ها و اعتقادات خود مطالعه را شروع نمایند . یک جوان 20 ساله به مانند یک سی دی خام است که هرچه به آن منتقل کنیم همان را به جامعه انتقال می دهد.
در مطالعه سه نوع مرحله را افراد بایستی پشت سر بگذارند و بر اساس این مراحل مطالعه ی خویش را به جلو هدایت نمایند . این سه مرحله شامل دوره ی امتحان ، گذار و تثبیت است . در دوره ی امتحان فرد بایستی کتاب هایی را مطالعه نماید که به فراخور اعتقاد و فرهنگ فرد باشد و از جانبی دیگر به فراخور گروه سنی فرد و تجارب فردی و اجتماعی آن نیز هم خوانی داشته باشند . در دوره ی گذار فرد بایستی نوع مطالعه ی خود را عوض نماید زیرا که در این دوران فرد پا در تجاربی بالاتر می نهد و از حیث سنی نیز دارای موقعیّت و فهم بیشتری است . دوران گذار دورانی است که فرد کتاب های متعددی را مطالعه می کند و دوست دارد اغلب افراد را زیر سئوال ببرد  و تقریبن نگاه او به جامعه نگاهی رادیکال است .
بنابراین این نوع انتخاب موضوع برای مطالعه بایستی کار شناسی شده و بر اساس تجارب و نگاهی  باشد که در طول و عرض زندگی به دست آورده است . اصولن دوران گذار برای افراد از سن 30 تا 40 می باشد و اوج و شکوفایی مطالعه ی افراد در همین فاصله شکل می گیرد . دوران تثبیت را می توان دوران تکامل نامید و در این دوران فرد به خوبی می داند که چه موضوعی را باید مطالعه نماید و چه موضوعاتی را نمی بایست مورد وارسی قرار داد . تثبیت در مطالعه زمانی شکل می گیرد که فرد به پختگی لازم می رسد و تقریبن به پایانِ جاده ی دانش می رسد و پا در جاده ی بینش می گذارد . بینش نوعی مطالعه ی کاربردی و درونی است که انسان در دوران تثبیت کسب می کند . می توان گفت بینش و منش در مطالعه در زمان تثبیت در فرد شکل می گیرند و دانش مختصِ به دوران امتحان و گذار است .البته ممکن است که یک فرد در دوران گذار هم به بینشی قابل توجه دست یابد اما این بینش در افرادِ استثنایی رخ می دهد و بینش کاملی  هم نیست . افرادِ استثنایی را می توان نوابغ برشمرد که دارای هوش و ذکاوتی درونی اند و دارای حکمتی سرشار از یافت ها و دریافت هایی معنوی و تأویل پذیر. بنابراین نتیجه می گیریم که چگونه مطالعه کردن می تواند در رشد و بالندگی یک جامعه بسیار مهم و سرنوشت ساز باشد و مهم ترین راهکار این است که با آموزش صحیح علم مطالعه را به سمتی هدف مند و علمی سوق دهیم تا جامعه بتواند به خاستگاه معنوی و جایگاه اجتماعی خود دست یابد .
6-گذری کوتاه در محاسن و معایب مطالعه درجامعه
مطالعه نوعی آگاهی پیدا کردن از هر چیزی است که این آگاهی می تواند دارای محاسنی باشد و یا احیانن معایبی . برخی از مطالب اجتماعی و فرهنگی و یا سیاسی و ... ممکن است به فراخور روحیات فرهنگی و سلایق فکری جامعه نباشد وجامعه را به سمت و سیاقی دیگر هدایت کند و یا می تواند مفید و سازنده باشد . انتخاب صحیح و کارآمد یک موضوع که مرتبط با سلایق جامعه می باشد منجر به هدایت جامعه به سمت و سیاقی فرابخش و منتج است . لذا معایب و محاسن مطالعه در یک جامعه ممکن است دردراز مدت تأثیر خود را بگذارد و یا در کوتاه مدت . اگر نوع مطالعه با بافتار جامعه سازگار و عجین باشد جامعه را هنجار پذیر می کند و به رشد و بالندگی جامعه کمک می نماید ولی اگر نوع مظالعه با بافتار جامعه سر سازگاری نداشته باشد جامعه را با کج فهمی و انومی مواجه می سازد و ممکن است که به رکود و سقوط جامعه در ابعاد مختلف مبدل شود . مطالعه در جامعه وقتی سودمند است که آن جامعه بتواند به جایگاهی قابل تأمل در حوزه فرهنگ و دانش دست یابد به گونه ای که سود این مطالعه معنوی وانسانی باشد . یک مطالعه ی سودمند مطالعه ای است که برای هر انسانی با هراعتقاد و باورداشتی سودمند باشد و ضررو زیانی به ساختار فرهنگی و اجتماعی آن جامعه وارد نسازد. بنابراین مطالعه در هر جامعه ای می تواند سودمند و سود آن بیشتر از ضرر آن است اما ممکن است که برخی از پیش زمینه های مطالعاتی نیز جامعه را با چالش هایی مواجه سازد . لذا برای رسیدن به یک مطالعه سودمند و درخور توجه و تأامل بایستی ابتدا معایب آن را برطرف کرد و بعد آن تفکر را درجامعه نهادینه نمود . به عنوان مثال: تشویق کردن یک جامعه ی روستایی را به مطالعه ی نوآوری هایی که پیش زمینه ی مطالعاتی را در این زمینه ندارند ، اگر چه در کوتاه مدت ممکن است سودمند باشد اما در دراز مدت دچار انومی های متعددی خواهد شد . مطالعه بارشی است بر ذهن انسان که این بارش را می توان به بارش باران بر زمین تشبیه کرد . بنابراین پیامد آن نیز به همین سادگی در ذهن جامعه پاک نمی شود . مطالعه فی نفسه دارای معایب نیست و خواندن هر کتابی و یا مطلبی می تواند نوعی آگاهی را به افراد جامعه منتقل نماید اما این نوع آگاهی ممکن است که دارای پیش زمینه هایی در آن جامعه نباشد و این خود مسببی است مبنی بر ایجاد پیامد هایی ناخوشایند و ضررآفرین . با این بیان ، خواندن یک کتاب و یا مجله و یا پژوهش و تحقیقات میدانی از جانب پژوهشگران و نویسندگان که نوعی مطالعه به شمار می رود نیازِ به تطابق این گونه مطالعات با بافتار و ساختار فرهنگی و آموزشی جامعه را می طلبد و اگر چه امروزه بحثی به نام دهکده ی جهانی و تعابیری چون جهان شمول و دموکراسی فکر و اندیشه مطرح شده است اما وارد شدن همین مباحث نیز بدون کارشناسی و آزمایش و آموزش صحیح در یک جامعه ممکن است باعث کج فهمی و تشتت افکار و تزلزل فرهنگ گردد . به عنوان مثال : تبلیغ کردن مدل های فرهنگی و پوششی دنیای امروز را در فضاهای سنتی بدون آموزش صحیح ، جامعه را با پیامدهایی ناگوار مواجه خواهد ساخت و حتا ممکن است که جامعه به سمت و سیاقِ بدفرهنگی هدایت شود . یکی از بدفرهنگی هایی که در دنیای امروز ( پست کریتیکال)  و به ویژه در کشورهای توسعه نیافته و گذارِ به توسعه باب شده است توجه بیش از حد جامعه به دنیای مجازی و استفاده ی بی مورد و بی رویه از رسانه های مجازی است . شاید بتوان گفت حضور یک تکنولوژی در یک جامعه که پیش زمینه ی مطالعاتی آن تکنولوژی را آن جامعه ندارد ، چیزی جز بدفرهنگی و کج فهمی را به دنبال نخواهد داشت . لذا امروزه مطالعه در جامعه ی ما به دوبخش تقسیم شده است . یکی مطالعه ی حقیقی است و دیگر مطالعه ی مجازی و به نظر می آید که چرخش و چربش مطالعه ی مجازی در بین مردم بر حقیقی مشهودتر است و این روند نمی تواند فرآیند فرآرونده ای را برای خوانندگان به همراه داشته باشد زیرا که خواننده با مطالعه ی حقیقی و تحقیق و پژوهش میدانی فاصله می گیرد و پارامترهای بنیادی مطالعه را فراموش می کند . لذا نگاه ما به دنیای مجازی نگاهی سطحی نیست اما تولد هر نوآوری نیاز به تربیت ، هدایت، فرهنگ  و اخلاق دارد زیرا که به نحو اکمل با دیرینه ها ی آن نوآوری آشنایی نداریم.  

 


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :