شعرهایی از سعادالصباح
ترجمه ی سودابه مهیجی

نویسنده : سودابه مهیجی
تاریخ ارسال : بیست و هفتم مهر ماه ١٣٩۶


سعاد الصباح بانوی شاعر و نویسنده ی اهل کویت است.و تحصیلات او در رشته های علوم سیاسی و اقتصاد می باشد. از او دفترهای شهر متعددی به زبان عربی منتشر شده است.وی متولد 1942 میلادی ست.

1-

 

تورا بازخواست نمی کنم
که پاره های وجودم را برگرفتی
و با آن وطنی ساختی
برای عاشقان همین بس است
که غم هایشان
خانه ی گنجشکان باشد


لن أحاکمک لأنک اخذت
شظاياي و بنيت بها وطنا
فيکفي العشاقٙ أن تکون
احزانهم مُدُنا للعصافير


2-

 

بگو بدانم
پیش ازمن آیا
زنی را دوست داشته ای؟
زنی که در معرض عشق خِرَدش را گم کند؟
بگو
بگو که زن وقتی عاشق جنگل یاس میشود
چه برسرش خواهد آمد؟
بگو بدانم
شباهت فریادگون
میان سایه و اصل چگونه است؟
میان چشم و سرمه چگونه است؟
زن برای عشقش بدل به چه خواهد شد؟
نسخه ای برابر اصل؟
چیزی بمن بگو
که هیچ زنی جزمن نشنیده باشد.


قل لي . قل لي
هل أحببت امرأة قبلي
تفقد , حين تكون بحالة حب
نور العقل ..؟
قل لي . قل لي
كيف تصير المرأة حين تحب
شجيرة فل ؟
**
قل لي
كيف يكون الشبه الصارخ
بين الأصل , وبين الظل
بين العين , وبين الكحل ؟
كيف تصير امرأة عن
عاشقها
نسخة حب .. طبق الأصل ؟..


قل لي لغة ...
لم تسمعها امرأة غيري ...

 


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :