نگاشتی بر " برق رگ ها بر پولاد دریا " شعرِ قاسم آهنین جان
مهران شفیعی

نویسنده : مهران شفیعی
تاریخ ارسال : سی ام شهریور ماه ١٣٩۶


نگاشتی بر " برق رگ ها بر پولاد دریا " شعرِ قاسم آهنین جان
 
 دماپادا آورده است : غم بازگردد ، بر آن کس که ریشه ی تشنگیش به جا مانده است . واین خاستگاه شعر دیگر است . رنجی که در هستی شاعر ریشه دوانده و اصالتی که کلام شاعر دارد . ماحصل عزلت و رنج در زبان و اوراد کهن که در بستری نو به بار می آید . شعر دیگر ، شعر زمزمه های دیگر است . شعر وردهای رازگونه و جادوی عرفان . شعر مراقبه ی روح در اسیر جسم و اثیری که ربط ِهستی و آدم می شود و این شتابی ست از تصاویری که در ذهن مخاطب می سازد و شاید این شتابی که در ذات تصویرِ آن است درک شعر را برای مخاطب سخت و بعضا ناممکن می کند .
قاسم آهنین جان شاعر دیگری ست که شاید به سختی مخاطب غیر دیگری را مجذوب خود کند . شاعری که پر از رمز و راز جادوگری و نثر صوفیانه در شعر خود می باشد . شعرهایی گاها رازگونه که فهم آن ساعت ها و روزها نیاز است و ذهنی آماده از کهن و علوم غریبه می طلبد . اما شاعر است . درخشان وبی تکرار در این نحله ی شعری که بی شک کتاب " ذکر خواب های بلوط " بی مانندترین مجموعه ی اوست.
آهنین جان در مجموعه ی جدیدش " برق رگ ها بر پولاد دریا " ، رفتار متفاوتی در شعر ارائه می دهد . اتفاق جالب توجه است نگاهِ امروز شاعر به این جنس شعر و رفتاری که در زبان او اتفاق می افتد . رفتاری که شاید پیچیدگی های کمتری نسبت به شعرهای دفتر نخست او دارد . شاعر اینجا آرام تر شده  و ازآن جست وگریزهای بی محاباش کمی دورتر شده است . شعرهای نخست شاعر که پر راز وابهام وزبانی آغشته به واژه های آرکائیک داشتند حالا رفتاری مناسبِ حال امروز شعر ارائه می دهد . هرچند شعرهای گذشته ی او مقبول تر عمل می کند اما این بدان معنا نیست که آهنین جان درگیر سادگی های رایج در شعر امروز شده است . او دیگر است حتی در شعر بلند این مجموعه که زبانی ساده تر و متفاوت تر از شعر های دیگر این مجموعه و حتی متفاوت از سایر شعرهای او دارد.
شاعری که همواره معناگریزیِ در معنا در کارهای او به چشم می خورد اینبار در همین شعر بلند (از گذشته ها، اوراق گورستان ) زبانی ساده تر ، معناسازی های گاها آشکار و حتی با شعر روایتمندتری مواجه می سازد . چیزی که در نوشته های آهنین جان کمی بعید می نماید . این منظومه بیشتر شبیه به  نوستالژی های شاعر و به نوعی خاطره نگاری و درد دل با کسانی ست که دوست می دارد و حتی به گمانم کمی از قوت بالفعلِ شعرهای مجموعه می کاهد .
اما برق رگ ها بر پولاد دریا کتاب ایستایی نیست .خلق می کند و پیش می رود و همچنان امضای مولف خود را پای نوشته ها دارد . هنوز مرگ انگاری زیبا دارد و غرق معنویت وملکوت محض است . فرمی همچنان مدرن و ملات و نگاه شاعر هنوز به دورهای گذشته . هنوز گذشته را در امنیت و آرامش عرفانی خود می بیند و هنوز هم نگاه نزدیکی به ماورای وجود دارد . حتی حالا که در شعرها رئال تر و رفتاری مدرن تر از پیش ایفا می کند .
" تنها او که خواب می آرد / می داند آنسوی رود چیست / چارنعل می تازد گردونه ی سیاه / غلامانِ خمیده / پیمانه کشان بخت / به تبرک زخم ها / گِردِ پلک هام / حریر و مخمل تار / تنها او که تاب می آرد / به تیره ی خاک / می داند به کجاست / شاخه ی کوچک یاس " 23
تصویر مرگ همواره در پیدا و ناپیداست . مرگِ تصویر نیست حتی وقتی از سیاهیِ رفتن حرف می زند. رنگ دارد و ایجازِ در حرف تصویر را ناب تر میکند و مخاطب شنیده را طالب تر . حتی در اویی که خواب می آورد و دانسته ی آنسوی ماوراست . پس چارنعل می تازد به تبرک و تعارف شاخه ی کوچک یاس .
یا در شعرِ  : " قرار نگیرد این پیکر / نه به کارون / نه دجله / نه فرات / پس جان به شمد پیچم و آتش به رخسار / چون تو باشی ناظر و دو پلک پروانه و / کمان شکسته ی خون / و صبح که بی دادِ شقایق / به سکون / به دایره ای از مرغان " 42
سرسپردگیِ به مرگ وقتی " او " ناظر به منظر است . ردپای او در شعرها همواره به چشم می خورد. تویِ معشوق یا منظری از هُو . و در هو یگانه با ذات هستی می شود، یگانه می شود وقتی که مرگ چهره نشان می دهد . پس باعشق رخساره گلگون می کند و با مرگ ایجاز در رسیدن می شود . و شعرهای آهنین جان نشان از این نشانه هاست .
کتاب حاضر ، عاشقانه ای ست به سبک و سیاق خویش . با نگاهِ یاس آلود شاعر به معشوقه یا او . حتی در نمایی که خود را کنار معشوق می خواهد گلی ست شاید در آتش و آب . شاید ابراهیمِ در آتش یا گلِ در متن ، شاعرِ در او :
" نه پرنده / نه رگبار باران / می خواهم گلی باشم / نه در حاشیه در متن / نه سنبله یاس و / نه میخک / نرگس که تو بگویی / زیر ماه و سکوت / در آینه پیدا / بگوید با تو سخن / خموشانه در آب / کند نجوا با ماه / می خواهم گلی باشم / نه در حاشیه / در متن / کنار تو / برای تو / می خواهم گلی باشم / همین و بس " 37


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :