یادداشتی بر "در راه" از جک کرواک
امیرحسین بریمانی

نویسنده : امیرحسین بریمانی
تاریخ ارسال : پنجم مهر ماه ١٣٩۶


قتل دیگری بزرگ در جاده
یادداشتی بر "در راه" از جک کرواک
امیرحسین بریمانی


   در راه رمانی چهارصد صفحه ای است از جک کرواک که در سه هفته  و همچون طوماری بر کاغذهای بلند صد و ده فوتی نوشته شد. درنتیجه اینکه متن رمان انباشته از هیجانات افراطی است. البته انگیزش های ناگهانی نه صرفا به مثابه ی عناصر برسازنده ی درام بلکه به طوری کلی تر، هسته ی معنادهی به دنیای خام برای شخصیت های واقعی رمان هستند. این رمان که به نوعی شناخت نامه ی غیرادبی نسل بیت محسوب  می شود، زیست تصنعی نشده (توسط عناصر دراماتیک)ی خود کرواک، نیل کسیدی، آلن گینزبرگ، ویلیام باروز و چندتن دیگر از نویسندگان نسل بیت را در بر می گیرد و به دلیل همین فقدان درام هم کتاب ریتم روانی ندارد. این از مزیت های کتاب بود. چراکه کرواک درواقع تلاش می کند از همین روش های مرسومی که به دلیل تکرار شدنشان در رمان های مختلف، ذهن تنبل را رضایت می بخشند تخطی کند و زیست واقعی خودش و دوستانش را در جهان واقعی نشان بدهد که به هیچ وجه قابل تطبیق با عناصری از پیش تعریف شده نیست. رمان و سینمای عامه پسند آمریکا در مقابل تلاش می کند تا با تقلیل دهی وجود انسانی به کاراکترهای پیش بینی پذیر، اثری یک دست پدید بیارد. به عنوان مثال، نقطه اوج و فرود در فیلم و رمان عامه پسند آمریکایی، الگوی مشخصی دارد که در آثار مختلف، خود را با تغییرات جزیی تکثیر می کند. بنابراین حتا اغلب آثار آمریکایی ای که تحت عنوان ضدجریان می خوانیم هم درنهایت گرفتار همین الگوهای از پیش تعیین شده اند، اما با این تفاوت که صرفا تغییرات آشکاره ای در ساختار پدید آورده اند که باز همان بازتولید سیستم در شکل های جدید است. مثلا فیلم نبراسکا از الکساندر پین و مرد پرنده از ایناریتو، از خود الگوهای عامه پسند استفاده می کنند تا رویای آمریکایی را مسخره کنند! حال در این زمینه است که "در راه" جک کرواک اهمیت خود را باز می یابد. که البته خود همین واقعی بودن اشخاص رمان، ناخواسته به جلوگیری از تغییر و تقلیل یافتن سرنوشت شخصیت های رمان برحسب ضروریات درام منجر شده است. برعکس آلن گینزبرگ که به تمسخر آمریکایی ها می پردازد، جک کرواک سعی می کند امکان های دیگری برای زیستن را نشان دهد و در دام کلی گویی نمی افتد. که البته شبیه کلی گویی به دام، شاید کمی غیرمنصفانه بود اما به هرحال کرواک خیلی صریح تر با امرناممکن برخورد می کند و به این ترتیب منفعل نیست. نیل کسیدی و جک کرواک در این رمان، بی پول و بی سرنوشت به جاده ها می زنند، آمریکا را می گردند، با مردم حرف می زنند، ماجرا ایجاد می کنند و ممکن بودن سرپیچی حقیقی از زیست تصنعی و تکرار شده ی انسان در قرن بیستم را نشان می دهند. و البته این کتاب هیچ تلاش نمی کند دوراهی اخلاق، انضباط و امنیت با انقلاب، سرپیچی و امرناممکن را نشان بدهد و تمایل ذاتی ما به دومی را در حاشیه ی تردید، انکار و سوالات اساسی قرار نمی دهد. نکته اصلی اینجاست که کرواک، ضدکنش را جز در زیرسایه ی بازتولید سیستم نمی بیند و بنابراین تغییر را به کلی ناچیز و ناکارآمد می شمرد. به همین دلیل کسیدی و کرواک اغلب در جاده ها هستند. آنتونیونی در فیلم Zabriskie Point، یک دختر و پسر آمریکایی را نشان می دهد که از شهرشان فرار کرده و به جاده ها پناه برده اند. پسر، در جریان تظاهرات، پلیسی را کشته و دختر از پدرمستبد فرار کرده است. هم در فیلم آنتونیونی و هم در رمان کرواک، جاده به مثابه ی جایی در نظر گرفته شده که در دسترس قدرت نیست و از نگاه خیره ی دیگری بزرگ در امان است. درسطحی دیگر، کرواک تلقی دیگری از ادبیات را نشان می دهد. فیگور نویسنده به مثابه ی یک تخیل پرداز یا درنهایت بازگو کننده ی رازآمیز خاطرات منسوخ شده است. کرواک راجع به آینده می نویسد و سعی می کند حدنهایی استحاله ی واقعیت را در خود واقعیت آزمایش کند. در قسمتی از کتاب، خانواده ای از راه خسته شده و ماشین را به این دو نفر می سپارند تا بقیه ی راه را با هواپیما بروند و کرواک و کسیدی از همین راه خسته کننده لذت می برند. کتاب روایتی است ازینکه بدون پول و تعلق به واقعیت، چه لذت هایی می شود برد که نظام سیستماتیک (و نه صرفا سرمایه داری) برای حفظ امنیت از ما دریغ کرده است.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :