شعری از حسین تقلیلی

نویسنده : حسین تقلیلی
تاریخ ارسال : شانزدهم مهر ماه ١٣٩۶


سالها مي گريختم ازجنگ
 ازنبردي که تن به تن بوده
به تو ازپشت ميکند شليک
 آنکه مهرش کمرشکن بوده
خواستم تا سفير صلح شوم
 با کبوتر لباس پوشيدم
از صفير گلوله دانستم
اينکه پوشيده ام کفن بوده...
آب و دان مرا عوض کرده
 جاي خواب مرا عوض کرده
شکل ماه مرا عوض  کرده
هرچه کرده براي من بوده...
مرد بودي فرار هم کردي
ساده بودي دروغ هم گفتي
هرچه گفتي خلاف آن کردي
تو چه بودي؟ تو او که زن بوده...
هديه روز اولت جان بود
کارهايت به من نشان دادند
آنچه از عاشقي درآوردي
پيرهن پشت پيرهن بوده!


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :