شعری از سعید رحیمی

نویسنده : سعید رحیمی
تاریخ ارسال : سوم مهر ماه ١٣٩۶


تا می آیی در که نه بلکه دلش وا می شود
خانه ی تنگی که باتو شکل دنیا می شود
حالت چشمت محال ممکنی که پیش آن
یهتر از حال چنینش حال حالا می شود
لاجهانم، لازمینم ، لازمان بی نام تو
ای که حتایت به الاهای من  لا میشود
یا زلال شوق باتو یاکه بی تو اشک شور؟
بعدها در من کدامین ابر دریا  میشود؟
تنگدستم کرده درتو گم شدن اما بمان
لقمه ای نان در دل این سفره پیدا می شود
تا که نور محض زیبایی به چشمانم دهد
چشم تو معجزترین اعجاز عیسا می شود
ای که دنیایت نشد جا در اتاق تنگ من
بی تو دلتنگی یک دنیا در آن جا می شود


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :