شعری از علیرضا الیاسی

نویسنده : علیرضا الیاسی
تاریخ ارسال : هجدهم مرداد ماه ١٣٩۶


با بوسه ات لب و دهنم را گرفته ای
تو تابِ دست و پا زدنم را گرفته ای
چسبیده ای به پوستِ من ای تنِ نحیف!
انگیزه یِ جدا شدنم را گرفته ای
عریان شدم چنان که تنی اینچنین نشد
همراهِ پوست پیرهنم را گرفته ای
شاید تنِ سپیدِ تو از برف آمده
شاید سپیدیِ کفنم را گرفته ای
روحی اسیرِ باد شدم در برابرت
در بَر کشیده ای بدنم را گرفته ای
ما سال هاست در تنِ هم وول می خوریم
مثلِ فسیل شکلِ تنم را گرفته ای!


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :