شعری از محمد لوطیج

نویسنده : محمد لوطیج
تاریخ ارسال : ششم مهر ماه ١٣٩۶


اختلال مشابهت

مشت مشت ریتم می‌ریزد
مطنطن می‌شود
ت‌ت‌تن تن  طن‌طنه‌ای که از شانه‌ها
و پایین می‌آید
با تمرکزی ویژه
بر دو دکمه‌ی قهوه‌ای
وَ تن می‌شود.
چه جنگ تن به تنی!
ت‌ت‌تن تن تن
پیراهنی از گل دارد
پیراهن که ندارد
 وَ تن می‌شود.
بعضی جاها که از مفاعلن
و بیرون می‌زند
راه می‌افتد دنبال رابطه‌ای که حالا سردش شده
و باجه‌ی تلفنی در خیابان گرگان
که از دهنی‌اش
صدای جیر جیر می‌آید.
فوووت فوووت فوووت می‌کند
با دقتی سرسام‌آور
و در فواصل معین
فوووت  فوووت  فوووت.  
فعلا اسمی ندارد
کسی که در گوشی تلفن
و فوووت فوووت فوووت می‌کند.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : مائده رمضانی
آدرس اینترنتی : http://

نسبت به شعرهایی که قبلاً از ایشون خواندم. اصلا شعر خوبی نبود. اون قسمت که فوت کردن در گوشی و ... که یادآور خاطرات نسل قبل است کمی نوستالژی داشت ولی در کل به دل ننشست.